روزنامه هفت صبح| یک: شادمانی تیم هاکی روی یخ دختران ایران پس از رسیدن به فینال قهرمانی آسیا، ‌از آن صحنه‌های به‌یاد‌ماندنی این چند وقت اخیر است. گروهی متحد و شاد و مصمم که تا آخرین نفس می‌جنگند و از یکدیگر محافظت می‌کنند و پس از پیروزی پایکوبی می‌کنند و سرود و آواز می‌خوانند. نمونه دختران موفق امروز ایران.

حالا می‌توان به رسانه‌های اصولگرا و یا برخی از مسئولان و خطبا گفت که جدا از ملاحظات سیاسی، ‌آیا می‌توانید این تصویر از دختران با اراده و شاد و قدرتمند و پیروز را درک و مهم‌تر از آن تحمل کنید؟ آن‌هم ‌بدون مانورهای تبلیغاتی و یا مسئله مبهم «اقتضائات زمانه». آیا این دختران و این شادمانی و این قدرت‌نمایی ورزشی‌شان، این آواز پیروزی برایتان قابل هضم است؟ ‌یا تحمل آن را فقط یک گذر موقت به دنیای ایده‌آل خودتان می‌دانید؟ اصلا ‌وقتش نرسیده که از صمیم قلب و ته‌وجود با چنین واقعیت‌هایی کنار بیایید؟ ‌وقتش نشده؟‌ وقایع و چرخ روزگار شما را منعطف نکرده است؟‌

دو: خاطره‌ای خواندم از بن‌افلک و مت دیمون درباره اولین فیلمنامه مهمی که نوشتند و فروختند. یعنی ویل هانتینگ خوب. فیلمنامه را ششصد هزار دلار فروختند و به این فکر افتادند که تا آخر عمرشان دیگر به لحاظ مالی تضمین هستند و نیازی به کار کردن ندارند. و خب در همان قدم اول اداره مالیات 320 هزار دلار از این مبلغ را کسر می‌کند. یعنی حدود 56‌‌درصد از کل درآمد را! (البته که این میزان مالیات با میزان ثروت نسبت مستقیم دارد) باور نکردنی است که بیش از نصف عایدی‌تان آن‌هم درآمدی که بر مبنای خلاقیت و زور بازوی خودتان به‌دست آورده‌اید، تقدیم دولت کنید.

این تازه در آمریکاست که مهد سرمایه‌گذاری و اقتصاد آزاد محسوب می‌شود. مطمئنا در کشورهای نیمچه سوسیالیستی اروپایی این رقم می‌تواند بیشتر هم باشد. راستی داستان مت دیمون و بن‌افلک هم این‌گونه تمام می‌شود که این دو نفر با باقیمانده پولشان هرکدام یک جیپ چروکی چیف به مبلغ 55 هزار دلار می‌خرند و آپارتمان‌هایی در نیویورک اجاره مي‌کنند به مبلغ ماهی 5 هزار دلار و نفری سی هزار دلار هم به ایجنت‌های خود می‌دهند و در نهایت پس از شش ماه یک سنت هم از آن ششصد هزار دلار باقی نمی‌ماند!

و مجبور می‌شوند دوباره وارد صنعت سینما شوند و خب داستانش را دیگر شما می‌دانید. مت دیمون با سه‌گانه بورن به یک ستاره بین‌المللی بدل شد و به‌تازگی هم در اوپنهایمر از کریس نولان بازی کرده است و بن‌افلک هم کارنامه پرفراز و نشیبی را گذراند و به‌عنوان کارگردان با فیلم آرگو به موفقیت بزرگی دست یافت و به‌عنوان بازیگر هم به یک نیمچه ستاره بدل شد و در توفیق بزرگ زندگی‌اش به شوهر همیشه خسته و خواب‌آلود جنیفر لوپز بدل شده است.

سایر اخبارکاربران ویژه - اجتماعیرا از اینجا دنبال کنید.