روزنامه هفت صبح، فاطمه رجبی| شاید بتوان گفت غیر از سالهای اول انقلاب در ایران، هیچوقت دیگر به اندازه یکی دو هفته اخیر کلماتی مثل لیبرالیسم و نئولیبرالیسم و سوسیالیسم و… در افکار عمومی ایران پررنگ نشده بودند اینبار ماجرا از یک مناظره جنجالی شروع شد، مناظرهای که احتمالا تدارک بینندههای آن یعنی دستاندرکاران برنامه جهانآرا هم فکر نمیکردند تا این اندازه مورد توجه قرار بگیرد.
به همین دلیل هم مسیر را برای زدن حرفهایی که از استانداردهای اخیر تلویزیون فراتر به نظر میرسید باز گذاشتند اما همه چیز طور دیگری پیش رفت. گفتوگویی سنگین بین موسی غنینژاد، پرچمدار تفکر راست و مسعود درخشان از بزرگان اقتصاد اسلامی درباره مبانی اقتصادی چپ و راست چنان مورد توجه قرار گرفت که تا همین حالا هم مفاهیم مرتبط با آن محل بحث در شبکههای اجتماعی است .
اما نکته جالب چهرههایی است که حالا با شناسنامهای روشنتر به مردم معرفی میشوند و این مناظره باعث شده دوباره چهرههای اقتصادی و اجتماعی با نسبت گرایششان به چپ و راست یا همان سوسیالیسم و لیبرالیسم شناخته شوند ضمن اینکه در این بین چهرههایی هم وجود دارند که اهالی شبکههای اجتماعی تصمیم گرفتهاند اسم مخصوص به خودشان را روی آنها بگذارند. اگر شما احساس میکنید کمی از این بحثها عقب هستید بد نیست نگاهی به این دستهبندی بیندازید.
در مرز محبوبیت و نفرت
بزرگترین برنده مناظره بین درخشان و غنینژاد چهرههای معروفی بودند که به واسطه نزدیکی به دولت روحانی و پیش از آن هاشمی رفسنجانی تا اندازهای مورد خشم مردم بودند و بخشی از نابسامانیهای اقتصادی سالهای اخیر به گردن آنها انداخته میشد اما با این مناظره و نزدیکی درخشان به گروهی که حالا در دولت حضور دارند و قرار گرفتن غنینژاد در مقابل او به نوعی میتوان گفت گذشته گروه اول تا اندازهای از اولویت خشم بخشی از افکار عمومی دور شد و حتی اعتبار تازهای پیدا کردند.
گروهی که به عنوان لیبرالهای ایران شناخته میشوند. البته این عنوانی است که موافقانشان استفاده میکنند. منتقدان آنها را به واسطه نزدیکی به دولت و تایید دخالتهای دولتی از سوی آنها با طعنه «نئولیبرال» یا حتی «کاپیتالیست» صدایشان میکنند اما این گروه هر اسمی که دارند مدافع بازار آزاد و رقابت هستند و میگویند دولت باید کمترین دخالت را در امور جامعه داشته باشد. اگر بخواهیم یک دشمن خونی آنها را اسم ببریم «قیمتگذاری» دستوری است.
موسی غنینژاد ۷۲ساله عضو بازنشسته هیات علمی دانشگاه صنعت نفت و استاد مدعو دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه صنعتی شریف است. او را میتوان پرچمدار راستها یا همان لیبرالهای ایرانی دانست. لقبی که به واسطه ترجمهها و تفسیرهای گستردهای که از آثار بزرگان مکتب لیبرالیسم و تفسیرهایی که از مفاهیم این مکتب ارائه داده، بیراه به نظر نمیرسد. یکی از نکات جالب در مورد غنینژاد، مخالفت جدی او با محمد مصدق است چرا که میگوید سیاستهای مصدق تحت تاثیر حزب توده بوده و همان روند سنگ بنای اقتصاد ایران را کج گذاشته است.
در کنار غنینژاد چهرههای دیگری هم هستند که در گروه راستها قرار میگیرند و سابقه نزدیکی به دولت را هم داشتهاند مانند مسعود نیلی که علاوه بر عضویت در هیات علمی دانشکده اقتصاد شریف، دبیر پیشین ستاد هماهنگی اقتصادی دولت دوازدهم بوده و بعضیها میگویند آش دلار ۴۲۰۰ تومانی و افزایش ناگهانی قیمت بنزین را او و اطرافیانش پختند اگرچه او با جدیت این موضوع را رد میکند. البته نیلی در این اتهامات تنها نیست بلکه محمد طبیبیان هم به عنوان یکی از راستترین اقتصاددانهای ایرانی و از جمله سرسختترین مدافعان آزادی بازار، سابقه سالها فعالیت نزدیک به دولت را داشته است.
او دو سال در ابتدای دهه ۶۰ رئیس دفتر کلان سازمان برنامه بود و بعدتر در ابتدای دهه ۷۰ هم چهار سال در همین سازمان معاونت اقتصادی را برعهده داشت. همچنین از چهرههای موثر در تدوین برنامه پنج ساله دوم توسعه بود. محمد مهدی بهکیش هم عضو برجسته دیگری از همین گروه لیبرالها شناخته میشود که سالها از موثرترین افراد اتاق بازرگانی ایران بود. حضور همین افراد در برنامههای دولتی دورههای مختلف باعث میشود که وقتی آنها از اقتصاد دولتی و نفوذ چپ و سوسیالیستها در اقتصاد انتقاد میکنند مخالفانشان انگشت اتهام را به سمت خودشان بگیرند و بگویند سالها اقتصاد کشور از سوی آنها برنامهریزی شده است. لقب نئولیبرال هم دقیقا به همین دلیل به آنها داده میشود چراکه منتقدان اعتقاد دارند این گروه موافق دخالتهای دولتی هستند اما به نحوی که خودشان میخواهند.
منتقدان همیشگی، معترضان ثابت
در مقابل لیبرالها، سوسیالیستها قرار دارند. گروهی که البته در ایران به دلیل سابقه بد گروههایی که مشی سوسیالیستی داشتند چندان تمایلی به اینکه خودشان را در نسبت مستقیم با این مکتب تعریف کنند ندارند. از این گروه آنها که مذهبیتر هستند خودشان را عدالتخواه میدانند و آنها که کمتر مذهبی هستند میگویند طرفدار دولت رفاه و مبارزه با سلطه سرمایهداری هستند.
این گروه مدافع دخالتهای نظارتی و سیاستگذاری دولت هستند و میگویند که اگر دخالتهای دولت نباشد سرمایهداران مردم را نابود میکنند و چیزی به عنوان عدالت باقی نمیماند. این گروه میگویند که دولتها تاکنون چنان که باید و شاید قدرت نظارتی نداشتهاند و چون دولتهای ضعیفی بودهاند و سرشار از تصمیمهای غلط، پس اوضاع اقتصادی بههم ریخته است. از جمله چهرههای شاخص این گروه فرشاد مومنی است.
جالب اینکه در روزهای بعد از مناظره غنینژاد و درخشان، مومنی جایگاه خاصی در رسانههای رسمی و نزدیک به دولت پیدا کرده چرا که از انتقادهای تند او علیه غنینژاد و اقتصاددانهای لیبرال برای ترمیم شکستهای آن مناظره طوفانی سود میجویند. در حالی که تا همین چند وقت پیش رسانههای اصولگرا دل خوشی از او و انتقادهای تندش نداشتند (مومنی نزدیک به میرحسین موسوی است).
در کنار مومنی چهرههای دیگری مانند پرویز داوودی هم به عنوان اقتصاددانی نزدیک به مکتب سوسیالیسم شناخته میشود که علاوه بر عضویت در هیات علمی دانشگاه، سوابقی مانند معاون اولی رئیسجمهور و ریاست مرکز بررسیهای استراتژیک در دولت دهم و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام را هم در کارنامهاش دارد.
او از نزدیکان مرحوم مصباح یزدی بوده است. بنابراین اینطور نیست که وقتی سوابق موافقان اقتصاد دولتی را مرور میکنیم آنها را چندان دور از سیاست ببینیم. اصلا چرا راه دور برویم، میرحسین موسوی نخستوزیر سالهای اول انقلاب هم یکی از چهرههایی است که به سیاستهای اقتصادی سوسیالیستی و اقتصاد دولتی شناخته میشود. به این ترتیب مواضع اقتصادی چهرههایی نزدیک به موسوی و احمدینژاد و آیتالله مصباح را در یک جبهه قرار میدهد.
در بین گروههای توئیتری و فضای مجازی هم صدای نزدیکان به سوسیالیسم بلندتر است چراکه مفاهیمی مانند عدالت،رفع نابرابری، مبارزه با انباشت سرمایه و… به هر حال مفاهیم همه پسندتری هستند. جالب اینکه گروه بزرگی از تحصیلکردههای خارجنشین که ایرانیها را به مقاومت هرچه بیشتر در برابر فشار غرب تشویق میکنند هم در همین گروه قرار میگیرند که یکی از چهرههای شناخته شده آنها در فضای مجازی علی علیزاده یا همان علیز است.
در این گروه چهرههای شاخص فقط اقتصاد خواندهها نیستند بلکه چهرههای علوم اجتماعی هم پرچم این گروه را در فضای مجازی به دست میگیرند مانند یوسف اباذری، استاد دانشگاه که تندترین حملهها را به لیبرالها و طرفداران بازار آزاد میکند و بارها پایش به پربازدیدهای شبکههای اجتماعی باز شده است.
حلقه دانشگاه امام صادق
گروه دیگری که در عین حال هم بیرون از هر دوی این گروهها قرار میگیرد و هم از هر کدام اندکی دارد، کسانی هستند که میگویند مدافع اقتصاد اسلامی هستند. آنها تا اندازهای موافق دخالتهای دولتی هستند و همچنین به وجود رقابت و رشد بخش خصوصی هم اصالت میدهند. این گروه را اخیرا در فضای مجازی با عنوان حلقه امام صادق هم میشناسند. از قضا مسعود درخشان که یک طرف مناظره جنجالی با غنینژاد بود، یکی از چهرههای شاخص و حتی تئوریسین همین گروه شناخته میشود.
از آنجا که در حال حاضر چهرههای اقتصادی نزدیک به دولت از جمله احسان خاندوزی وزیر اقتصاد، سید رضا فاطمی امین وزیر پیشین صمت و مشاور کنونی رئیس جمهور، مسعود میرکاظمی رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه و مشاور فعلی رئیسجمهور و… همگی از جمله چهرههای همین گروه شناخته میشوند.
یاسر جبرائیلی که عنوان طولانی «ریاست مرکز ارزیابی و نظارت راهبردی اجرای سیاستهای کلی نظام» را یدک میکشد و قبلا در همین برنامه جهان آرا به تندی از دخالت دولت در اقتصاد حمایت کرده بود هم از چهرههای شاخص این گروه است. تا جایی که گفته میشود او به نوعی سخنگوی سیاست جدیدی است که با عنوان «دلار زدایی از اقتصاد» شناخته میشود. سیاستی که باعث شده خیلیها به این گروه لقب «تثبیتیها» را هم بدهند.
گروهی که میگویند برای دلار زدایی از اقتصاد دولت باید یک نرخ ثابت دلار اعلام کند و بعد همه چیز بر اساس همان محاسبه شود، تمام دلارهای حاصل از صادرات هم به بانک مرکزی تحویل داده شود و در ازای آن ریال با نرخ تثبیت شده به صادرکنندهها پرداخت شود. در مقابل دولت هم تضمین میکند که برای صادرکنندههای کلان مانند فولادیها و پتروشیمیها مواد اولیه را با همان نرخ تثبیت شده دریافت کنند.
این ایده با مخالفت تند گروههای زیادی مواجه شده که آن را چیزی مشابه یا حتی بدتر از دلار ۴۲۰۰ تومانی میدانند و میگویند نه تنها رانتهای بزرگ ایجاد میکند بلکه به رکود هم دامن میزند. در همین گروه تثبیتیها که در داخل دولت هم نفوذ دارند باز هم میشود یک طیف دیگر را هم تشخیص داد که طرفدار عملگرایی و واکنشهای آنی و متناسب با هر موضوع هستند که فرزین رئیس بانک مرکزی و مجید شاکری به عنوان یک تئوریسین در این گروه قرار میگیرند. دیدگاههایی که مورد توجه خاندوزی هم قرار دارد.



