روزنامه هفت صبح | ماجرا به سهشنبه چهارم مردادماه بازمیگردد. وقتی اهالی خیابان نبرد، واقع در شرق تهران حوالی ساعت چهار صبح به یک خودروی النود مشکوک میشوند و ماجرا را به پلیس ۱۱۰ گزارش میدهند. ماموران کلانتری ۱۳۲ خودرو را مورد بررسی قرار داده و درمییابند درهای خودرو باز است. وقتی در صندوق عقب خودرو را باز میکنند با جسد مردی میانسال حدود ۶۰ساله مواجه میشوند. طبق بررسیهای بیشتر مشخص میشود حدود چهار الی پنج ساعت از مرگ مرد میانسال گذشته و او با یک ضربه چاقو به قتل رسیده است.
این موضوع در حالی بود که مدارک شناسایی مقتول نیز در کف خودرو افتاده بود و همچنین با استعلام پلاک خودرو، هویت مقتول مشخص شد. بعد از اطلاع به خانواده، همسر مقتول در جریان تحقیقات گفت: «شوهرم کارمند یکی از ادارههای تهران است. او راهی محل کارش شد. عصر چند بار با تلفن همراهش تماس گرفتم اما خاموش بود. منتظر او بودیم که ماموران خبر دادند به قتل رسیده است. او مرد آرامی بود و با کسی اختلاف نداشت. نمیدانیم چرا به قتل رسیده است.»
شناسایی قاتل ۱۹ ساله
کارآگاهان به تحقیقات پیرامون این جنایت ادامه دادند و با بررسی دوربینهای مداربسته در محل کشف خودروی النود و جسد، مشخص شد یک پسر بسیار جوان و مردی میانسال تقریبا همسن مقتول، در حوالی محل کشف خودرو هستند. بعد از بررسیها، محل سکونت پسر جوان پیدا شد.
این پسر که فقط ۱۹ سال سن دارد فکرش را هم نمیکرد ماموران بتوانند او را پیدا کنند. وقتی کارآگاهان برای بازجویی به خانه او که واقع در جنوب تهران است، رفتند، پسر جوان ماجرای قتل را انکار کرد اما لکههای کمرنگ خون روی فرش مشخص بود که فرش شسته شده است. در نتیجه با نمونهبرداری و تطبیق با دیانای مقتول، راز پسر ۱۹ساله و پدر میانسالش فاش شد.
اعتراف به قتل با همدستی پدر
پسر جوان برای دو میلیون تومان قاتل شده است! او وقتی دید همه نشانهها به او ختم شد به قتل مرد میانسال که دوست پدرش بود، اعتراف کرد و گفت: «مدتی قبل از دوست پدرم مبلغ دو میلیون تومان درخواست کردم که او هم به من قرض داد. بعد از گذشت مدتی موعد پرداخت قرضم رسید اما توان پرداختش را نداشتم.
بعد از چندی دوست پدرم از من تقاضای پولش را کرد که من نتوانستم پس بدهم. روز حادثه به او گفتم به خانهمان بیاید تا راجع به قرضش به او توضیحاتی بدهم. حوالی ظهر بود که به خانهمان آمد، سعی داشتم برای او ماجرای عقب افتادن قرضش را توضیح بدهم که عصبانی شد و با هم مشاجره کردیم و من یکباره یک ضربه چاقو به او زدم!
اصلا نفهمیدم چه شد و او افتاد روی فرش و اثر خونش روی فرش ماند. همان لحظه پدرم از راه رسید و صحنه را دید، با دیدن جسد رفیقش به من کمک کرد او را داخل صندوق عقب النود مقتول گذاشتیم و حوالی نبرد تهران، خودرو را رها کرده و فرار کردیم!» وقتی پسر جوان بازداشت شد و به همدستی پدرش نیز در مخفی کردن جسد مقتول اشاره کرد، پدر میانسال او نیز بازداشت شد. در حال حاضر حاضر تحقیقات پیرامون این پرونده ادامه دارد.



