روزنامه هفت صبح، آرش پورابراهیمی| تقریبا هر چند هفته یک‌بار یکی از کسب‌و‌کارهای ایرانی گزارشی از عملکرد شرکت و به‌خصوص رفتار مشتریانش منتشر می‌کند. فروشگاه‌های آنلاین داده‌های مربوط به خرید و فروش آنلاین و کالاهای فروخته شده را ارائه می‌دهند، شرکت‌های باربری از اسباب‌کشی‌های خانوارها در شهرهای بزرگ و جابه‌جایی‌های بین منطقه‌ای می‌گویند و تاکسی‌های اینترنتی هم خلاصه‌هایی از سفرهای داخل شهری ارائه می‌دهند.

در واقع این کسب‌و‌کارها علاوه بر اینکه با خدماتشان زندگی ما را آسان‌تر کرده‌اند، به جهانی از داده‌های جذاب هم دسترسی دارند که خلاصه‌ای از آن را در گزارش‌هایشان منتشر می‌کنند. با این حال، نسبت به نتیجه‌گیری از چنین داده‌هایی باید کمی محتاط بود. برای مثال، چندی پیش گزارش داخلی یک تولیدکننده چای به دستم رسید. در واقع یکی از دوستانم این گزارش را برای من فرستاده بود تا کیفیت آن را بسنجم.

گزارش درباره سنجش کشش قیمتی تقاضا برای محصولات شرکت بود. به‌طور خلاصه شرکت می‌خواست بداند که تغییر قیمت چه تاثیری بر میزان تقاضا خواهد داشت. گزارش پر بود از داده‌های فروش محصولات مختلف در ماه‌های مختلف سال؛ داده‌هایی که به بهترین شیوه از نمودارهای رنگارنگ تا جداول جذاب خلاصه و ارائه شده بودند. با این حال نخستین واکنش من نسبت به گزارش این بود که نویسنده آن باید از کار برکنار شود (البته قاعدتا نظر من تاثیری روی سرنوشت نویسنده گزارش نداشت و اصلا قرار نبود که نظر من به گوش مدیران شرکت برسد. در این صورت احتمالا در ارائه چنین نظری احتیاط می‌کردم).

با این حال، نویسنده گزارش هر‌چقدر که در کار با داده‌های خام و احتمالا برنامه‌نویسی خبره بود، با بدیهیات علم اقتصاد آشنایی نداشت و به همین خاطر نتیجه‌گیری‌‌هایش کاملا بی‌حاصل بود. نویسنده گزارش کشش قیمتی تقاضا را برای برخی از کالاها رقمی مثبت به‌دست آورده بود. در واقع او نتیجه گرفته بود که اگر شرکت قیمت برخی از کالاها را افزایش دهد، تقاضا برای آن کالاها افزایش می‌یابد، در حالی‌که برای کالاهای نرمال انتظار داریم که افزایش قیمت با کاهش تقاضا همراه شود.

نویسنده گزارش داده‌های فروش شرکت را در فرمول محاسبه کشش قیمتی تقاضا قرار داده بود و از آنجا که در مقاطعی افزایش قیمت با افزایش فروش همراه شده بود، به این جمع‌بندی رسیده بود که کشش رقمی مثبت است اما او در نظر نگرفته بود که فرمول کشش قیمتی با فرض مهم ثابت بودن سایر شرایط کارایی دارد. برای مثال اگر شما کسب و کاری در حال رشد باشید، فروش شما در حال افزایش است و در این شرایط اگر قیمت را بالا ببرید شاید فروشتان همچنان رشد کند اما این رشد فروش به‌خاطر افزایش قیمت نبوده است.

همچنین اگر شما مرغ‌فروش باشید و قیمت مرغ را ده درصد بالا ببرید اما قیمت گوشت پنجاه درصد بالا برود، احتمالا تقاضای مرغ افزایش می‌یابد چرا که برخی از مشتریان مرغ را جایگزین گوشت می‌کنند اما این‌هم به این معنی نیست که افزایش قیمت موجب افزایش فروش شما شده است.

اگر می‌خواهید کشش قیمتی تقاضا را به شیوه‌ای درست محاسبه کنید، باید بتوانید دیگر شرایط را ثابت نگه دارید.
البته آنچه برای این تولیدکننده چای و نویسنده گزارش روی داده در واقع مشتی است نشانه خروار از گزارش‌هایی که روزانه در شرکت‌های مختلف تولید می‌شوند. شرکت‌ها امروز با دنیایی از داده‌ها مواجهند که بررسی آن‌ها می‌تواند نتایج و درس‌های جذابی را به همراه داشته باشد که به توسعه کسب و کار کمک کند اما تحلیل آن‌ها علاوه بر آشنایی با شیوه کار با داده‌ها نیازمند آشنایی با علومی دیگر مانند اقتصاد است.

به همین خاطر است که بسیاری از شرکت‌ها به استخدام اقتصاددان به‌خصوص متخصص اقتصاد خرد روی آورده‌اند. البته اینکه فردی که دانش‌آموخته رشته اقتصاد است در نهایت به این نتیجه برسد که شرکت‌ها باید بیشتر از اقتصاددانان استفاده کنند، چندان غیرمنتظره نیست! قاعدتا نظر من با سوگیری همراه است اما اگر در تحلیل‌هایتان کشش قیمتی تقاضا را عددی مثبت تخمین می‌زنید واقعا یک جای کار ایراد دارد.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اقتصادیاینجا کلیک کنید.