روزنامه هفت صبح، کسری ولایی| یکی از اتفاقات مهم این روزها در دنیای سرگرمی، بازگشت «ریک و مورتی» است. سریالی که ظرف چند سال از یک محصول حاشیه‌ای تبدیل شد به پدیده‌ای در جریان اصلی و الان کار کردن روی یک اپیزودش مثل تکان دادن چوب جادویی در هوا درِ هر استودیو و شبکه‌ای را می‌گشاید و مقایسه هر اثری با این انیمیشن دیوانه‌وار شاید بزرگ‌ترین تحسینی باشد که قسمت هر سازنده‌ای بشود. بر‌خلاف ظاهر دو‌بعدی و عمدا مبتدیانه انیمیشن، قضیه پیچیده‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کنید، خیلی پیچیده‌تر.

به‌قدری پیچیده که این میزان سادگی در فرم تنها راه ممکن برای هضم و نمایشش بوده. شاید فکر کنید یک‌سری خل و چل دور هم متاع نابی را زده و فضا را معنوی کرده‌اند، در مسیر بازگشت هم هرچه به مخلیه‌شان رسیده پیشکش داده‌اند به عالم سریال. نظریه‌ای که رد یا تاییدش فقط در گروی حضور در اتاق نویسندگان است. به هر طریق، کار رسیده به‌جایی‌که «ریک و مورتی» تبدیل شده به متاع کمیاب هزاره.
کیفیت به کنار، خیلی‌وقت‌ها اهمیت اثر به دلیل ارتباط و تناسبی است که با جهان واقع و عصرِ خودش برقرار می‌کند.

اینجا دیگر بحث درباره نبوغ و جنون یا خلاقیت و بداعت سازندگان سریال نیست، که فیلمنامه‌نویسی را می‌شود از نو با اپیزودهای «ریک و مورتی» تعریف کرد و درس داد. بحث درباره جایگاه این پدیده در دنیای ماست. اگر در آینده‌ای نه‌چندان دور گفتند و نوشتند که عصر متامدرنیسم در هزاره جدید آغاز شده و عینیت یافته، حتما از سریال انیمیشن شبکه ادالت سوئیم برای ادعای خود شاهد و مدرک می‌آورند. عصری که در آن تمام ساختارها و ارزش‌های موروثی فرو می‌ریزد، معنا از انحصار ساختارها رها می‌شود و «شوخی» جدی‌ترین راه برای کشف واقعیات و ادراکاتی است که از مسیر تجربه فردی به‌دست می‌آید نه از قدم گذاشتن در جای پای گذشتگان.

اتفاق عجیبی نیفتاده. فقط نسل جدیدی که وارث زمین‌اند، دارند یاد می‌گیرند تا از روی کره آبی به شکل دیگری هستی پیرامون خود را ببینند، همه‌چیز را به چالش بکشند و بت معنا را بشکنند تا به اصالت معنایی که خودشان کشف کرده‌اند، خیره شوند. این حکایت دنیای امروز و فردای ماست. پس به دنیای متامدرن خوش آمده‌اید؛ در این سفر پر از مکاشفه، شگفتی و جفنگ، ریک ملعون و مورتی مشعوف راهنمای شما خواهند بود.

ریک دانشمند پیر بداخلاق و دائم‌الخمری است که تمام وقتش را به اکتشافات و اختراعات عجیب و غریب می‌گذراند. ریک همراه با مورتی، نوه نوجوانش، شروع می‌کنند به ماجراجویی در جهان‌های موازی و تقریبا همه‌چیز را به‌هم می‌ریزند. اگر پخش «خانواده سیمپسون‌ها» همزمان بود با شکل‌گیری موج پست‌مدرنیسم در سینمای جدید آمریکا و جنس تازه‌ای از کمدی‌ را معرفی می‌کرد، «ریک و مورتی» را هم می‌توان سمبلی از متامدرنیسم در نظر گرفت.

تعریف متامدرنیسم در عرصه سینما و نمایش کار چندان ساده‌ای نیست. اصطلاحی که با وجود چند دهه عمر، تازه دارد در ادبیات و رسانه‌ها به‌عنوان یک جریان فرهنگی مستقل جا می‌افتد. با افول موج پست‌مدرنیسم، متامدرنیسم متولد می‌شود. متامدرنیسم در اصل سنتزی از مدرنیسم و پست‌مدرنیسم است که سعی دارد تا رویکرد مدرنیسم برای ایجاد ساختارهای تازه را با نگاه ساختارشکنانه پست‌مدرنیستی ترکیب کند.

در سینما هم اگر دهه گذشته را مرور کنیم، آثار چارلی کافمن در مقام فیلم‌نامه‌نویس را می‌توان آغازگر جریان متامدرنیسم دانست. این نگرش در سینما وقتی پررنگ‌تر می‌شود که به جریان اصلی راه پیدا می‌کند، در آثاری که الگوی هجو و بازیافت (معنا‌زدایی از پدیده‌های پذیرفته شده به‌واسطه قراردادهای نمایشی پیشین) را به کار می‌گیرند تا به ساختاری دراماتیک و از قضا مومنانه (بازنمایی معنا به صورتی دیگر) برسند. البته آنچه که در عمل می‌بینید، بر‌خلاف بحث‌های نظری و لفاظانه، فوق‌العاده سرگرم‌کننده است.

البته سازندگان سریال دنبال ساختن یک اثر علمی دقیق و بی‌عیب و نقص نبوده و تخیل خود را رها کرده‌اند تا بدون محدودیت داستان‌ تعریف کنند. رها کردن تخیل هم در اینجا به‌معنای واقعی کلمه صورت گرفته. بارها و بارها در طول تماشای سریال با ایده‌هایی برخورد می‌کنید که معلوم نیست چگونه و به کدام ذهنی خطور کرده‌اند. «ریک و مورتی» پر است از بحث‌های جدی و سنگین درباره دنیای امروز، از مسئولیت‌های فردی و زندگی مشترک گرفته تا سیاست و الهیات. آن هم در شرایطی که به هیچ‌وجه حاضر نیست که برای مطرح کردن ایده‌ها و حرف‌های جدی‌اش، از شوخی و دیوانه‌بازی دست بردارد.

سال گذشته فصل پنجم «ریک و مورتی» با سردترین واکنش‌ها از سوی هوادارها مواجه شد؛ منتقدان می‌گفتند که داستان و شخصیت‌ها را رها و فقط روی غربت بیشتر ایده‌ها تمرکز کرده‌اند، انگار که سریال تبدیل شده به یک شهربازی بی‌پایان. پایان فصل چنان تکان‌دهنده بود که همه شمشیرها غلاف شد. فصل ششم هم فعلا قدرتمندانه پیش رفته و بار دیگر ثابت می‌کند که هیچ اثری بهتر از این نمی‌تواند روح زمانه را در شیشه سرگرمی گیر بیاندازد.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - فرهنگیرا اینجا بخوانید.