روزنامه هفت صبح، مهلا جوادپور| سه روز پیش در گفتوگویی که هفتصبح با ابوالحسن فیروزآبادی، رئیس مرکز ملی فضای مجازی داشت، گفته شد با زاکربرگ، مدیرعامل متا، نامهنگاری شده و اولتیماتوم ده روزه برای معرفی نماینده از طرف این شرکت هم تمدید شده است. نکتهای که در این مصاحبه مورد توجه قرار گرفت این بود که فیروزآبادی اعلام کرد پاسخ ندادن متا به درخواست ایران «مقدمهای برای مجوز قانونی انسداد اینستاگرام» خواهد بود.
از این رو، روز گذشته، پایگاه خبری انتخاب از حامد بیدی، کارشناس فضای مجازی و مدیرعامل پلتفرم کارزار، جویا شد که آیا با وجود تحریمها اساسا متا امکان معرفی نماینده به ایران را دارد یا خیر. از طرفی مهدی باقری، عضو ناظر مجلس شورای اسلامی دیروز در کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه رایانهای تاکید کرده است: «در صورتی که اینستاگرام و واتساپ بخواهند در کشور ما به صورت قانونی فعالیت کنند، باید خسارت بپردازند.» چکیدهای از مصاحبه حامد بیدی در این باره را بخوانید.
به نظر میرسد هدف از ارسال این نامه و رسانهای کردنش، بیشتر این بوده است که فیلتر باقی ماندن این پلتفرمها را از نظر حقوقی و افکار عمومی توجیه کنند وگرنه کارشناسان از قبل هم در این خصوص گفته بودند که وقتی کشور درگیر انواع و اقسام تحریمهاست و کوچکترین ارتباطات و تعاملات بینالمللی اتفاق نمیافتد، طبعا از آن طرف امکان چنین کاری نیست. خصوصا اینکه شرکت متا به دلیل تحریمهای مالی که باعث شده مردم ایران از بخش عمده ویژگیهای مثبتی که این پلتفرمها میتواند برای اقتصاد شرکت متا داشته باشد را ندارد.
درباره اینکه کاربران ایرانی میتوانند برای متا نفع مالی داشته باشند یا نه باید گفت در حوزه تبلیغات یا امکانات پیشرفتهتر دیگری که متا میتواند به صورت پولی در اختیار کاربران بگذارند، به دلیل تحریمها امکانپذیر نیست و طبعا برای طرف مقابل هم منافع زیادی ندارد. بنابراین وقتی چه از نظر حقوقی تحریم هستیم و چه از نظر مالی امکان اینکه از کاربران ایرانی نفعی برای کسب و کار خودشان ببرند، وجود ندارد طبیعی است که متا مسئولیتی نمیپذیرد و تعهدی هم نمیدهد که به مسئولیتهای حقوقی در ایران تن دهد.
تفکری که در حال حاضر در حوزه حکمرانی اینترنت حاكم است، از جمله شورای عالی فضای مجازی، مرکز ملی فضای مجازی و نمایندگانی که پیگیر تصویب طرح صیانت بودند، این دیدگاه وجود دارد که این پلتفرمها آمریکایی هستند و هدفشان برهم زدن فضای اجتماعی ایران است. همچنین به مدیران این پلتفرمها به عنوان جاسوس و به دفاتر و مراکزشان به عنوان محل نفوذ نگاه میکنند. کمااینکه پیش از این افرادی مثل آقای مومننسب گفته بودند که اینها پروژههای صهیونیستی هستند.
با این تفاصیل وقتی با این نگاه در بدنه تصمیمگیر حاکمیت مواجه هستیم، طبیعی است که اگر موانع مالی، تحریمی و حقوقی هم نبود، بازهم بعید بود که متا استقبال کند و در کشور ما نماینده داشته باشد. چراکه با این شیوه برخورد، دفتر متا در ایران سرنوشت متفاوتتری از سفارت آمریکا در ایران پیدا نمیکرد و همان برخوردی که با سفارت انجام شد، با دفتر متا هم انجام میشود.

