روزنامه هفت صبح، اکرم احمدی | همیشه تالاردارها بعد از عزاداریهای مذهبی ماه محرم و صفر، دو ماه طلایی داشتند. به قول خودشان هر روز هفته تالار برای جشن رزرو بود و فرصت به مراسم عزا کمتر میرسید، حتی بعضیها برای اینکه در یک روز خاص عروسیشان را برگزار کنند با بقیه مسابقه میدادند و پول بیشتری پیشنهاد میکردند. اما حالا فقط کسادی است. رد بوی اسفند و ادکلن را که میگیری به ریسههای چراغانی میرسی. اما از چهار تالار بزرگ که در فاصله کمی از هم قرار دارند، فقط ریسههای چراغانی یک تالار روشن است.
تالاری بزرگ که مخصوص برگزاری مراسم عروسی و نامزدی و ختم و عزاست، اما جوری جشن گرفته انگار پیروز یک نبرد است. این را باغبان تالار کناری میگوید: «میدانم عروسی مردم است. حق هم دارند شادی کنند. بازار ما که فعلا کساد است. این هفته فقط یکبار این مراسم را برگزار کردیم. یک روز ظهر هم برای مجلس عزا ناهار دادیم.»
تالارهای عروسی که داشتند بعد از کرونا جان تازهای میگرفتند، این روزها به دلیل گرانیهای پشتسر هم مرغ، برنج ایرانی، شیرینی و گوشت قرمز و البته اعتراضاتی که از شهریورماه شروع شد، روزهای خلوتی را تجربه میکنند. حتی هدیه و پیشنهادهای ویژه هم نمیتواند آن روزهای شلوغ را به تالارهای بزرگ برگرداند. در این گزارش با مدیر سه تالار برگزاری مراسم عروسی درباره مشکلاتی که این روزها تجربه میکنند، صحبت کردهایم که در ادامه میخوانید.
شیرینی مجلس با ما
مدیر یکی از تالارهای بزرگ کرج برای جذب مشتری یک هدیه ویژه در نظر گرفته: «شما تشریف بیاورید شیرینی مجلس با ما.» اما اینهم انگار فایده ندارد. زارع به هفتصبح میگوید: «بعضی روزها اینجا بین مشتریها جنگ بود. یعنی برای اینکه بتوانند جشنشان را در تاریخ مورد نظرشان برگزار کنند، هر قراردادی را قبول میکردند. بعضیها که برایشان مهم بود تاریخ ازدواجشان در اعیاد مذهبی ثبت شود، چند میلیون تومان هم اضافه میدادند تا با آنها قرارداد ببندیم.
یعنی میخواهم بگویم از بس مشتری داشتیم برای روزهای خاص مذهبی، بعضیوقتها من به مشتریها میگفتم خودتان با هم کنار بیایید. اما حالا مشتری آنقدر کم است که به سختی روزهای آخر هفته پر میشود. آنهم برای ما که یک تالار خوشنام و قدیمی شهر هستیم و تا حالا هیچ عروس و دامادی ناراضی از تالار ما نرفته.»
بیشتر تالاردارها بعد از خاکی که به دلیل شیوع کرونا و تعطیلی چند ماهه خوردند، منتظر روزهای بعد از ایام ماه محرم و صفر بودند، اما اینبار گرانیهای مواد غذایی و البته مورد خاص اعتراضها و ترس مردم از این ماجراها باعث کسادی کسب و کار آنها شده. زارع در اینباره میگوید: «زرشکپلو و جوجهکباب انتخاب اصلی مشتریهاست چون نسبت به کباب و باقالیپلو با ماهیچه ارزانتر درمیآید. اما حالا مرغ کیلویی 75 هزار تومان است. برنج ایرانی مرغوب کمتر از 110 هزار تومان پیدا نمیشود.
روغن و زرشک و زعفران هم روز بهروز گرانتر میشود. خودتان حساب کنید یک مجلس عروسی با 150 نفر که کمترین میزان دعوتی برای هر دو خانواده است چقدر درمیآید؟ فقط شام نیست. میوه و شیرینی و شربت پذیرایی هم هست. وقتی اینها را حساب کنید خرج داماد بیچاره خیلی زیاد میشود. ارزانترین شیرینی خشک کیلویی 100 هزار تومان است. شیرینی تر هم که زیر کیلویی 150 هزار تومان نیست. البته این شلوغیهای اخیر هم در کسادی بازار ما بیتاثیر نیست.
یکی دو مشتری داشتیم که جشنشان را کنسل کردند و گفتند منتظر میمانند وقتی فضا آرامتر شد دوباره میآیند و قرارداد میبندند.» لوبیاپلو ندارید؟با گرانی مرغ و گوشت قرمز ممکن است بعضی از غذاهای جدید جانشین جوجهکباب و کباب کوبیده و برگ و بختیاری شود. این را مدیر تالار بغلی میگوید:
«این پیشنهاد یکی از مشتریها بود. به نظر من هم جالب بود. یک داماد جوانی به من گفت وقتی جوجهکباب مجلسی و کباب و زرشکپلو اینقدر گران درمیآید، چرا لوبیاپلو و عدسپلو را در منوی مراسمتان نمیگذارید. راست هم میگفت. با لوبیا و گوشت چرخ کرده و کمی زعفران و برنج معمولی میتوان یک پلوی ایرانی خوشمزه و ارزانتر درست کرد. ما هم باید برای حفظ مشتری به این کارها تن بدهیم. وقتی مشتری پولش به کباب و جوجهکباب نمیرسد و ممکن است کل قرارداد را کنسل کند، ما هم میگوییم بفرمایید برایتان لوبیاپلو میپزیم.»
شربت و آتشبازی مجانی
تالار سوم نقلی اما بسیار شیک است. میز و صندلیهای جدید و خوشرنگ با چراغهایی پر از کریستال رنگی. مسیر ویژه مهمانها هم پر است از گلدان شمعدانی که شبها و زمان خداحافظی جمع میشوند تا آتشبازی شروع شود. آتشبازی مجانی هدیه مدیر برای جذب مشتری: «یک رقابت جالب بین تالاردارها راه افتاده است انگار. برای جذب مشتری هر کسی که خلاقتر است برنده است. ما هم فعلا دو بند قراردادمان را با تخفیف ویژه پیشنهاد میدهیم.
یکی شربت ویژه خوشامدگویی به مهمان که همان اول مراسم میآورند و یکی هم مراسم آتشبازی که زمان خداحافظی عروس و داماد با مهمانها انجام میشود. چاره چیست. در زمان کرونا کل تالار را تغییر دادم و توی خرج افتادم. تازه بعد از ایام عید و ماه رمضان داشتیم روی غلتک میافتادیم که دوباره این داستان گرانی و این شلوغیها کار دستمان داد.
فعلا باید برای جذب مشتری بجنگیم تا چراغمان روشن بماند. بعد از ماه رمضان ما یک روز خالی هم نداشتیم. اما حالا تعداد روزهای خالی که داریم خیلی تو ذوق میزند. این هفته ما فقط سهشنبه و جمعه مراسم داشتیم. حالا ما که خوب هستیم تالار روبهرو را نگاه کنید…»
با دست تالار روبهرو را نشان میدهد، همه چراغها خاموش است.



