روزنامه هفت صبح، بهنام مظاهری | حالا دیگر عکسها، ویدئوها و آهنگهایش از هر دستگاه پخشی شنیده میشود اما اولینبار همه او را پشت شیشه ویترین نوار فروشیها دیدند و از همان ابتدای دهه هشتاد مشهور شد. عاشقانه خوانی که بعضی از اهل فن میگویند خیلی کلین نمیخواند ولی در عمق داستان خودشان هم خیلی نمیدانند نقدشان دقیقا به چیست.
بگذارید اینطور به شما بگویم. فرض کنید شما همین امروز یک ماشین صفر را از نمایندگی تحویل میگیرید. طبیعتا قوانینی هست که شما حق ندارید ماشین را از حالت طبیعی خود خارج کنید و زیاد آن را دستکاری کنید. احسان خواجه امیری همانی است که یک راست از نمایندگی میرود و شاسی ماشین را تا کف خیابان میخواباند و به تعمیرکار مربوطه هم سفارش میکند طوری بخوابان که هوا از زیرش رد نشود.
نتیجه کار این میشود که او قوانین را رعایت نکرده اما خدایی بهتر لایی میکشد. بیشتر از هر چیز به حس خواندنش اهمیت میدهد و میتوان گفت یکی از خوش حسترین خوانندههای حداقل 50 سال اخیر موسیقی ایران هم هست. به خوبی با آواز ایرانی آشناست اما همواره یکی از آنهایی بوده که به تنظیم کارخانهای اعتقاد نداشته و خودش تیون کرده و دیزاین خاص خودش را به صدایش داده.
اینبار که آهنگهایش را گوش میکنید به نفسگیریهای اندکی متفاوت و طراحی صدایش حین خواندن دقت کنید.
حتما متوجه میشوید که چطور با زیرکی حس را وارد کارش میکند. یکی از معدود خوانندههایی است که بهترین ورودها را در آوازش دارد. از همان اول ترانه حس را به کلمهها تزریق میکند و مخاطب را درگیر. همیشه در هر آلبومش چند هیت و یک مگا هیت داشته و این به خودی خود ثابت میکند که احسان خواجه امیری مهم است.
ظاهر و استایل همیشه مرتبی دارد و مصداق بارز همان بچههایی است که سرکوفتش را به دیگر بچههای فامیل میزنند. خواجه امیری اگر در مدرسه باشد نمونه آن دست بچههایی است که نه معلمها و نه ناظمها به او گیر میدهند و نه خودش کاری به کسی دارد. همیشه نمرههایش خوب است ولی خیلی هم بچه مثبت و درسخوان نیست.
یک جور شیدایی در صدایش حس میشود. عاشقانه خوان است و غیر از این دلش نمیخواهد با اسم و رسم دیگری شناخته شود. خودش جایی گفته الگویش در خوانندگی به نوعی محمد اصفهانی بوده و از پرستیژ خوانندگی دکتر اصفهانی تمجید کرده. شاید بیراه نباشد اگر بگوییم خوانندههایی نظیر امیر عباس گلاب هم در نسل بعد از خواجه امیری درهمین کتگوری قرار میگیرند.
خواجه امیری با تمام این حرفها کاراکتر خاص خودش را دارد و کنترل عجیبی روی حفظ این کاراکتر به دور از حاشیهها داشته. هیچوقت حاشیه خاصی نداشته و تنها صدایش از هر کوچه و پنجره و تلویزیون و … شنیده شده. حالا هم مدتهاست دیگر همه ما ایرانیها میدانیم اگر روزی خدای ناکرده از دنیا برویم حتما «خداحافظ» احسان را سر قبرمان پخش میکنند.
هرچقدر هم که علاقه به متالیکا یا بتهوون داشته باشید مهم نیست، احسان همیشه بعد از عزرائیل به سراغمان میآید.
نکته دیگر که باید درباره او گفت دسترسی و همکاری همیشگیاش با بهترین آهنگسازها، ترانهسرایان، تنظیمکنندهها و نوازندهها بوده. انگار حالا بعد از این همه سال کار موفق دیگر همه چیز به راحتی در اختیارش است.
از آن دست خوانندهها است که با یک تلفن چند ثانیهای بهترینهای ایران را کنار هم جمع میکند. انتخاب ترانههایش همیشه درست بوده و میشود گفت تا به حال ترانه بد نخوانده. فرم تنظیمهایش در اکثر قطعاتش آکوستیک است و با هر تنظیمکنندهای هم که کار کند فرم همیشگیاش را حفظ میکند.
احسان خواجه امیری حالا امسال دقیقا بیستمین سالی است که از ابتدای کار حرفهایاش به عنوان خواننده میگذرد. با تمام انتقادهای وارد و ناوارد نمیتوان اثر او را در موسیقی پاپ بعد از انقلاب ایران کمرنگ نشان داد. در مقاطعی پر کار و در دورههایی هم کم کار شده اما همواره بوده و صدای آشنایش بین همه ما در جریان.



