روزنامه هفت صبح، اشکان عقیلیپور| رفقا یه سوال… یادتونه یه زمانی بحثهای جدی و مستدل رو در همین روزنامهها و محافل رسمی میکردیم و حالا درست یا غلط، پا روی پا مینداختیم و خودمون رو روشنفکر و اهل سیاست به حساب میآوردیم؟ یادتونه یه زمانی مثلا رانندگان تاکسی و مباحث داخل تاکسی رو سوژه طنز قرار میدادیم که حرفهای احساسی و کترهای زده میشه و ریشهای نداره؟ جان من یادتونه؟
مفتخرم به عرضتون برسونم که از قضا، مدتیست که اون بحثها و حرفهای ما و نوشتههامون در روزنامهها، هیچ خاصیتی نداره. البته که علتش رو بهتر از همه ما میدونین و باز هم از قضا، در همون تاکسیها و تالارهای عروسی در حین خیار پوست کندن و خرید تخممرغ از بقالی سر کوچه، حرفها و تحلیلهای درستتری رو میشنویم و چون بیقید و راحت حرفمون رو میزنیم، تحلیل درستتری از جامعه ارائه میشه.
حتما این خبر بدیه برای مسئولان ولی نمیدونم که اونها هم میدونن که این اتفاق بد داره میفته؟ صداوسیما که هیچی. بنده خدا سالهاست که تکلیفش روشنه و کلا برای یک کشور دیگری داره برنامه میسازه و ظاهرا با تعداد کثیری از مردم کشور ما هم رابطه خوبی نداره. انتظاری هم ازش نیست. ولی این اتفاقِ مخاطب قرار دادن مردم یک جای فرضی دیگه، در رسانههای نوشتاری مجاز هم داره اتفاق میفته.
از کجا فهمیدم؟ از اینجا که امروز یه بحثی تو تاکسی راه افتاد و با یهخرده راست و دروغش رو بالا پایین کردن، کلی کیف میکردین از خوندنش. بعد با خودم گفتم که خب، اینا رو که نمیشه چاپ کرد. هیچی منتفی شد. رفتم خرید مایحتاج. فروشنده و بحث اعتصاب صنوف، خودش سوژهای بود در حد تیمملی، که باز هم عمرا بشه اینجا یک کلمهاش رو نوشت.
گفتم تیم ملی. خود این تیم ملی، مورد و سوژه ازش میریزه که اونها رو هم به ناچار توی دل خودم برای خودم تعریف میکنم.
خلاصه که رفقا، غیررفقا، روزهای خوبی نیست و هر کسی با هر طرز تفکری، به دلیلی ناراحت و عصبانیه و این خوب نیست که در جاهای رسمی و تصمیمگیرنده و تاثیرگذار، نمیشه بهدرستی حرف زد. این خوب نیست که وضعیت کف خیابون با ویترین تلویزیون، زمین تا آسمون فرق داره.
و این خوب نیست که هیچ طنزنویسی، نمیتونه حتی طنز سیاه بنویسه. و این خوب نیست که خیلی از قلم بهدستها، اساسا نمیتونن بنویسن. یعنی دستشون به قلم نمیره.ولی خدایی یه چیزی رو میتونم بنویسم. اونم اینه که این روزها، هر کی رو میبینیم، قطعا بعد از سلام، میگیم «چی میشه بهنظرت؟». خب خدا رو شکر ظاهرا هیچکس هم نمیدونه چی میشه.



