روزنامه هفت صبح، مرجان فاطمی | از میان گریمهای سنگین بازیگران، نمونههایی بیشتر از همه برایم جذابند که میتوانند درد و رنج و سختیهای یک شخصیت را بعد از گذشت سالها به نمایش بگذارند. چهرههایی که نه اغراق شدهاند و نه تصنعی و نه مخاطب را وادار به پذیرش درد و سختی آنها میکنند. نمونهاش را میشد در چهره فاطمه معتمدآریا در فیلم «گیلانه» دید. معتمدآریا در گیلانه، نقش زنی شمالی و رنج کشیده را داشت و سنش سالها بالاتر از خودش به نظر میرسید.
علاوه بر چین و چروکهای روی صورت و پیشانی، چانهاش به جلو متمایل شده بود و دندانهایش بزرگتر از آنچه هست به نظر میرسید. او طوری گریم شده بود که در نگاه اول بشود به رنج موجود در صورتش پیبرد. کبوتر در فیلم «روسری آبی» هم با بازی گلاب آدینه چنین ویژگیای داشت. زنی میانسال با چهرهای مردانه بود که به خاطر خشونت چهره و موهایی که مثل ته ریش مردانه، در صورتش داشت، بسیار زشت به نظر میرسید.
این ظاهر در تقابل با روحیه مهربانی که در کل فیلم داشت کاملا در تضاد بود. کاراکتر کبوتر با اینکه نقش اصلی فیلم نبود اما بسیار مورد توجه قرار گرفت. گلاب آدینه استاد تغییر چهره است و بعد از کبوتر، در «وقتی همه خواب بودند» هم با گریم یک پیرزن بسیار مسن ظاهر شد. اینبار با موهای سفید و صورتی لاغر که دیگر توانی برای صحبت کردن نداشت. صورتش پر از چین و چروک بود و گونههایش کاملا محو شده بود.
یکی دیگر از این نوع گریمها، گریم کرامتی در فیلم «بیست» بود. کرامتی در این فیلم به اندازهای متفاوت شده بود که خیلیها نتوانستند در همان دفعه اول چهرهاش را تشخیص دهند. او لاغرتر از حد معمول به نظر میرسید، صورتی بسیار شکننده و پر از لک داشت، انگار مدتها زیر نور خورشید بوده و پوست صورتش سوخته است. فک بالایی صورتش بیرونتر از حد معمول به نظر میرسید. گونههایش کاملا محو شده بود و با موهای وز شده، نقش یک زن تنها و بیپناه و نیازمند را بازی میکرد.
کرامتی چند سال بعد در فیلم «عصر یخبندان» هم با گریم یک زن معتاد و لاغر که پای چشمانش گود افتاده ظاهر شد.پانتهآ پناهیها هم در فیلم «نفس» با چنین گریمی ظاهر شد. او در سن ۳۸سالگی نقش یک زن ۸۰ساله روستایی را بازی کرد. گریم طوری بود که او را با صورت آفتاب سوخته به تصویر میکشید.
دور چشمهایش پر از چین و چروک بود. او دندانهایی کاملا زرد و پوسیده داشت و زیر چشمهایش به خاطر مداومت در کشیدن سرمه، سیاه شده بود. برخلاف گریمهای اینچنین که معمولا اغراق شده به نظر میرسند، چهره پناهیها به هیچ عنوان غلو نداشت و مخاطبان او را در این سن و سال میپذیرفتند.
البته بخش مهمی از جذابیت چهره به حرکات صورت خود پناهیها بر میگشت که یک جورهایی مکمل گریم بود.همه اینها به قدری ملموس به نظر میرسند که وقتی حرف از سختیهای یک زن روستایی یا طبقه فرودست به میان میآید امکان ندارد تصویرشان در ذهنم شکل نگیرد.



