روزنامه هفت صبح، سارا سبزی| اگر خودتان بازنشسته‌اید یا کسی در خانواده به این مرحله از زندگی رسیده، حتما مسیرتان به صندوق‌های بازنشستگی خورده و به خوبی با آن آشنایید؛ چون به‌طور مستقیم با درآمد و درمان شما در دوران سالخوردگی در ارتباط است و نتیجه سال‌ها کار و اعتماد شما به دولت یا کارفرماست.

این صندوق‌ها توسط کارفرماها ایجاد می‌شوند که سرمایه کارمندان- همان حق بیمه ماهانه‌ای که می‌پردازید- برای شما مدیریت و بعد از بازنشستگی برای مستمری و درمان شما پرداخت شود. سال‌هاست که صندوق‌های بازنشستگی با بحران‌های مالی جدی روبه‌رو شده‌اند و منابع داخلی خودشان کفاف پرداخت مستمری بازنشستگان را نمی‌دهد. برای اینکه متوجه حجم این بحران شویم، کافی است رقم بدهی آن را بدانیم: آخرین رقمی که تا امروز به‌عنوان مطالبات صندوق‌های بازنشستگی از دولت اعلام شده، 500 هزار میلیارد تومان است که وزیر کار آن را مطرح کرد.

در طول 30 سال گذشته دولت به دلایل متعددی سهم خود از حق بیمه را به صندوق‌های بازنشستگی پرداخت نکرده و این رقم هرسال بیشتر می‌شود. همین میزان بدهی باعث شده که دولت در ازای بدهی به این صندوق‌ها، تمام یا بخشی از سهام برخی شرکت‌های دولتی را به آنها واگذار کند، اما بعضی از این شرکت‌ها زیان‌ده بودند و بخش خصوصی نیز به همین دلیل تمایلی به تملک آنها نداشت و در نتیجه صندوق‌ها در ازای بدهی خود ناچار به پذیرش آنها شده‌اند.

در ایران ۱۸ صندوق بازنشستگی وجود دارد و بخش زیادی از بازنشستگان تحت پوشش دو صندوق بازنشستگی کشوری و تامین اجتماعی قرار دارند(سهم بزرگ دیگری هم نصیب صندوق بازنشستگی لشگری است ) این صندوق‌ها درمجموع بیشتر از 25 میلیون مشترک و مستمری‌بگیر را پوشش می‌دهند، اما بیشتر آنها نمی‌توانند حقوق و مزایای بازنشستگان خود را از محل منابع داخلی خودشان تامین کنند؛ به همین دلیل هرسال در قوانین بودجه مبلغی برای کمک به آنها در نظر گرفته می‌شود.

این رقم هم هرسال افزایش پیدا می‌کند؛ چون تعداد قابل‌توجهی از شاغلان فعلی در حال رسیدن به سن بازنشستگی‌ هستند.چهار تا پنج صندوق متکی به بودجه دولت هستند و از سال ۱۳۹۳ اختصاص بودجه دولتی برای کمک به صندوق‌ها از ۳۰ هزار میلیارد تومان شروع شد و در لایحه بودجه سال 1402 به 331 هزار میلیارد تومان رسید؛ رقمی معادل 15‌درصد از کل منابع عمومی. این میزان اعتبار به‌غیر از کمک‌هایی است که به صندوق‌های بازنشستگی سازمان‌های مختلف مثل صداوسیما، کارکنان بانک‌ها و… انجام می‌شود.

ردیف‌های متفرقه، تبصره 14 بودجه و واگذاری شرکت‌های دولتی برای پرداخت بدهی‌ها را هم به این کمک‌ها باید اضافه کنیم تا عمق بحران مالی صندوق‌ها به‌خوبی روشن شود. این عددها و رقم‌های عجیب یک نکته مهم را نشان می‌دهند، اینکه مصارف صندوق‌های بازنشستگی از منابع‌شان جلو افتاده‌اند و نمی‌توانند تعهدات خود را به بازنشستگان عملی کنند. با این روند ممکن است هزینه‌ صندوق‌ها در سال‌های آینده به حدود ۴۰‌درصد از تولید ناخالص داخلی کشور برسد.

از بین صندوق‌های بازنشستگی، صندوق بازنشستگی کشوری، سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح، صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد و صندوق وزارت اطلاعات نمی‌توانند از طریق منابع داخلی خودشان حقوق و مزایای بازنشستگان را پرداخت کنند و به همین دلیل در بودجه سالانه به‌صورت مستقیم ارقام چشمگیری به آنها اختصاص پیدا می‌کند.

چرا ورشکسته شدیم؟
بحران صندوق‌های بازنشستگی گسترده از یک توضیح کوتاه است، اما چند دلیل مهم و پررنگ دارد. صندوق‌های بازنشستگی برای درآمدزایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که بتوانند تعهدات‌شان را اجرا کنند. مثلا تا امروز بیش از 150 شرکت تحت کنترل صندوق بازنشستگی کشوری است که هلدینگ‌های مختلفی دارند.

تامین اجتماعی هم به همین شیوه سرمایه‌گذاری می‌کند و ۱۸۰ شرکت شستا در گروه‌های صنایع مختلف فعالند. بخش زیادی از 187 شرکت صندوق‌های بازنشستگی، 43 شرکت زیان‌ده محسوب می‌شوند و فقط تعداد کمی سودآوری دارند. موضوع بنگاهداری مخالفانی هم دارد که توصیه می‌کنند صندوق‌ها باید سهامداری کنند، نه بنگاهداری.

دلیل بعدی بحران‌های مالی صندوق‌های بازنشستگی، بدهی سنگین دولت به آنهاست که کم‌کم در حال تسویه کردن است، اما آنقدر زیاد است که به همین زودی تمام نمی‌شود. کم شدن جمعیت و کاهش نیروی شاغل پرداخت‌کننده حق بیمه هم به این ماجرا اضافه کنید. در سال‌های گذشته تعداد بیمه‌شدگان بیمه‌پرداز نسبت به کسانی که مستمری دریافت می‌کنند، کمتر شده است و این یعنی درآمدهای دریافت حق بیمه کفاف پرداخت مستمری‌ها را نمی‌دهد.

بازنشستگی زودتر از موعد هم به آتش این ماجرا اضافه می‌شود و کار را برای صندوق‌های بازنشستگی سخت می‌کند. دارایی‌های صندوق بازنشستگی کشور معادل یک سال و نیم مصارفشان است، ولی ۵۱‌درصد بازنشستگی‌های سال قبل پیش از موعد انجام شد.کم شدن سن بازنشستگی برای این صندوق‌ها حکم تیر آخر را دارد، آن‌هم در شرایطی که سن امید به زندگی به 76 سال و سن بازنشستگی به 51 سال رسیده است.

با وجود این وضعیت، این دیدگاه هم وجود دارد که نباید سن بازنشستگی را یک شبه دو تا سه سال افزایش داد. وزارت کار اعتقاد دارد که هیچ کشوری در دنیا نیست که کارکنانش را زیر سن 60 سالگی بازنشسته کند، ولی میانگین سن بازنشستگی در کشور ما زیر ۵۳ سال است و هیچ صندوقی در دنیا نمی‌تواند با قواعد صندوق‌های بازنشستگی ایران دوام بیاورد. اگر این ماجرا ادامه پیدا کند و بحران صندوق‌های بازنشستگی حل نشود، در سال 1405 فقط عدد کسری منابع صندوق تامین اجتماعی و صندوق کشوری به 759 هزار میلیارد تومان می‌رسد.

نکته
* دیروز سجاد پادام، مدیرکل بیمه‌های اجتماعی وزارت کار گفت که «ما 300 هزار شهید دادیم که یک وجب خاک را از دست ندهیم، اما ممکن است مجبور شویم به آنجا برسیم که کیش و قشم و خوزستان را بفروشیم. تجربه‌ای که یونان طی کرده است. یونان 100 جزیره فروخت که بتواند مطالبات نظام بازنشستگی و استقراض صندوق‌های بین‌المللی را پاس کند. حتی اگر الان دو تا سه میلیون بشکه نفت هم آزاد شود و بفروشیم، احتمالا در سال‌های آینده باز هم پاس کردن این هزینه‌ها برایمان سخت خواهد بود. شاید این کار کمی آسان شود، ولی قطعا عمران نداریم. ما در پنج ماه باید 85 هزار میلیارد تومان در عمران خرج می‌کردیم، عملکرد آن 13 هزار میلیارد تومان بود.

* 20‌درصد آنچه در این بخش برنامه‌ریزی کردیم تحقق پیدا کرد؛ یعنی در این شرایط اولویت اولمان پاس کردن هزینه‌های حقوق مستمری است. اولویت عمرانی و توسعه‌ای در بودجه‌هایمان نداریم. ببینید سیاسیون چه بلایی سر صندوق‌ها آوردند.» البته گفته‌های او بی‌پاسخ نماند و دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت به سرعت اعلام کرد که این دیدگاه شخصی و بر خلاف سیاست‌های دولت و اقدامات این وزارتخانه برای حل ریشه‌ای معضلات به‌جا مانده از گذشته است.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اقتصادیرا اینجا بخوانید.