روزنامه هفت صبح، علی ملاصالحی| روز اول ماه مه امسال، انجمن نویسندگان آمریکا (WGA) از تمام اعضای خود خواست دست از کار بکشند و اعتصاب کنند. 11500 نویسنده، اکثرا در نیویورک و لسآنجلس، به این اعتصاب پیوستند. اولین قربانی این اعتصاب شوهای هفتگی مثل «شوی زنده شنبه شب» و «هفته گذشته در امشب با جان اولیور» و برنامههای روزانه مثل «دیلی شو» و «زمان واقعی با بیل مار» و برنامههای شبانهای مثل «شوی امشب با جیمی فالن»، «شوی دیروقت با استیون کولبر»، «جیمی کیمل زنده!» و «شوی دیروقت با ست میرز» بود که به دلیل ساختار روزانهشان پخششان تا زمان بازگشت نویسندگانشان متوقف شد.
ساخت فیلمهایی مثل «بلید» و «کامیونیتی» به تاخیر افتاد و تولید جدید سریالهای زیادی از جمله «هکز»، «دبستان ابوت» «چیزهای عجیب» و «شر» مختل شد. این اولین باری نیست که نویسندگان سینما و تلویزیون آمریکا اعتصاب میکنند. از سال 1960 تا به امروز نویسندگان 6 بار اعتصاب کردهاند: در 1960 به مدت 5 ماه، در 1973، 1981، 1985 و طولانیترین اعتصاب در 1988 که 153 روز به طول انجامید. همچنین اعتصاب سال 2007 که 100 روز به طول کشید. اما دلیل این اعتصاب اخیر چیست؟
در یکسوی این درگیری انجمن نویسندگان آمریکاست که نماینده نویسندگان محصولاتی مثل فیلم، تلویزیون، انیمیشن و پادکستهای روایی هستند و در سوی دیگر اتحادیه تهیهکنندگان سینما و تلویزیون (AMPTP) قرار دارد. گروهی که نماینده 8 استودیوی تولیدکننده فیلم و سریال است: آمازون، اپل، دیزنی، وارنر دیسکاوری، انبیسی یونیورسال، نتفلیکس، پارامونت و سونی.
علت درگیری اما تغییرات تکنولوژیک دنیای سرگرمی است. در یک دهه گذشته، سینما و تلویزیون از شکل سنتی پخش تلویزیونی و پخش در سینما به سمت سرویسهای آنلاین استریم محتوا حرکت کرده است. سرویسهایي مثل نتفلیکس، آمازون پرایم، مکس و اپل تیوی پلاس حالا نه تنها خود پرهزینهترین آثار سال را میسازند (مثلا آمازون بیش از یک میلیارد دلار خرج سریال «ارباب حلقهها» کرده) که حالا عملا تنها جایی هستند که نامهای معروفی مثل مارتین اسکورسیزی میتوانند سرمایه آثار جدید خود را پیدا کنند و فقط اپل جرئت ریسک 200 میلیون دلاری روی «قاتلان ماه بدر» را داشته.
اما آنطور که انجمن نویسندگان آمریکا در بیانیه خود گفته، این تغییر شرایط اوضاع را برای نویسندگان بدتر کرده است: «این شرکتها از دوران گذار به استریمینگ استفاده کردهاند تا درآمد نویسندگان را کم و نویسندگی را از تولید جدا کنند که در نتیجه وضعیت نویسندگان سریالها در تمام سطوح بدتر شده. بیشتر نویسندگان بدون توجه به میزان تجربهشان در حال کار با حداقل حقوق، در تعداد هفتههای کمتر و در اتاق نویسندگان کوچک هستند.
در همین حال خالقان سریالهای متعددی مجبور شدهاند که بدون تیم نویسندگان فصلهای سریال را تمام کنند. و در حالی که بودجه سریالها در یک دهه گذشته افزایش یافته، میانگین درآمد نویسندگان در یک دهه اخیر 4 درصد کم شده که با توجه به تورم حدود 23درصد کاهش درآمد به وجود آمده است.»
مواردی مثل پرداختهای مجدد (Residual)، اتاقهای کوچک نویسندگی (Mini Room) و البته بحث بسیار جدید هوش مصنوعی اصلیترین مباحث در مذاکرات شکستخورده انجمن نویسندگان آمریکا و استودیوها بوده که یک به یک آنها را بررسی خواهیم کرد. مسئله اول، پرداختهای مجدد است. اگر به سالهای قدیم برگردید، نویسندگان آمریکایی در دو فرمت سریال و فیلم نویسندگی میکردند. در زمان ساخت و پخش این آثار (چه در تلویزیون و چه در سینما) بخش بیشتر درآمد افراد مستقیما به آنها پرداخت میشد.
اما معمولا در قراردادهای نویسندگان آمریکایی مفهومی به نام پرداخت مجدد وجود دارد. به این معنا که اگر این اثر دوباره پخش مجدد داشته باشد، مثلا در تلویزیون یا اکران مجدد، نویسنده اثر مجددا درصد کمی (مثلا 5/1درصد) از درآمد آن پخش مجدد (تبلیغات در تلویزیون و فروش بلیت در سینما) را در انتهای هر فصل سال دریافت خواهد کرد. مفهومی که احتمالا برای ما ایرانیان کمی عجیب اما یک استاندارد معمول در صنعت سرگرمی آمریکاست و فقط هم محدود به نویسندگان نیست.
هرچند عدد دقیق آن خیلی مشخص نیست اما به طور مثال در سال 2014 به دلیل یک شکایت مشخص شد تنها لیزا کودرو، بازیگر نقش فیبی در سریال «دوستان»، در آن سال نزدیک به 5/2 میلیون دلار از پخش مجدد سریال «دوستان» درآمد داشته است. فکر کنید اگر قراردادهای سریالهايی مثل «بزنگاه» و «مختارنامه» در ایران چنین بندی داشتند، چه درآمدی به حساب خالقان و بازیگرانش میآمد!
مشکل اینجاست که در دوران استریمینگ، تکلیف این پخش مجدد چندان مشخص نیست.
در قدیم میشد به ساعت خاصی از پخش تلویزیون یا تاریخ اکران مجددی اشاره کرد و بخشی از درآمد آن را برای نویسنده جدا کرد. اما شکل سرویسهای استریم، باعث شده که به طور خاص نشود مفهوم پخش مجددی را در آن مشخص کرد که بر اساسش بتوان درآمد داشت. دلیلش این است که مدل تجاری سرویس استریم به صورت خریدن تک یک محصول نیست. بلکه مخاطب پول دسترسی به بانکی از محتوا را میپردازد و حالا مثلا 10 دلاری را که یک مخاطب در ماه به نتفلیکس میدهد، چطور میشود روی 17 هزار محتوای مختلف تقسیم کرد؟
سیستم فعلی این است که عملا سرویس استریم محتوا را برای حضور روی بانک محتوایش اجاره میکند. اما در نتیجه این سیستم درآمد از پرداخت مجدد مخصوصا برای نویسندگان که معمولا زیر 5 درصد از درآمد را دارند، بسیار کم میشود. به طور مثال یک نویسنده آمریکایی سریال در توئیتی نوشته اولین درآمدش از این پرداخت مجدد در دوران پخش تلویزیونی 12 هزار دلار بوده اما درآمدش از چک پرداخت مجدد سریالی که برای سرویس استریم نوشته تنها 4 دلار شده!
نشریه نیویورکر هم در مطلبی با عنوان «چرا نویسندگان تلویزیون اینقدر بیچارهاند؟» مثالی از سریال «خرس» شبکه افاکس زده که یکی از نویسندگانش در یک آپارتمان کوچک در بروکلین زندگی میکرد که حتی سیستم گرمایش نداشت و هیتر برقی او هم دائم فیوز را میپراند. و در نتیجه او مجبور شده برای نوشتن به کتابخانه عمومی برود. وقتی «خرس» جایزه بهترین سریال کمدی را در مراسم انجمن نویسندگان آمریکا برد، اوضاع این نویسنده به قدری بد بوده که حتی برای خریدن پاپیونش مجبور به استفاده از کارت اعتباریِ حسابی با طراز منفی شده است!
همچنین شکل سریالها هم در دوران استریم اساسا تغییر کرده. نویسندگان معمولا برای ساخت فصل سریالی 22 تا 24 قسمتی و برای بیش از سه ماه استخدام میشدند، در حالی که سرویسهای استریم معمولا به فصلهای 10 تا 12 اپیزودی تمایل دارند و دوست دارند با نویسندگان مانند فریلنسرها یا آزادکاران برخورد کنند، یعنی فقط به ازای تحویل محصول به آنها کار بدهند و به محض پایان کارشان هم پرداخت را متوقف کنند. این به معنای مدت استخدام کمتر، درآمد کمتر و صدالبته پرداخت مجدد کمتر است.
درخواست انجمن نویسندگان در ابتدا این است که این نگاه آزادکاری به نویسندگان نباشد؛ نویسندگان شاید مهمترین بخش تولید یک اثر هستند و باید همینگونه با آنها برخورد شود. این درخواست در شکل عددی شامل مواردی مثل افزایش حداقل حقوق به 4500 دلار در هفته، پرداخت بر اساس میزان بازدید و تعداد مشترکین سرویس، داشتن حداقل شش نویسنده در اتاق نویسندگان یک سریال و حداقل ده هفته استخدام است. مواردی که توسط انجمن نویسندگان پیشنهاد داده شده اما یا به طور کامل رد یا درصد بسیار کمی از آن را قبول کردهاند.
یکی دیگر از موارد اختلاف، استفاده این سرویسها از اتاقهای کوچک یا مینیروم است. هرچند بسیاری به دلیل عواقب قراردادی حتی این اسم را هم روی این اتاقهای نویسندگی نمیگذارند. شیوه معمول ساخت یک سریال در دوران قدیم شبکهها، این بود که معمولا یک نویسنده یا همان خالق سریال اپیزودی به نام پایلوت را مینوشت. این پایلوت معمولا ساخته میشود تا شبکه یا سرویس بتواند محصول نهایی را ببیند.
در شکل سنتی در این مرحله دو اتفاق ممکن است بیافتد: یا سریال پسند نمیشود و کنار گذاشته میشود و دستور بازنویسی مجدد داده میشود، یا سریال انتخاب میشود و اتاق نویسندگان (با حدود 8 نویسنده) تشکیل میشود تا اپیزودهای بعدی (مثلا 23 اپیزود بعدی) را بنویسند. اما با افزایش تعداد آثار، کمتر شدن اپیزودها و مفصلتر شدن پایلوتها سرویسها محافظهکارتر شدهاند و چیزی به نام اتاق کوچک تشکیل میدهند، یعنی به جای میلیونها دلار هزینه روی پایلوت، چند اتاق نویسندگی کوچک (شامل دو یا سه نویسنده در هر کدام) تشکیل میدهند تا بر اساس پایلوت ایدههای جدیدی را گسترش دهند و متنی برای اپیزودهای بعدی بنویسند.
اما مشکل اینجاست که چون این اتاق کوچک هنوز محصول تاییدشدهای ندارد، حقوقش هم به صورت هفتگی و حداقلی تعیین میشود، بدون توجه به تجربه نویسندهای که در آن است. یعنی در این اتاقها بین یک نویسنده با ده سال سابقه و یک تازهکار هیچ تفاوتی وجود ندارد. استودیوها میگویند این یک کار محدود است و برای همین درآمدش کم است، اما انجمن نویسندگان میگوید نویسندگی به هر شکلی نویسندگی است و چنانچه متنی تحویل داده میشود، کار نویسنده کامل انجام شده و نویسندگان باسابقه باید بر اساس تجربه خود حقوق بگیرند.
هوش مصنوعی هم یکی از موارد اصلی مورد اختلاف دو طرف بوده. با توجه به پیشرفت سریع این تکنولوژی، نویسندگان خواستهاند در قراردادها ذکر شود هوش مصنوعی حق نوشتن یا بازنویسی آثار را ندارد و از نوشتههای نویسندگان این صنف نمیشود جهت آموزش هوش مصنوعی برای نوشتن متن خلاقانه استفاده کرد. در پاسخ طرف روبهرو این پیشنهاد را رد کرده و تنها جلسات سالیانهای برای بررسی پیشرفت تکنولوژی با حضور دو طرف را پیشنهاد داده است.
این دعواها در حالی بالا گرفته که فقط سال گذشته روسای 8 استودیوی هالیوودی مجموعا 773 میلیون دلار حقوق و پاداش به خانه بردهاند، اما در صورت اجابت درخواستهای انجمن فیلمنامهنویسان، مجموعا درآمد تمام 11500 عضوش 429 میلیون دلار بیشتر میشود. به معنای کلمه حتی اگر سران استودیو از جیبشان حقوق درخواستی نویسندگان را بدهند، هنوز نزدیک به 60 میلیون دلار برای هر کدامشان باقی میماند.
حقیقت این است که مثل سال 2007 که بحرانی مالی عامل بیکاری نویسندگان شد، فراز و فرود اقتصادی ناشی از کرونا، افزایش تورم و تغییرات تکنولوژی، صنعت سرگرمی را دچار تغییرات اساسی کرده. نویسندگان آمریکایی احساس میکنند که در این تغییرات سرشان کلاه رفته و حالا با اعتصاب قصد دارند که حقوق از دست رفته خود را بازگردانند. اینکه موفق میشوند یا نه، مخصوصا در دوران اوجگیری سریالهای غیرانگلیسی زبان و عاملهای هوش مصنوعی که محتوای خلاقانه مینویسند، سوالی است که باید نشست و پاسخش را دید.



