روزنامه هفت صبح| یک: ‌ به احمد آقا زنگ زدم برای یک کار تعمیراتی. با صدایی لرزان گفت که در بیمارستان هستم. گفت که «بعد از شیمی‌درمانی‌های مفصل این چند ماهه، تقریبا همه معده‌ام را برداشته‌اند.» گفت ببخشید نمی‌توانم بیایم. قدرتش را ندارم. همه‌چیز برایش از ایمپلنت دندانش شروع شد. وقتی 60‌میلیون تومان هزینه کرد اما با عفونت فک و دهن روبه‌رو شد و بعد معده‌ای که دچار وقفه و اختلال شد.

حالا یا به‌خاطر عفونت حاصل از ایمپلنت یا به‌خاطر انبوهی از آنتی‌بیوتیک‌هایی که خورد و یا این‌که اصلا ربطی نداشت و فقط این ماجرا موجب آشکار شدن سرطان معده‌اش شده بود. احمد آقا دوازده سال است که کارهای تعمیراتی خانه ما را انجام می‌دهد. لوله‌کشی، تعمیر کابینت، ‌برق‌کشی، همه‌چیز. مرتب و منظم بود. لباس‌کار سرهمی تمیز می‌پوشید و با موتورش رفت‌و‌آمد می‌کرد.

فارسی را دقیق حرف می‌زد و خوش‌قول بود و همیشه دقت می‌کرد در گفتن هزینه‌ها انصاف را رعایت کند. یک دختر داشت که زندگی‌اش را بابت او می‌داد این‌قدر که دوستش داشت و به ما می‌گفت که دخترش را به کلاس زبان فرستاده و می‌خواهد به کلاس موسیقی هم بفرستد. مرد خانواده بود. جمعه‌ها امکان نداشت جواب تلفن بدهد.

جمعه‌ها در خدمت خانواده‌اش بود. این مرد شریف در سن چهل و چند سالگی حالا در بیمارستان است و در چنین شرایطی است و عذرخواهی می‌کند که نمی‌تواند بیاید و کار ما را راه بیاندازد. حرف احمد آقا شد یادم افتاد در زندگی روزمره‌ام کسان دیگری هم هستند که به آنها احساس محبت می‌کنم.

سلمانی خوش‌اخلاق و خوش‌صحبتم که 16 سال است مشتری‌اش هستم. همسرش شاعر است و کتاب هم چاپ کرده است. یاد ناصرخان افتادم که مغازه کوچکش را چقدر دوست دارم و هفته‌ای یک بار حتما به او سر می‌زنم و سرپایی جگر و دل و از این‌طور چیزها می‌خورم. خوش‌اخلاق و مردم‌دار و اهل حرام و حلال. آدم‌هایی که دور و برمان هستند و گاه حواسمان به آنها نیست. همین آدم‌های خوب و دوست‌داشتنی.

دو: آقا این ماجرای فوتبال و زمین چمن و استادیوم و وار به غرور مردم‌مان لطمه زده است. ارزشی و غیرارزشی هم ندارد. غرورمان لطمه دیده. این‌که نمی‌توانیم و نمی‌شود و پول نداریم و هوا گرم است و زمین چمن خراب است و این‌طور چیزها. این‌که نورافکن استادیوم خراب است و… نمی‌شود این‌طوری. با غرور مردم بازی نکنید. در چنین مسائلی باید 100 از 100 بود. باید بهترین باشیم. ویترین است. هرچقدر هم اصولگرا و بینادگرا باشیم باید نگران ویترین هم باشیم. این ویترین را درست کنید. با تشکر.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.