روزنامه هفت صبح | تاکنون چهار قسمت از سریال «آفتابپرست» در شبکه نمایش خانگی منتشر شده و مخاطبان بهطور کامل از روند قصه و ویژگیهای کاراکترها مطلع هستند. این سریال را برزو نیکنژاد کارگردانی کرده است.
منظر اول: محتوا| امیر برادران در مقام نویسنده، چند قصه را درهم تنیده و در عین حال روایت اصلی را زندگی شخصی به نام جمال پورشه (پژمان جمشیدی) قرار داده است. جمال جوانی است که زندگیاش را از طریق کارهای خلاف پیش میبرد. پس از آزادی از زندان تغییر هویت میدهد و دیگران گمان میکنند فرزند مردی موجه به نام حاج آقا پورشه است.
این ایده اگرچه بارها دستمایه آثار کمدی قرار گرفته اما سازندگان «آفتابپرست» استفادهای خوب از آن کردهاند. ضمن آنکه قصه دیگر شخصیتها (باران کوثری، گوهر خیراندیش، حمیدرضا آذرنگ و …. ) به کمک خط اصلی داستان آمده. اگر مخاطب سختگیری را کنار بگذارد و مدام در پی قیاس سریال با نمونههای قبلی نباشد، میتواند با آن همراه شود و حتی لبخند بزند. با کمی سختگیری اما «آفتابپرست» اثری دندانگیر نیست و حتی در لحظاتی به سریالهای کمدی تلویزیونی پهلو میزند.
منظر دوم: ساختار| برزو نیکنژاد تجربهای فراوان در ساخت آثار کمدی دارد و همین سابقه در «آفتابپرست» به کمک او آمده و توانسته سریالی قابل قبول بر اساس فیلمنامه امیر برادران بسازد. سریال از ریتمی خوب برخوردار است و لحظههای کمدی آن شکل گرفته. «آفتابپرست» آزمون سخت بازیگران هم هست؛ بهویژه پژمان جمشیدی که بارها در آثار کمدی بازی کرده. او گاه تحت تاثیر شخصیتهای پیشین است اما در مجموع به شخصیتی مستقل رسیده و جمال پورشه صاحب ویژگیهای منحصر بهفرد است.
باران کوثری در ارائه نقش خبرنگاری که دنبال رسیدن به خواستههای شخصی است هم موفق بوده. حتی برخی رفتارهای اغراقآمیز او پررنگ شدن وجه کمدی «آفتاب پرست» را باعث شده. گوهر خیراندیش هم رنگی متفاوت از کمدی به بازیاش بخشیده که این مسئله از تجربه طولانیاش میآید. درباره عملکرد حمیدرضا آذرنگ باید منتظر پررنگ شدن بازیاش در قسمتهای بعد بود. الهام اخوان هم از پس ارائه نقش یک دختر فرصتطلب برآمده.



