روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| به او علاقه داشتم. پس از شنيدن جواب منفي كشتمش. در يك لحظه اتفاق افتاد. جملاتي آشنا از سوي كساني كه اقدام به قتل فرد مورد علاقه خود كردهاند و در اوج دوست داشتن او را كشتهاند. مثل همين پروندهاي كه در چند روز گذشته در هفتصبح كار كرديم و مرد ميانسال در حالي كه به همسرش علاقه داشت او را در يك لحظه جنونآمیز به قتل ميرساند و ميگويد دوستش داشتم، به او علاقه داشتم و نفهميدم چه شد. در اين گزارش سراغ پروندههايي ميرويم كه فرد در اوج علاقه به مقتول تبديل به قاتل شده است. اين جمله هميشگي را فراموش نكنيد عشق و نفرت دو روي يك سكهاند…
قتل دختر مورد علاقه با 46 ضربه چاقو!
23 اسفند سال 90 مأموران کلانتری 144 جوادیه تهرانپارس در جریان انتقال دختر 19 سالهای به بیمارستان قرار گرفتند که مورد اصابت ضربات متعدد چاقو قرار گرفته بود .با وجود انجام اقدامات درمانی، به علت شدت جراحتهای وارد شده به ناحیه گردن، دختر 19 ساله به نام معصومه فوت کرد.در تحقیقات اولیه مشخص شد که این دختر جوان از سوی جوانی به نام پویا 25 ساله مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفته است.
بلافاصله محل سکونت پویا در منطقه خاک سفید مورد شناسایی قرار گرفته ، اما با حضور کارآگاهان در محل و انجام تحقیقات محلی مشخص شد که متهم پس از ارتکاب جنایت و به همراه تمامی اعضای خانواده خود از این محل متواری شده است .همزمان با انجام تحقیقات پلیسی برای دستگیری متهم ، با انتقال جسد مقتول به پزشکی اعلام شد که با وجود اصابت 46 ضربه چاقو به قسمتهای مختلف بدن مقتول، از این تعداد ضربه تنها یک ضربه وارد شده به ناحیه گردن و همچنین دو ضربه وارد شده به قلب باعث مرگ مقتول شدهاند.
با متواری شدن متهم از محل سکونت خود، کارآگاهان اداره دهم در ادامه تحقیقات خود متوجه شدند که متهم از تهران متواری شده و در شهرهای غرب کشور مخفی شده است. در نهايت متهم بازداشت شد. متهم در تحقیقات اولیه با اعتراف صریح به قتل، در خصوص انگیزه خود در ارتکاب این جنایت تنها به نوشتن سه کلمه اکتفا کرد. وی در پاسخ این سؤال به کارآگاهان گفت: وابستگی شدید عاطفی! اولياي دم براي قاتل دخترشان درخواست قصاص دادند. متهم در دادگاه گفت: اتهام قتل عمدی را قبول دارم. دو سال قبل از جنایت یکی از دوستانم شماره معصومه را به من داد و رابطه ما به صورت تلفنی بود.
او گفته بود هپاتیت دارد و من به خاطر بیماری به رابطه به او ادامه دادم. وقتی به خودم آمدم عاشقش شده بودم. زمان جنایت در یک کارگاه در همدان کار میکردم. روز حادثه با من تماس گرفت و خواست به تهران بیایم. من هم به تهران بازگشته و به محل کارش رفتم. وقتی وارد محل کار او شدم متوجه شدم در آنجا یک مرد هم کار میکند. به همین خاطر به او اعتراض کرده و با هم درگیر شدیم در یک لحظه کاردی از آنجا برداشته و با آن معصومه را کشتم، هر مجازاتي در نظر بگيريد راضي هستم!
قتل دختر مورد علاقه پس از شنیدن جواب رد!
پسر جوانی که در یک اقدام جنونآمیز دختر مورد علاقهاش را در پارکینگ مجتمع مسکونی به قتل رسانده بود در جریان بازجوییها اعتراف کرد چون جواب رد از دختر مورد علاقهام شنیدم او را کشتم. ماجرا به تيرماه سال 95 بازميگردد. خبر قتل دختر جوان در پارکینگ یک مجتمع مسکونی در محدوده تهرانسر گزارش شد.
مشخص شد دختر جوان به نام عسل، دانشجوی سال آخر رشته علوم تغدیه بعد از حضور در پارکینگ از سوی مرد جوانی که ساکن همان مجتمع مسکوني است مورد حمله با جسم برنده قرار گرفته و به دلیل شدت جراحات وارده جان سپرده است. میلاد جوان ۲۴ سالهای که به گفته همسایهها رابطه نزدیکی با دختر جوان داشت به عنوان مظنون در قتل دختر جوان بازداشت شد. در اظهارات خود مدعی شد که حدود چهار سال پیش که خانه خود را به این ساختمان منتقل کردیم من با عسل آشنا شدم.
از همان روزهای اول به هم قول دادیم که بعد از اتمام درسمان با هم ازدواج کنیم همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه من به سربازی اعزام شدم. بعد از مدتی متوجه رفتار سرد عسل شده بودم هر بار که از او توضیح میخواستم درباره قضا و قدر و خواست خداوند صحبت میکرد. در آخرین دیدارمان هم که دو هفته پیش اتفاق افتاد او به من گفت که فرد دیگری را دوست دارد و قرار است بهزودی با هم ازدواج کنند. از شنیدن حرفهای عسل ناراحت شدم اما فکر میکردم چون کمتر همدیگر را میبینیم او دلسرد شده است اما بعد از مدتی از طریق خانوادهام فهمیدم که جریان خواستگار پولدار و تحصیلکرده عسل صحت دارد.
چند بار با گوشی دختر مورد علاقهام تماس گرفتم و در آخر با او قرار گذاشتم که برای آخرین بار داخل پارکینگ خانه همدیگر را ببینیم و صحبت کنیم بعد هم برای جلب اعتماد او ادعا کردم که برایش سورپرایز ویژهای دارم. عصر روز حادثه عسل به داخل پارکینگ آمد از پشت سرش او را غافلگیر کردم و با چاقویی که از آشپزخانه برداشته بودم ضرباتی به گردن، سینه و پهلوهایش وارد کردم. عصبانیت آنی بود و نمیدانم چه شد که یکدفعه به این کار دست زدم! اين پسر در آخرين دادگاه توانست رضايت اولياي دم را بگيرد.
قتل زن مورد علاقه و رهايي از قصاص بعد 10سال!
مرد میانسالی که زن مورد علاقهاش را با 25 ضربه چاقو مقابل چشمان مردم در خیابان کشته و به قصاص محکوم شده بود، پس از 10 سال از وقوع این جنایت موفق شد با رضایت اولیای دم از قصاص رهایی پیدا کند. حدود 10 سال قبل، مرد 45 سالهای با پلیس تماس گرفت و گفت: من یک زن را کشتهام بیایید مرا دستگیر کنید.
مأموران کلانتری راهی محل حادثه که یکی از محلههای کرج بود، شده و پیکر خونین زن جوانی را که داخل کوچه روی زمین افتاده بود، مشاهده کردند. بالای سر جسد نیز مرد میانسالی ایستاده و چاقوی خونی هنوز در دستانش بود. متهم در نخستین بازجوییها گفت: چند ماه قبل از همسرم به خاطر اختلافاتی که داشتیم جدا شده بودم. من در کار مسافربری هستم یک روز این زن را به عنوان مسافر سوار کردم بین راه سر صحبت باز شد و او گفت که از شوهرش جدا شده است.این موضوع باعث شد با هم آشنا شویم و بعد هم او را به عقد موقت خودم درآوردم.
چند هفتهای که گذشت به رفتارها و تلفنهایی که به او میشد، مشکوک شدم. وقتی به او میگفتم با چه کسی صحبت میکنی میگفت برادرم است اما بعد متوجه شدم که دروغ میگوید و با مردان غریبه در ارتباط است؛ خیلی عصبانی و ناراحت شدم، میخواستم اسلحهای بخرم و او را بکشم اما نتوانستم اسلحه پیدا کنم بنابراین به میدانی در کرج رفتم و یک چاقوی تیز خریدم. به فروشنده گفتم میخواهم با این چاقو زن مورد علاقهام را بکشم اما او خندید و حرفم را باور نکرد.بعد به سراغ زن جوان رفتم و او را از خانه بیرون کشیدم و وسط کوچه او را با چند ضربه چاقو کشتم.بعد 10 سال با خريد يك خانه براي مادر مقتول سرانجام او رضايت داد تا مرد از قصاص خلاص شود.
اعتراف پسر جوان به آتشزدن دختر مورد علاقهاش!
سال 98 دختر 28 سالهاي بر اثر شدت جراحات آتشسوزي 90 درصدي در بيمارستان جان سپرد تا براي مرگ او پرونده قتل باز شود. اين حادثه در محدوده تهرانپارس رخ داد كه پسر جواني هم همراه دختر دچار آتشسوزي شده كه وضعيتش پايدار گزارش شده بود. اما ماجرا چه بود؟ پسر جوان كه همراه دختر در خودرو آتش گرفته بود اما وضعيت بهتري داشت درباره علت حادثه گفت: من ۳۰ ساله هستم و او ۲۸ سال داشت و در یک دفتر مشاور املاک کار میکرد.
ما سال گذشته با هم آشنا شدیم و در نهایت در سال جدید تصمیم به سفر به کشور ترکیه گرفتیم تا در آن کشور سرمایهگذاری کنیم. برای همین هرچه دارایی داشتم را به پول نقد تبدیل کردم و با خود به ترکیه بردم، اما از بدشانسی در آنجا گرفتار یک کلاهبردار شدیم و او همه پول ما را از چنگمان درآورد. برای همین مجبور شدیم به ایران برگردیم و من، چون پول نداشتم مدتی در خانه این دختر بودم، ولی بعد از مدتی متوجه تغییر رفتار او شدم، برای همین به یک پانسیون رفتم.
من از اتفاقاتی که در چند ماه اخیر بین ما رخ داده بود ناراحت بودم، به همین خاطر صبح روز حادثه به پمپبنزین رفتم و یک بطری بنزین خریدم. بعد هم از ساعت ۷ تا ۹ صبح جلوی خانه مینا منتظر او بودم و وقتی او قصد داشت سر کار برود، به بهانه صحبت سوار ماشینش شدم. بعد از مسافتی مشاجره ما سر موضوعات قبلی شروع شد و آنموقع بود که من از کوره در رفتم و بنزین را روی او ریختم و فندک را روشن کردم که ناگهان آتش زبانه کشید و او آتش گرفت، البته خودم هم به بنزین آغشته شده بودم و آتش گرفتم. اين پسر كه متهم به قتل است عنوان كرده بود قصد قتل نداشته فقط ميخواسته دختر را بترساند!
خفه کردن دختر مورد علاقه پس از شنیدن جواب رد
مرد عاشق پیشه وقتی فهمید دختر مورد علاقهاش به او جواب رد داده است، دزدکی و شبانه از پنجره خانه وارد اتاق او شد وبا دستانش دختر را خفه کرد.این متهم پس از چهار ماه فرار سرانجام در آذر سال 98 دستگير شد. 12 مرداد اهالی خرمدشت کرج درتماس با اداره پلیس خبر دادند که بوی تعفن از آپارتمان همسایه به مشام میرسد. بلافاصله تیم ویژهای از مأموران کلانتری درمحل حضور یافتند و پس از شکستن در وارد آپارتمان شدند آنها داخل اتاق جسد دختر 28 سالهای به نام مینا را پیدا کردند.
در تحقیقات میدانی یکی از همسایهها به کارآگاهان گفت: چند روز پیش دیدم مردی که نقاب روی صورتش بود از طریق لوله گاز ساختمان بالا رفته و از پنجره وارد این خانه شد. فرهاد 28ساله در بازجویی به جنایتی که مرتکب شده بود اعتراف کرد و درتشریح ماجرا گفت: چند ماهی بود که من شیفته مینا شده بودم وقصد ازدواج با او را داشتم اما وقتی فهمیدم به خاطر مرد دیگری به من جواب رد داده است به سراغش رفتم و در جریان درگیری او را با دستانم خفه کردم.



