روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | یک: ‌دوستان سیاستمدار و خطیب به شدت در مورد این که «شیوه‌های آموزش و تبلیغ باید تغییر کنند تا نسل جدید با نظام الفت و انس بیشتری بگیرند» پافشاری می‌کنند. در واقع بر روی این تز سرمایه‌گذاری کرده‌اند که‌:«ما که خوب هستیم و رفتارمان عالی مسئله این است که نتوانسته‌ایم این خوبی‌ها را به نسل جوان منتقل کنیم.»

خب ایده قشنگی است اما برای احتیاط‌، پیشنهاد می‌کنیم کمی هم روی تغییر رفتار خودتان تامل کنید. روی تغییر و شیوه حرف زدنتان و شیوه ارتباطتان با مخاطب و شیوه حمایتی‌تان از پسران و دختران و دامادهایتان. این طوری لازم نیست همه چیز را از اول بچینید و کلی تئوری دیگر را آزمایش کنید. شاید خدای نکرده مشکل همین جا باشد. یعنی اگر شما کمی خودتان را تغییر دهید بقیه مشکلات به سمت حل شدن بروند. البته این فقط یک پیشنهاد است و مطمئنا به پای ایده‌های شما نمی‌رسد.

دو: در دنیای عجیبی هستیم که ستاره‌های هالیوودی می‌خواهند تضمین بگیرند که هوش مصنوعی، ‌همتایان بازیگران کلاسیک را و یا اصلامخلوقاتی زیباتر را برای فیلم‌های آینده نیافریند! یعنی مثلا خانم اسکارلت یوهانسون یکدفعه با مخلوقی روبه‌رو می‌شود که جمال و سکنات و صدای ایشان (صدا…صدا) رابه مبارزه می‌طلبد!

با سر در حال ورود به یک دنیای غیرقابل پیش‌بینی و عجیب هستیم. نمی‌دانم به بحث هوش مصنوعی مربوط می‌شود یا نه اما به‌هرحال‌،‌ سی سال قبل کاترین بیگلو فیلمی ساخت به اسم روزهای عجیب (استرنج دیز) فیلمنامه‌اش متعلق به جیمز کامرون همسر سابقش بود و در ازای بخشی از ثروتی که بعد از طلاق باید به خانم بیگلو تعلق می‌گرفت به او واگذار شده بود. داستان درباره نوعی واقعیت افزوده در دیسک‌های کامپیوتری بود که گروه‌های سازمان دهی شده تبهکار پشت تکثیر آنها بودند.

دیسک‌هایی که می‌توانستند هرچه تو در زندگی عادی‌ات تجربه می‌کنی به شکلی واضح و آشکار و با همان حس و حال شخصی‌ات به هنگام تجربه آن حادثه‌، ‌ثبت کنند و با قیمت‌های کلان در اختیار دیگران بگذارند. در اختیار ثروتمندانی که در زندگی عادی جرئت و یا امکان تجربه چنین وقایعی را ندارند و گروه‌هایی که تشکیل شده بودند تا با ثبت جنایت و یا تجاوز‌،‌ د‌یسک‌هایی سمی از این هیجانات غیر مجاز را به بازار بفرستند…نمی‌دانم چراماجرای هوش مصنوعی دورنمایی مشابه این فیلم عجیب خانم بیگلو در پیش چشمانم فراهم می‌کند. و شاید حتی به تدریج دریابیم که این دورنما بسیار تیره‌تر و تاریک‌تر از این فرضیات هم باشد.

سه: ترافیک تهران از ساعت یازده به بعد کاملا سنگین می‌شود. در حالیکه قبلا ساعت یازده زمانی بود که می‌توانستی در یک ترافیک سبک به کارهایت برسی و در شهر تردد کنی. دوستان عقیده دارند که محدودیت ساعات کار ادارات تا ساعت یک و نیم موجب شده تا بخش بزرگی از مراجعین حوالی ساعت یازده به صرافت کارهای اداری و یا بانکی خود بیافتند و این دلیل بخشی از ترافیک ظهرگاهی تهران است.

چهار: ماجرای دلالان فوتبال و ایجنت‌ها این روزها مهم‌ترین سرگرمی من شده است. دلال‌هایی که مثلا در بازیکنان دو تیم در یک شهر با 26 نفر قرار‌داد دارند و سالیانه ده‌ها میلیارد تومان درآمد دارند و قدرتشان طوری است که می‌توانند سرمربی که هیچ‌، مدیرعامل باشگاه را نیز عوض کنند‌!

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اجتماعیاینجا کلیک کنید.