روزنامه هفت صبح| تو ای پری کجایی احتمالا از معروف‌ترین تصنیف‌های تاریخ موسیقی ایرانی است که کم‌کم به پنجاه سالگی خود نزدیک می‌شود. این تصنیف حاصل یک سه ضلعی است. هوشنگ ابتهاج به‌عنوان شاعر 1305-1401، ‌همایون خرم آهنگساز و ویولونیست چیره‌دست 1309-1391 و حسین قوامی خواننده کلاسیک موسیقی ایرانی 1288- 1367. جزو آن دسته از تصنیف‌هایی که در حد فاصل موسیقی سنتی و موسیقی پاپ خلق شده‌اند و در ساختارش نوعی حالت تلفیق وجود دارد که شاید برخی از مدافعان سرسخت موسیقی سنتی را به خشم بیاورد اما برای گروهی دیگر نشانه تکامل منحصربه‌فرد موسیقی ملی و ایرانی محسوب می‌شود.

نوعی از موسیقی که حاصل مجاهدت‌های کلنل وزیری،خالقی و جواد معروفی بوده است و حالا با خود یک بسته قدرتمند فرهنگی و تاریخی را یدک می‌کشد. این ترانه در سال‌های ابتدایی دهه پنجاه ساخته شد. ترانه یادشده ابتدا در برنامه گلهای تازه شماره 52 اجرا شد که تنظیم برای ارکستر این قطعه هم برعهده زنده‌یاد جواد معروفی بود و غزل آواز هم با مطلع«گر چشم دل بر آن مه آیینه رو کنی» از آن ابتهاج سایه بود. فخری نیکزاد با صدای خاطره‌انگیزش دکلمه اشعار و معرفی هنرمندان را بر عهده داشت.

مجید نجاحی و امیرناصر افتتاح هم تکنوازان این برنامه بودند.فضای ترانه در دستگاه همایون است و آرام آرام شنونده را در خود غرق می‌کند. هم شعر از انسجام کلامی و محتوایی برخوردار است و هم آهنگ همانند رودی روان با غنای ملودیک شنونده را مسحور خود می‌کند. به گفته برخی از اهالي موسیقی دستگاه همایون یادآور بهشت است و ابتهاجی را به آدمی می‌بخشد که دیگر دستگاه‌ها از چنین قابلیتی برخوردار نیستند. نوعی غم که رهاشدگی و آزادی در آن مستتر است. غمی با وقار. شاید به همین دلیل باشد که موریس ژار هنگام ساخت موسیقی فیلم محمد(ص) ملودی محوری را از دستگاه همایون انتخاب کرد.

روایت اول: ‌همایون خرم در گفت‌وگویی که ابوالحسن مختاباد، روزنامه‌نگار و پژوهشگر تاریخ موسیقی معاصر، با او در نشریه نگاه انجام داد، از چگونگی پدید آمدن این تصنیف می‌گوید:به گمانم سال 51 یا 52 بود که آقاي ابتهاج تازه شده بود مسئول موسيقي راديو تلويزيون. به من زنگ زد و گفت:«علاقه‌مندم ملاقاتي با هم داشته باشيم». قراري گذاشتيم در دفترش در ميدان ارگ و من رفتم و او شروع كرد به تعریف و تحسين درباره كارهاي من و گفت «از قديم كارهاي شما را پيگيري مي‌كردم و ادامه داد که برنامه‌هاي ديگري هم كه شما مثل برنامه سوم که سرپرست آن اجراها بودید که يكي ساز مي‌زد (شريف و شهناز و ناهيد و حافظي و عودش رحمانپور و حسين همدانيان ضربش بود)

و شما قطعاتي مي‌نوشتید و خواننده مرد بود و خواننده زن نداشت و من گوش می‌دادم. قوامي، محمودي خوانساری، ایرج،گلپایگانی و شجريان که آنجا به عنوان سياوش بيدگاني می‌خواند. آقای ابتهاج گفتند که تمامی این کارها را می‌شنیدند و تعريف كرد و گفت و با چه دستگاه‌هاي دقيقي همه این برنامه‌ها را ضبط کرده‌اند و فهمیدم که ایشان چه عشقی به موسیقی دارند.يا آهنگی روي شعر ابوسعيد ابو‌الخیر ساختم كه باز هم تعريف كرد و بعد دعوتم کردند که بروم به منزلشان.

در منوچهری. خانه باصفایی بود با باغچه که شبش رفتم آنجا. شب قشنگي بود و برخی از کارهایی را که با دستگاه حرفه‌ای‌شان ضبط کرده بودند گوش کردم. من خودم کارهایی را که می‌نوشتم و اجرا می‌کردم تنها يك بار گوش مي‌كردم و ديگر هم فرصتی برای گوش دادن دوباره نداشتم و تاییدشان می‌کردم. هنگام گوش دادن به کارها آقای ابتهاج گفتند:« خيلي دلم مي‌خواهد كه روي يك آهنگي از شما شعر بسازم» من چیزی نگفتم اما وقتی به روی بالکن و هوای خوب و نسیم و باغچه و شب اواخر تابستان را دیدم گویی باران نت بود که مي‌بارید. بلافاصله رفتم توي بالكن نشستم و اين آهنگ را از بالا تا پايين نوشتم.

حتي جواب‌هاي اركستر پشت هم آمد واقعا کمتر زمانی بود که یک آهنگ تمام و کمال به ذهن بیاید از صفر تا صدش و به همین دلیل است که برخی از دوستان و شنوندگانی که این کار را می‌شنوند می‌گویند اين آهنگ زميني نيست و من هم معتقدم كه به بنده اين آهنگ را دادند و «تو ای پری کجایی» الهامی بود که به من شد،الهامی که تمام و كمال آمد. آهنگ را برای ایشان اجرا کردم خيلي خوشحال شد و مشغول ساختن شعرش شد.آن زمان رسم بود که تمام آهنگ‌هاي باكلام را خوانندگان معمولا زن مي‌خواندند و آقای ابتهاج اسم خواننده‌اي را آورد که من گفتم نه و توصیه کردم این اثر را بايد يك صداي خسته‌اي بخواند و به نظر من قوامي خوبه. خيلي تعجب كرد و جالبه كه بعدها ديدم كه يكي از اين خوانندگان موردنظر آقای سایه نتوانست این اثر را به خوبی اجرا کند.

روایت دوم :‌ یک خاطره دیگر از همایون خرم درباره همین ترانه: در سد کرج به‌عنوان مهندس برق کار می‌کردم و ارتباطم با رادیو و هنرمندانش قطع شده بود تا اینکه روزی برحسب اتفاق استاد خادم میثاق را دیدم. ایشان پرسید: چرا دیگر به رادیو نمی‌آیی، به ایشان توضیح دادم که مشغولیت و کار فراوان مانع حضور در رادیو شده است اما ایشان از من نپذیرفت و گفت کار‌کردنت مانعی بر سر راه حضور و اجرایت در رادیو نمی‌شود. چند روز بعد حکمی از اداره رادیو برایم ارسال شده بود که به‌عنوان نوازنده ویولن انتخاب شده بودم.

‌آقای قوامی را از دوران خدمت وظیفه می‌شناختم. در زمان خدمت، در رادیو ارتش مسئولیت موسیقی ایرانی را به من واگذار کرده بودند و ایشان افسر ارتش بود. در آنجا کارهایی برای ارکستر ارتش مي‌نوشتم و او هم می‌خواند. یادم می‌آید اولین برنامه‌مان به نام «دلداده» با شعری از تورج نگهبان، بسیار هم مورد‌توجه قرار گرفت.‌ابتهاج احتمالا اواخر سال ۱۳51 به ریاست موسیقی رادیو منصوب شدند. پس از مدتی، روزی با من تماس گرفته و بعد از احوالپرسی، گفتند که به کارهای من بسیار علاقه دارند و مایل هستند یکدیگر را ببینیم. برای همان شب مرا به منزلشان دعوت کردند. ابتدا با اکراه به آنجا رفتم چون می‌ترسیدم میهمانی باشد و من قدری از میهمانی‌های شلوغ و مرسوم بیزار بودم. وقتی به آنجا رسیدم، دیدم من تنها دعوت شدم تا یکی از بهترین و فراموش‌ناشدنی‌ترین شب‌های زندگانی‌ام را در کنار و همراه ایشان باشم.

‌آقای ابتهاج بسیار مرا مورد لطف و محبت قرار دادند و به من گفتند که با کارهای من به خوبی آشناست و حتی آرشیو کاملی از آنها دارد. بعد ضبط‌هایی آورد از رادیو اف‌ام، که حدود ۷۲ برنامه پخش شده بود. برنامه‌ای بود با اجرای سازهای ایران مثلا نی: محمد موسوی، تار: جلیل شهناز و آواز آقایان: ایرج، قوامی، شجریان و…‌در یک فضایی که من هم شیفته ایشان شده بودم و کارهای خودم را در کنار آن با لذت می‌شنیدم، «مینای شکفته» را گذاشت؛ مینای شکفته با این شعر ابوسعید ابوالخیر بود:‌ «وا فریاد از عشق وا فریادا / کارم به یکی طرفه نگار افتادا»

‌ایشان در مورد این کار، انتخاب شعر و آهنگ آن پرسید و ما بیشتر یکدیگر را به هم نزدیک دیدیم و موافق و یکدل. هنگام وداع و خداحافظی، این شاعر فرهیخته و صاحبدل پیشنهاد اثری مشترک داد که با هم کار کنیم و گفت: تاکنون البته ترانه نسروده اما می‌خواهد اولین کارش به اتفاق من باشد.‌من هم پذیرفتم اما موکول به فضا و شرایط و آماده شدن حس و حال کردم. او که خود هم شاعر و هم اهل دل بود بهتر از من می‌دانست که چه می‌گویم و چه زمان می‌توان همکاری کرد.‌چهار-پنج روز از این ماجرا می‌گذشت که شبی فضایی عجیب و استثنایی پدید آمد، خانواده من شاهد و گواهند. اغلب آهنگ‌هایم با وسواس نوشته شده و گاه بین نوشتن چند هفته حتی چند‌ماه وقفه افتاده اما آن شب، روی بالکن نشستم و از ابتدا تا انتهای آهنگ را نوشتم. حالتی که خودم اسمش را گذاشته‌ام باران نت‌ها!

بعد که ایشان شنیدند، بسیار پسندیدند و آن شعر بی‌نظیر و ممتاز را برایش سرودند که مکمل به تمام معنای آهنگ شد. وقتی صحبت انتخاب خواننده شد، آن زمان مرسوم شده بود در گلها آقایان آواز بخوانند و خانم‌ها ترانه‌ها را، با آقای ابتهاج چند اسم را مرور کردیم و گفتیم: نه، ایشان پرسیدند آیا شخص خاصی مدنظرت هست؟‌گفتم: بله جناب آقای قوامی، با تعجب گفت: نظر شما صائب است و من نظرتان را می‌پذیرم، حتما برایش دلیل دارید که جالب است بشنوم. گفتم: این آهنگ و این معانی شعر با صدای خسته و عمیق استاد قوامی سازگاری کامل دارد و چه خوب است ایشان بخوانند و نتیجه کار را که دیگر همگان شنیده‌اند. او در سن حدود ۷۰ سالگی و با بیماری ریه اثر را خواند. یکی، دوماه پس از این اجرا که راهی لندن جهت مداوا شده بود، دکتر گمان کرده بود کارگر معدن است یا با مواد شیمیایی سروکار دارد، وقتی شنیده بود که خواننده است با تعجب بسیار پرسیده بود: همه منافذ صوتی‌اش مسدود است، صدا چگونه خارج می‌شود؟!

روایت سوم: حشمت الملوک مشیری همسر مرحوم قوامی اما معتقد است که همسرش این ترانه را به نیت او خوانده است. خاطره او این گونه است:نیم‌ساعت مانده بود که ترانه تو ای پری کجایی از رادیو پخش شود. خودش را با عجله به خانه رسانده بود و در حالی که دسته‌گلی زیبا به دست داشت و حشمت ‌الملوک مشیری را صدا می‌زد گفت: «خانم رادیو را باز کن تا نیم‌ساعت دیگر قرار است یک تصنیف جدید پخش شود که برای تو خواندم». وقتی حسین قوامی این را می‌گفت علی تجویدی و مهین بزرگی و فخری نیکزاد و گوینده معروف رادیو روشنگ و اکبر گلپایگانی هم در خانه بودند.

حشمت الملوک پیچ رادیو را چرخاند و تصنیف «تو ای پری کجایی» جاودانه شد.تو ای پری کجایی یا سرگشته یکی از قطعات ماندگار موسیقی ایرانی است که سال 1354 توسط همایون خرم با ترانه‌ای از هوشنگ ابتهاج (سایه) ساخته شده و نخستین‌بار با صدای حسین قوامی اجرا شده است.این اثر که در ابتدا قرار بود به پیشنهاد سایه توسط یک خواننده زن خوانده شود و نیز همانند بسیاری قطعات حواشی کوچکی هم داشته. حاشیه‌هایی که هم خواسته ابتهاج را برآورده کرده و هم رنجش همایون خرم را در پی داشته است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.