روزنامه هفت صبح، یاسر نوروزی | «نقشه و قلمرو» اولین رمان میشل اوئِلبِک، نویسنده جنجالی فرانسوی است که در ایران ترجمه و منتشر می‌شود. اوئلبک کیست؟ کسی که سال گذشته در اوج کرونا، کل ماجرا را به مسخره گرفت و گفت تمام جهان از چیزی شبیه آنفلوآنزا در حال نابود شدن است! اوئلبک،‌ کووید ۱۹ را یک ویروس پیش‌پاافتاده، دم‌دستی و بدون کیفیت توصیف کرد و در ادامه هشدار داده بود که فاصله اجتماعی و دورکاری که اپیدمی آن را ناگزیر کرده، یورش فناوری را برای منزوی کردن افراد تسریع می‌کند.

او همچنین گفته بود ویروس کرونا دستاویزی خوب برای تسریع گرایش روبه‌رشد «منسوخ شدن روابط انسانی» است. این نوع گفته‌های نامتعارف البته از آن‌رو اهمیت دارد که اوئلبک، پیش‌بینی‌های غریبی پیش از این داشت. او را پیغمبر «جلیقه زردها» لقب داده بودند چون این جنبش را قبل از وقوع، در رمان «سروتونین» پیش‌بینی کرده بود. در رمان «تسلیم»ش هم حمله به پاریس را پیشگویی کرده بود.

در واقع با یک نویسنده عادی مواجه نیستید؛ مجموعه‌ای از حواشی و پیش‌بینی‌ها و البته اختلالات و بیماری‌ها! حق هم دارد. مادرش در بچگی ولش کرده رفته و در کل، زیستی پرآشوب را پشت‌سر گذاشته. در رمان‌هایش شرمی ندارد از بازگویی بعضی مسائل کاراکترها یا توصیف صحنه‌های نامتعارف. برای همین هم هیچ رمانی از او در ایران اجازه انتشار نیافته بود. «نقشه و قلمرو» اولین رمان اوست که با ترجمه ابوالفضل الله‌دادی به فارسی منتشر شده.

هرچند متأسفانه در همان ابتدا حاشیه‌هایی برای ترجمه ساخته‌اند؛ از جمله اینکه گفته‌اند به‌شدت سانسور شده یا قلع و قمع شده! سال‌هاست مترجم کتاب را می‌شناسم و وقتی می‌گوید جز چند جمله و کلمه چیزی حذف نشده، حرفش را قبول دارم. در کنار این نکته، خود اوئلبک در یکی از گفت‌وگوهایش اشاره کرده توصیفات مذکور در این رمانش وجود ندارد.

ابوالفضل الله‌دادی تاکنون قریب به ۲۳ عنوان کتاب ترجمه و منتشر کرده که از مهم‌ترین‌شان می‌توان به «سه‌گانه کابل»، «محاکمه خوک»، «روستای محوشده»، «دجله به حال تو ناله کند»، «باتیست چگونه مرد» و… اشاره کرد. در تمام این کتاب‌ها هم مخاطب حرفه‌ای کتاب، چند نکته را متوجه خواهد شد؛ جملات بدون غلط، زبان قابل فهم، نثری خواندنی و پرهیز مترجم از دشواری‌های ناشیانه که این روزها در خیلی از ترجمه‌های دیگر می‌بینیم.

ترجمه جدید او هم از نویسنده‌ای بسیار قدرتمند خبر می‌دهد. رمان «نقشه قلمرو»، به لحاظ شخصیت‌پردازی، نشان می‌دهد ما با نویسنده‌ای تراز اول مواجه هستیم. هرچند نوعی از پوچی و افسردگی در تمام متن موج می‌زند و از این جهت، نوشته‌اش در مقاطعی شاید سلیقه بنده نباشد. با این حال، مطالعه این رمان برای کسانی که ادبیات داستانی روز جهان را دنبال می‌کنند، ضروری است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - فرهنگیاینجا کلیک کنید.