روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| 6 مهر، پخش سریال «بیهمگان» در شبکه سه شروع شد و 23 آبان پرونده آن بسته شد. این سریال را بهرنگ توفیقی و اصغر هاشمی بر اساس فیلمنامه سعید جلالی و علیرضا کاظمیپور کارگردانی کردند. «بیهمگان» دست روی داستانی آشنا گذاشت و در طول 39 قسمت گوشهای از زندگی شخصیتها را واکاوی کرد. به مناسبت پایان سریال، گزارش هفتصبح به این مجموعه تلویزیونی اختصاص یافته است.
مورد اول |عشق از نوع آشنا و متفاوت
داستان از جایی شروع شد که امیرعلی از زندان آزاد میشود و تصمیم دارد زندگی تازهای برای خود بسازد. الناز در این راه همسفر اوست اما سنگاندازیها مانع از وصال میشود. «بیهمگان» داستانی آشنا را محور قرار داد تا جایی که شباهت تماتیک با «افرا» و نیز ترکیب مشترک برخی بازیگران دو سریال، بهرنگ توفیقی را در مظان قرار داد که همچنان تحت تاثیر سریال قبلیاش است. در همین روزها، سعید جلالی از ممیزیهای تلویزیون گله کرد و گفت سختگیریها قصه عاشقانه «بیهمگان» را از مسیر اصلی خارج کرده است.
در میانه سریال امیرعلی، دختر جوان و مورد علاقه را رها و با مریم، بیوه اصلان ازدواج کرد. اصلان همان مرد خلافکاری است که امیرعلی متهم به قتل او بود. آرام آرام مریم طعم عشق را چشید و عاشق امیرعلی شد و پسر کوچکش نیز ناپدری را به عنوان سایه سر خود و مادر پذیرفت. اگر این ماجرا (مثلث عشقی نهچندان متعارف) زودتر در قصه قرار میگرفت، اتفاقی بهتر برای «بیهمگان» رخ میداد. اینگونه سریال متهم به کپیبرداری از «افرا» هم نمیشد.
مورد دوم| ناکامی محمد و مهدی
نقش امیرعلی را بازیگری تازهنفس به نام محمد صادقی بازی میکند. موقعیت ابتدایی او در سریال به گونهای بود که مخاطبان گمان میکردند باز هم شرایطی مثل سریال «افرا» دارد. کمی طول کشید تا شخصیت جدید صاحب هویت شود. با این حال صادقی در نقش جوانی که دختر مورد علاقه را رها میکند و سراغ زنی بزرگتر از خود میرود، نتوانست آنچنان که باید موفق عمل کند. او برای این نقش بیش از حد سرد و درونگرا رفتار کرد و تاکید بیش از حد کارگردانها بر ظاهر بازیگر هم نتیجهای عکس به دنبال داشت.
مهرداد با بازی مهدی سلطانی، شخصیتی است که امیرعلی مراوده زیادی با او داشت. آغاز مواجهه این دو، توام با جدل بود چراکه مهرداد، امیرعلی را گزینهای مناسب برای دخترش نمیدانست. زندگی مهرداد در طول سریال دستخوش تغییرات اساسی شد و این یعنی سلطانی لحظات حسی و دراماتیک به اندازه کافی در اختیار داشته. نمیگوییم یکسره ناکام بود اما شباهت رفتاری به شخصیتهای پیشین، اجازه نداد کاراکتر مهرداد مورد توجه قرار گیرد و در کارنامه بازیگر، ماندگار شود.
مورد سوم| به کام میترا
پیش از «بیهمگان» میترا رفیع بازیگری در فیلم و سریالها را تجربه کرده بود. اینجا اما گل طلایی را زد چرا که فرصت مناسبی در اختیار داشت تا در نقش الناز تواناییاش را نشان دهد. شخصیت عاشقپیشه سریال، بعد از ورشکستگی پدر و نیز ازدواج مرد مورد علاقهاش با زنی دیگر، چالشهای زیادی پیش رو داشت. رفیع بهره لازم را از این موقعیت برد و حالا بازیگر مطرحی محسوب میشود. شانس خوبش جایی است که در سریال «گیلدخت» نیز نقش اول را بازی کرده که جمعهها و پنجشنبهها از شبکه یک پخش میشود… سایر بازیگران «بیهمگان» معمولی بودند.
مورد چهارم| بار دیگر هپی اند
سریال در حالی به پایان رسید که باید تکلیف چند اتفاق مهم روشن میشد. در نهایت مثل غالب سریالهای تلویزیونی، خوبها عاقبت بهخیر شدند و شرها به دام افتادند. این پایان، فیذاته ایرادی ندارد اما نمایش آن بدون خلاقیت، ضعفی بزرگ محسوب میشود. سکانسی که امیرعلی مزد تلاش خود را گرفت و از او تقدیر شد نشانی از ذوق هنری نداشت. این اتفاق در سکانس اعلام خبر باردار بودن همسر و اینکه صاحب دوقلو شده است هم به شکل اغراقآمیز رخ داد. این مفاهیم در سریالها باید باشد اما نه به این شکل باسمهای.
مورد پنجم| آمار قابل قبول
سریال «بیهمگان» با همه ضعف و قوتها از معدود آثار پرمخاطب سال جاری است. منبع این ادعا اپلیکیشن تلوبیون است که در آن مجموع بازدید سریال به بیش از هشت میلیون رسیده. حالا هم در آیکون «پربازدیدترینهای یک ماه اخیر تلوبیون»، هر 12 محتوای برتر ماه جاری مربوط است به قسمتهای مختلف «بیهمگان».



