روزنامه هفت صبح، محمد طالبیان| شانزده سال گذشته اما همچنان ضربه سر زیدان در فینال جامجهانی 2006، عجیبترین و مهمترین اتفاق فوتبال مدرن است. چند ماه پیش از شروع مسابقات در آلمان، انتقادهای زیادی از ریموند دومنک در رسانههای فرانسه مطرح میشد. مربی که بسیاری اعتقاد داشتند شایستگی هدایت خروسها را نداشت.
دومنک اما برای رسیدن به رستگاری تنها یک چاره را پیشروی خود دید. او زیدان را از بازنشستگی در آورد و بالاخره موفق شد یکی از بهترین فوتبالیستهای تاریخ را در ترکیب تیم ملی فرانسه قرار دهد. او روزهای آخر فوتبال حرفهای خود را پشت سر میگذاشت و حتی در مادرید هم انتقادهایی را به خود دیده بود.
با این وجود 2006 سال زیدان بود. دومنک تیم ملی آن سال فرانسه را براساس زیدان بنا کرد. دیوید ترزگه آماده و آقای گل سری آ ایتالیا به نیمکت میخ شد تا زیدان در خط هافبک پنج نفره فرانسه، پشت سر آنری قرار گیرد. هرچند در مادرید هم زیدان پشت سر مهاجم بازی نمیکرد اما اینبار دومنک تصمیم گرفت تا بار هجومی را از سه محور به تیمهای مقابل وارد کند.
فرانک ریبری جوان و آماده از یک سو و مالودا در مقابل تمام زحمات انتقال توپ در طول را برعهده داشتند و این زیدان بود که جلوتر از همه وظیفه داشت تا معادله پیچیده خطهای دفاعی را حل کند. سیستم دومنک جواب داد. بعد از شروعی نه چندان دلچسب، موتور زیدان شروع شد و تیمی نبود که توان مقابله با او را داشته باشد.
همانطور که ایتالیا در کمال ناباوری خود را به فینال رساند، آن طرف جدول فرانسه با تکیه بر نبوغ زیدان توانست رقبا را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد. هرچند برای معرفی بهترین بازیکن سال به عملکرد یکسال نگاه میکنند اما بودند چهرههایی که این عنوان را با یک بازی و یک نمایش خیرهکننده کسب کردهاند.
عملکرد زیزو در مقابل برزیل مدافع قهرمانی یکی از همان لحظات بود. مهم نیست دنبالکننده فوتبال باشید یا نه، زیدان یک تنه تیم ملی برزیل را با خاک یکسان کرد. هر کجا را که نگاه میکردی زیدان مشغول دریبل زدن یکی از ستارههای سلسائو بود. تیمی متشکل از بهترینهای دنیا که هرچند نمایشهایی دلچسب نداشتند اما هر کدام به تنهایی میتوانستند تیمی را به قهرمانی دنیا برسانند و زیدان آنها را به شکل آدمکهای زمین تمرین دید.
نمایش زیدان در مقابل برزیل توپ طلای آن سال را برای او تضمین کرد. فرقی نداشت فرانسه قهرمان میشود یا نه، این توپ طلا برازنده یکی از بهترین نمایشها در تاریخ جامجهانی بود. نتیجه همواره در اولویت اول قرار میگیرد اما زیدان ثابت کرده بود شما میتوانید بیتوجه به نتیجه تنها از تماشای عملکرد یک نفر، هر آنچه از فوتبال میخواهید را به دست آورید. در طرف مقابل آتزوری در یک شب به یاد ماندنی آلمان جوان و میزبان را در لحظات پایانی شکست داد و به فینال رسید.
تمامی اعضای آن تیم ملی ایتالیا که لیپی افسانهای را به عنوان مربی در اختیار داشت، از سری آ دور هم جمع شده بودند. هیچ بازیکنی در لیگهای خارجی بازی نمیکرد. البته بهتر است بگوییم آن دوران بهترینهای جهان در ایتالیا فوتبال باشگاهی خود را پشت سر میگذاشتند. با این حال همه چیز به همین سادگی هم نبود.
چند هفته پیش از شروع جامجهانی، کالچوپولی همچون بمبی فوتبال باشگاهی ایتالیا را نابود کرد. تعداد زیادی از بازیکنهای آتزوری میدانستند که بعد از جامجهانی شاید حتی شانس حضور در سطح اول رقابتهای داخلی را نداشته باشند. این آخرین شانس برای رستگاری بود. زیدان اما در مقابل میدانست که شنهای ساعت فوتبالی او به شماره افتاده.
او در زندگی حرفهای خود به همه چیز رسید. 8 سال پیش قهرمانی در جهان را جشن گرفته بود و دو سال بعد از آن یورو و لیگ قهرمانان را هم به فهرست افتخاراتش اضافه کرد. این دومینباری بود که از زیزو به عنوان شانس اول توپ طلا یاد میشد. اوضاع برای او به شکلی ایدهآل شروع شد.
بعد از به ثمر رساندن پنالتی پانکا در مقابل بهترین دروازهبان تاریخ فوتبال و گل تساوی ایتالیا، به نظر همه چیز آماده بود تا قهرمان در ماراتن پنالتیها مشخص شود. دقیقه 110 این فینال اما شبیه هیچ فینال دیگری نبود. اصولا زیدان هم شبیه هیچ بازیکن دیگری نبود. بعد خارج شدن توپ توسط گتوزو، زیدان به آرامی از کنار ماتراتزی گذشت که در تمام طول مسابقه همچون سایه به او چسبیده بود.
کمی جلوتر رفت، برگشت، کفش طلایی رنگ خود را روی زمین چمن برلین محکم کرد و با یک ضربه سر ماتراتزی را نقش بر زمین کرد. این ضربه سر بدون شک غیرمنتظرهترین رویداد تمام تاریخ جامجهانی فوتبال است. فقط زیدان میتواند 10 دقیقه مانده تا رسیدن به همه چیز، چنین کاری کند. اصولا باید همه چیز را در زندگی تجربه کرده باشید تا اینقدر مطمئن به قهرمانی در جامجهانی و کسب توپ طلا پشت کنید. تاریخ فوتبال مدرن به قبل و بعد از این ضربه سر تقسیم شد. فریادی برای اینکه شاید برای یکبار هم که شده همه چیز در فوتبال معنا نمیشود.



