روزنامه هفت صبح| امسال سال بقای استارتاپهاست؛ این پیشبینی بسیاری از مدیران شرکتهای استارتاپی است و برنامهریزی روی آن را آغاز کردهاند. گمانهزنی و تحلیلهایی درباره آینده استارتاپها در سال 1402 وجود دارد که طبق آن امسال، سال بسیار سختی برای اکوسیستم استارتاپی خواهد بود. بعضی به آن سال سخت میگویند و برخی هم نام پوستاندازی رویش گذاشتهاند.
برخی از فعالان این حوزه هم اعتقاد دارند که قرار است حباب استارتاپی بترکد. در مجموع همه این تحلیلها بر سر یک نکته اتفاقنظر دارند: اینکه هر شرکت استارتاپی که در سال 1402 بتواند خودش را زنده نگه دارد، میتواند تا آخر به مسیرش ادامه دهد و هر شرکتی که در این سال ورشکسته شود، دیگر نمیتواند سرپا بماند.
در چند ماه گذشته چند شرکت بزرگ استارتاپی مدیران خود را تغییر دادهاند. مثل دیجیکالا، اسنپ و کافه بازار. درواقع یکی از اتفاقات امسال در استارتاپها این است که در لایههای بالای مدیریتی تغییراتی رخ خواهد داد و این افراد هم احتمالا قرار است سیاستهای انقباضی را پیش ببرند؛ چون بهنظر میرسد ماه عسل استارتاپها تمام شده و شرکتهای بزرگ این حوزه افرادی را در رده مدیریت انتخاب میکنند که بتوانند از چالشهای امسال به سلامت عبور کنند. تخمین زده میشود که مدیران چند شرکت استارتاپی دیگر هم تغییر کنند که همین سیاست را در پیش بگیرند.
تصمیم استارتاپها برای فروش سهام به شرکتهای سنتی
احتمالا سال آینده برخی شرکتهای بزرگ استارتاپی سهام خود را به دلیل مشکلات پیشرو به برخی سازمانهای دولتی یا نیمهدولتی بفروشند. نمونه ناموفق این تصمیم هم فروش سهام علی بابا به زرماکارون است که با مشکلاتی هم روبهرو شد. علاوه بر آن چند شرکت بزرگ دیگر هم در حال مذاکره برای فروش سهام خود به شرکتهای دولتیاند. مثل یک شرکت بزرگ تاکسیهای آنلاین که احتمالا سهام خود را به گلرنگ بفروشد اما هنوز به نتیجه نرسیده است.
این سیاست دو روی مثبت و منفی دارد. نکته مثبت این است که هلدینگها و شرکتهای سنتی درخواست خرید سهام شرکتهای استارتاپی را میدهند که نشان میدهد استارتاپها برایشان اهمیت دارد و از سوی آنها بهعنوان شرکتهای ارزشمند قابل سرمایهگذاری شناخته میشوند. اما در این روند نکته منفی هم وجود دارد.
مدیران شرکتهای دولتی، نیمهدولتی، خصوصی و سنتی همچنان دیدگاهی سنتی دارند و روبهرو شدن با واقعیت اکوسیستمهای استارتاپی برایشان سخت خواهد بود. آنها از استارتاپها انتظار بازدهی زود و رفتارهای سازمانی و کاری مشابه نهادهای سنتی دارند، اما در نهایت با مشکل روبهرو میشوند. اما چرا شرکتهای استارتاپی ترغیب میشوند که سهامشان را به شرکتهای دولتی و نیمهدولتی بفروشند؟ در دوره برجام قیمت دلار، رشد تورم و ملک منطقی و کم بود و آن بازارها برای سرمایهگذاران بزرگ جذابیت نداشت.
از طرف دیگر بعد از امضای برجام، سرمایهگذاران خارجی هم وارد کار شده بودند. در حال حاضر هیچکدام از این دو امکان، برای سرمایهگذاران استارتاپی وجود ندارد و سرمایهگذاران بخش خصوصی که بدون نهادهای سنتی فعالیت میکنند، تمایلی به سرمایهگذاری روی اکوسیستمهای استارتاپی ندارند و… به جای آن ترجیح میدهند روی ملک، ماشین، ارز دیجیتال و… سرمایهگذاری کنند.از طرف دیگر امکان جذب سرمایهگذار خارجی هم وجود ندارد؛ به همین دلیل استارتاپها مجبور میشوند که سهامشان را به شرکتهای سنتی بفروشند.
در کنار این عوامل، باید به موضوع افزایش تمرکز نهادهای حاکمیتی روی استارتاپها هم اشاره کرد. امسال تمرکز این نهادها روی اکوسیستم استارتاپی بالا رفت و فشار روی آنها افزایش پیدا کرد، بهخصوص در جریان اتفاقات اخیر که اعمال فشار و نظر از سوی آنها بیشتر شد. حالا شرکتهایی که بهصورت خصوصی رشد کرده بودند دیگر نمیتوانند این موضوع را مدیریت کنند و به همین دلیل ترجیح میدهند که امسال به شکل دیگری عمل کنند.
از عواملی که باعث حساس شدن نهادهای حاکمیتی روی استارتاپها شده، موضوع پوشش پرسنل و موضعگیری برخی از نیروهای این شرکتها در اعتصابات مهرماه بود. علاوه بر آن برخی نهادهای نظارتی و امنیتی شاید به این نتیجه رسیده باشند که شرکتهای استارتاپی اطلاعات زیادی درباره کاربران دارند و درخواست همکاری و تعامل بیشتری با آنها دارند که خب کار را سخت کرده است.
استارتاپها در حال خالی شدن از نیروهای ماهر
زمزمههایش شنیده میشود که برخی استارتاپها از اول اردیبهشت 20 تا 30درصد از نیروهای خود را تعدیل کنند. علاوه بر آن بسیاری از نیروهای فنی این شرکتها هم در حال مهاجرتند و در واقع اکوسیستم استارتاپی در حال خالی شدن از نیروهای ماهر است. مقصد بسیاری از نیروهای فنی استارتاپها هم هلند و آلمان است؛ چون امکان دریافت ویزا به راحتی برایشان فراهم شده است.
مجموع این عوامل آینده کاری را برای این شرکتها سختتر کرده است. بعد از اتفاقات اخیر که از شهریور ماه آغاز شد، اینترنت در کشور وضعیتی عادی ندارد. علاوه بر فیلتر بودن شبکههای اجتماعی، بسیاری از سایتها، سرویسهای تخصصی و سرورهای مهم با مشکل روبهرو شدهاند. در بسیاری از مواقع این سایتها و سرورها قطع میشوند و اپلیکیشنها کار نمیکنند. از طرف دیگر به دلیل افزایش قیمت دلار و ریالی بودن درآمد، شرکتها نمیتوانند هزینه این سرویسها را پرداخت کنند.
افزایش لغو خرید از سوی کاربران
مشکل دیگری که این شرکتها با آن دستوپنجه نرم میکنند، خریدهایی است که نیمهکاره باقی میمانند. در حال حاضر باتوجه به مشکلاتی که به وضعیت اینترنت مربوط است، بیشتر مردم از فیلترشکن استفاده میکنند و هنگام دریافت خدمات یا کالا از سیستمهای استارتاپی با مشکل روبهرو میشوند.
برای مثال در حین خرید اینترنتی، فیلترشکن قطع میشود و خرید ناقص میماند؛ به همین دلیل در بسیاری از مواقع کاربر خریدش را لغو میکند. علاوه بر این خریدار برای ورود به درگاه پرداخت هم باید فیلترشکن را قطع کند و همین باعث افت فروش شرکتها میشود. بسیاری از شرکتهای استارتاپی برآورد کردهاند آمار کاربرانی که به دلیل این مشکلات خرید خود را نیمهکاره رها کردهاند 10 تا 20درصد افزایش داشته است. از طرف دیگر هم هیچ پالس مثبتی از سوی وزارت ارتباطات و نهادهای دیگر مبنی بر بهتر شدن وضعیت اینترنت وجود ندارد. همه این عوامل دست به دست هم دادهاند تا استارتاپها سالی پرچالش و سخت در پیش داشته باشند و فقط برای بقایشان تلاش کنند.

