روزنامه هفت صبح، اکرم احمدی| اسم استوک که میآید همه یاد بازارهای دستدومفروشی میافتند؛ لباسهای ارزان و بیکیفیت و رنگورو رفته که حتی ممکن است لک شکلاتی که صاحب قبلی ششماه پیش خورده همچنان روی آن باقی مانده باشد. لباسهایی که بهزور بخار اتو، جان میگیرند تا کمی روی رگال استوار بمانند. پیراهنهایی با یقههای بدون آهار، شلوارهای بدون دکمه و کفش و کیفهای ترکخورده و شاید هم بدون بند.
اما لطفا همه این تصورات را بگذارید کنار و با ذهن تمیز از اجناس دستدومی که تا حالا دیدهاید، استوکها را بشناسید. استوکها همان لباسهای تروتمیز و خوشرنگ و لعاب فروشگاههای بزرگ با همان برندهای معروف هستند، یعنی هم نو نو هستند و هم تمیز تمیز، فقط ممکن است کمی چروک باشند که دست خودشان نیست چون چند ماهی در انبار ماندهاند و خاک خوردهاند. همان لباسهای پرطرفدار با مارکهای شناخته شده که تا مد جدید میآید مشتریها پاشنه در مغازه را از جا در میآورند.
فقط این لباسها یک تفاوت مهم با بقیه دارند. این لباسهای استوک با قیمتی ارزان فروخته میشوند که البته برای خودشان دلایل قابلقبولی دارند. این دلایل را در مطلب زیر بررسی کردهایم و به سوالهایی که ممکن است در ذهن یک خریدار لباس استوک شکل بگیرد نیز جواب دادهایم. شاید این سوالها در ذهنتان شکل گرفته که از کجا معلوم شاید این ارزانی بیعلت نباشد، شاید این لباسها مشکلات فنی دارند مثلا رنگ و دوخت و کیفیتشان ایراد دارد؟ نکند این لباسها در کارخانههای دیگری تولید میشوند؟ شاید طراح این لباسها با لباسهای اصلی برندها فرق میکند؟
لباسهای استوک از کجا میآیند؟
برندبازهای حرفهای بازار استوک را بهتر میشناسند. بازار لباسهایی که از برندهای مشهور هستند اما با قیمت کمتری به فروش میرسند. حتما حالا فکر و حواستان به سمت لباسهای دستدوم و تاناکورا میرود، اما داستان استوک چیز دیگری است. یعنی آنطور که اسمش تداعی میکند نیست. نه زدگی دارد، نه رنگش پریده و نه درزش پاره شده و نه مشکل دیگری دارد. فقط بحث رقابت است، البته این رقابت بین لباسهای استوک نیست، رقابتی بزرگتر که باعث خلق بازاری بهنام بازار استوکها میشود.
یعنی در واقعیت این رقابت بین برندهای بزرگ دنیا رخ میدهد. بین برندهای معتبر لباس که هر سال میلیون میلیون لباس و کیف و کفش تولید میکنند. هر برندی برای اینکه در بازار باقی بماند مجبور است بهروز باشد و با محصولات جدید مشتریهایش را حفظ کند. بههمین خاطر براساس چرخش فصل بهار و تابستان و پاییز و زمستان، فروشگاهها پر میشود از اجناس جدید و هر چند روز یکبار مدلها و طرحهای جدیدی پشت ویترینها چیده میشوند و رنگها تغییر میکند. مدلهای مناسب فصل، جای مدل قبلی را میگیرد و مدلهای قدیمی راهی انبار میشوند. از همینجا داستان استوک شروع میشود.
هر مجموعه و لباسهای جدید، مدت محدود و مشخصی برای فروش در فروشگاههای بزرگ دارند، چون بعد از آن مدلهای مربوط به فصل جدید در نوبت میایستند تا از رگالها آویزان شوند و زیر نور چراغها بدرخشند. تابستان که تمام میشود، دیگر کسی دنبال لباس نازک نیست، نازکها باید به انبار بروند. پاییز که تمام میشود دیگر همه دنبال کاپشن و پالتو گرم زمستانی هستند، سویشرتها و کاپشنهای پاییزه به انبار میروند. این دور میچرخد و لباسهای استوک انبار جور میشود. البته غیر از این مورد مهم که برایتان توضیح دادیم چند دلیل دیگر به تولید کالای استوک کمک میکند:
همیشه پای مد در میان است و همیشه حرف اول را در صنعت پوشاک میزند. یکی از دلایل ایجاد لباس استوک همین از مد افتادن است. وقتی یک لباس از مد میافتد و مردم کمتر سراغی از آن میگیرند، جمع میشوند و به انبار میروند، اما چون تاریخ نشان داده، مد مدام تکرار میشود، دوباره این لباسها از انبارها بیرون میآیند و بهعنوان لباس استوک در کشورهای دیگر عرضه میشوند.
رونمایی از لباسهای جدید، در زمانی غیر از تغییر فصل دنیای پوشاک، عجیب نيست. مثلا یک روز از یک مدل پالتو با رنگهای گرم روی رگالها میچینند و چند روز بعد دوباره همان مدل را با رنگهای روشن تعویض میکنند. آن رنگهای گرم چه میشوند؟ میروند انبار و استوک میشوند و از بازار کشورهای دیگر سر در میآورند.
یکسری از این استوکها اصلا به فروشگاه نمیرسند، چون ممکن است مازاد تولید کارخانه باشند. بسیاری از شرکتهای بزرگ در دنیا، تولیدات مازاد دارند، چون برای خیلی از آنها تولید کمتر، اقتصادی نیست. بههمین دلیل این پوشاک بعد از تولید مستقیم راهی انبارها میشوند و بعد از یک دوره زمانی مشخص، بهصورت عمده به کشورهای دیگر فروخته میشوند و بازار لباسهای استوک را تامین میکنند.
تاریخ انقضا مهم است. بله لباس و کفش هم تاریخ انقضا دارند و همین موضوع باعث میشود لباسهای مازاد تولید را که در انبار نگه داشتهاند، به کشورهای دیگر ارسال کنند تا آنجا با قیمتهای پایینتر به فروش برسند.
نگاهی به قیمت لباس در بازار استوک
حالا که لباسهای استوک را شناختید بهتر است با تفاوت قیمتها هم آشنا شوید. یک بررسی میدانی نشان میدهد اگر خیلي اهل کلاس گذاشتن نیستید و برایتان فرقی نمیکند از کدام فروشگاه اسم و رسمدار خرید میکنید، خرید لباس استوک بهصرفه است. چون همان برند با همان کیفیت را با قیمت کمتری به خانه میبرید. فقط اسمش استوک است. اما شما دیگر داستانش را میدانید. مثلا یک کاپشن کلمبیا مردانه در بازار استوکفروشی با قیمت یک میلیون و 450 هزار تومان فروخته میشود، ولی اگر این کاپشن را در بازار پیدا کنید حداقل باید دو میلیون و ۹۰۰ هزار تومان برای خرید آن بپردازید.
سویشرت مردانه ریباک اصل در این بازار 950 هزار تومان قیمت دارد اما همین سویشرت در بازار حدود سه میلیون و 500 هزار تومان فروخته میشود. یا کاپشن مردانه جک ولفسکین که سخت پیدا میشود و طرفداران زیادی دارد در بازار با قیمت شش میلیون و 300 هزار تومان به فروش میرسد اما اگر سری به بازار استوکفروشها بزنید این کاپشن را با قیمت یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان پیدا میکنید. برای کاپشن مردانه لیورجی هم اوضاع همین شکلی است. این کاپشن در بازار استوک 900 هزار تومان قیمت دارد اما در بازار البته اگر پیدا شود، بین یک میلیون و ۸۰۰ تا دو میلیون و ۸۰۰ هزار تومان فروخته میشود.
کاپشن پاورتکس مردانه در بازار برندها و فروشگاههای بزرگ حدود پنجمیلیون و 800 هزار تومان قیمت دارد اما همین کاپشن را در بازار استوکفروشها حدود ۹۰۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان میفروشند. یا مثلا کاپشن بادی کلاهدار مردانه هومل Hummel دانمارک که اگر در بازار پیدا شود، قیمتش حدود شش میلیون و 600 هزار تومان است، در بازار استوک فقط دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان خرج روی دست شما میگذارد. کاپشن کوهنوردی مردانه نورثفیس که طرفداران زیادی دارد در بازار حدود سه میلیون تا سهمیلیون و ۸۰۰ هزار تومان فروخته میشود اما اگر سری به بازار استوکفروشها بزنید این کاپشن را با قیمت حدود ۹۰۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان پیدا میکنید.
یا مثلا یک پیراهن چهارخانه مارک فیلسون در بازار استوکها فقط ۵۵۰ هزار تومان قیمت دارد اما اگر این پیراهن را از بازار بخرید برایتان یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان آب میخورد. البته فقط لباسهای مردانه در بازار استوکها ارزان نیست. پالتوهای زنانه و کاپشنهای برندهای معروف هم در این بازار با قیمت پایینتر پیدا میشود. مثلا یک کاپشن خز زنانه که در بازار حدود چهار میلیون قیمت دارد در بازار استوک حدود یک میلیون و ۷۵۰ هزار تومان قیمت دارد. یا یک پالتوی مانگو که در نمایندگیها یا بوتیکها با قیمت هفت میلیون تومان فروخته میشود، استوکش را فقط حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان میفروشند.
کاپشن مانگوی زنانه همین وضعیت را دارد، یعنی استوک آن ارزانتر است. در بازار قیمت آن حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است، اما استوکش ۹۷۰ هزار تومان قیمت دارد. اگر قیمت کفشها را بخواهید ما چند اختلاف قیمت را بررسی کردهایم. مثلا نیمبوت مردانه لیورجی در بازار استوک با قیمت 720 هزار تومان فروخته میشود ولی دربازار این نیمبوت بالای یک میلیون و 700 هزار تومان است. یا یک صندل مردانه برند مرل آمریکا که در بازار سهمیلیون و ۶۵۰ هزار تومان قیمت دارد، در بازار استوکها با قیمتی در حدود ۹۰۰ هزار تومان قابل خریداری است.
یا یک کفش کوهنوردی برند merrell آمریکا که استوکش برای شما یک میلیون و ۹۵۰ هزار تومان درمیآید در بازار معمول، حدود چهار میلیون و ۶۵۰ هزار تومان فروخته میشود. یک کفش راحتی زنانه از همین برند در بازار حدود سه میلیون و ۵۰۰ هزار تومان میارزد اما همین کفش در بازار استوک بین ۹۰۰ تا یک میلیون و ۵۰۰ هزارتومان قیمت دارد. کفشهای کوهنوردی نورثفیس در بازار زیر دو میلیون تومان پیدا نمیشود، اما در بازار استوک میتوانید با قیمت یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان یک کفش کوهنوردی از این برند بخرید.
دستدوم یا تاناکورا؛ مسئله این است
فرق استوک با لباسهای دستدوم این است که استوکها نو هستند و کسی این لباسها را نپوشیده، اما لباسهای دستدوم قبلا صاحب داشتهاند. بازار لباس دستدومفروشی از اوایل دهه ۷۰ و با نام تاناکورا معرفی شد. این لباسها سالم و قابل استفاده هستند و با یک بوی خاص که مربوط به موادشوینده و اتوی بخار است شناخته میشوند. در این بازار همهجور لباس پیدا میشود. از کاپشن و پالتوهای برندهای معروف تا پیراهنهای دستدوزی که مثلا مادر سوزان در سوئیس برای دخترش دوخته یا ژاکت صورتی که مادربزرگ ژاکلین در آمریکا برای نوهاش بافته.
یعنی حد وسط ندارد، مثل بازار استوک نیست که فقط اجناس از برندهای معتبر باشد. برای همین بازار دستدوم یا همان تاناکورا خودمختار است. قیمتهایش حسابوکتاب ندارد و بسته به درخواست فروشنده از این مغازه تا مغازه بغلی همهچیز فرق میکند. مثلا یک پالتوی دودی بینام و نشان فقط به این دلیل که سالم و تمیز است اما آستر داخلش پارگی دارد و یکی از دکمههایش نیست، با قیمت ۸۰۰ هزار تومان فروخته میشود. یا یک کاپشن دخترانه صورتی که مال برند خاصی نیست، ۵۰۰ هزار تومان قیمت دارد. مغازهدار میگوید بروید در بازار قیمتها را مقایسه کنید و برگردید.
کاپشن دخترانه زیر ۵۰۰ هزار تومان پیدا نمیکنید. یا یک نیمبوت زنانه که چرم آن در بازار بین ۷۰۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قیمت دارد فقط به این دلیل که خارجی است و یک جای آن ساخت آلمان خورده و چند ترک روی چرمش دیده میشود با قیمت ۸۵۰ هزار تومان فروخته میشود. داستان جینهای دستدوم هم عجیب است. فقط کافی است رنگ و روی بهتری نسبت به بقیه داشته باشد. فروشنده میگوید این جین آمریکایی است، برای همین ۴۵۰ هزار تومان قیمت دارد. اگر کمی بگردید مدلش را در بازار با قیمت بین ۷۰۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان پیدا میکنید؛ تازه نو است.
فروشنده میگوید: «این جین را پیدا نمیکنی. دارم میگم اینا آمریکایی هستن. از مهد جین اومده. شما الان واسه این جین این پولو نمیدی. اما من مشتری دارم که میاد دنبال اصلش. ممکنه زیپش خراب باشه، میره خیاطی میده براش زیپ بندازن. مهم اینه که اصله. حالا چند بار هم پوشیده شده باشه.» فروشنده به شلوار جین اصلش نگاه میکند و زیر لب میگوید: «اینکه فکر نکنم دوبار هم پوشیده شده باشه.» اما شلوار زانو انداخته و زیپ ندارد. این داستان در فروشگاه تاناکورای بغلی هم تکرار میشود وقتی فروشنده سعی میکند کفش کوه آمریکایی را که حداقل صاحبش با آن چند قله را فتح کرده به جای جنس استوک و نو بفروشد.
کفش کوه نورثفیس را یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان میفروشد. وقتی میگویی این کفش کار کرده است اینطور جواب میدهد: «شما تا حالا درباره استوک چیزی شنیدین؟ اینا استوک هستن. حالا ممکنه تو راه یه نفر هوس کرده یه بار پاش کرده.» شاید در آن یکبار هم یکسر به کوه زده. فروشنده میخندد و میگوید: «شما نخر. ولی من مشتری دارم واسه همین دو میلیون پول میده. شما استوکشناس نیستی.» زیر لب میگویم اینها استوک نیست!



