روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| در تعطیلات عید فطر، تلویزیون عملکردی ناموفق داشت؛ ویژه برنامههایی که روی آنتن رفتند چنگی به دل نزدند و در این میان فقط «دورهمی» توانست لحظاتی سرگرم کننده برای مخاطبان ایجاد کند. شبکه نسیم ویژه برنامهای به نام «یه عید حسابی» هم روی آنتن فرستاد که هدف آن تکریم خیران و ایجاد فضایی با نشاط بود. ایدهای که سازندگان رو کردند اما تکراری بود و نتیجهای که به دست آمد برخورنده. چراییاش را در گزارش امروز هفت صبح بخوانید.
مورد اول| حرف برنامه چه بود؟
در تلویزیون برنامههای زیادی با هدف تکریم نیکوکاران و گروههای جهادی ساخته شده است. نمونه اش «دست در دست» که پخش آن سال پیش در شبکه دو به پایان رسید. در همین شبکه رمضان امسال ویژه برنامه افطار «آدمهای خوب شهر» هر روز خیران را تکریم میکرد. شبکه نسیم هم در تعطیلات عید فطر چنین کرد؛ با برنامه «یه عید حسابی».
مورد دوم| دوربین مخفی چه میخواست؟
سازندگان «یه عید حسابی» برای نمایش« خود واقعی» مهمانها، متوسل به تمهید دوربین مخفی بودند. ابتدا آنها را در ماشین میدیدیم که طبق یک نقشه قبلی در موقعیتهای مختلف قرار میگرفتند. هدف این بود تا مشخص شود آیا آن فرد نیکوکار، «واقعا» دستش به کار خیر میرود؟!
خب اگر شکی وجود دارد نباید از اساس به برنامه دعوت شود. یا لابد تاکیدی است بر این که مهمان «واقعا» آدم نیکوکاری است! خب، گیریم که در آن موقعیت خاص، آن فرد خَیر دوست ندارد به یک نیازمند کمک کند. آیا باز هم ویدئوی ضبط شده، اجازه پخش مییافت؟ اصلا این دوربین مخفی کارکردی داشت؟
مورد سوم| منظور از دعواها چه بود؟
همین موقعیت بعد از حضور مهمانها در استودیو وجود داشت. منتها این بار آدمهای خَیر، با چالشهای متفاوتی مواجه میشدند. مثلا در برنامه آخر، شهاب عباسی (دیگر مهمان برنامه) از خانم نیکوکار میخواست که اجازه دهد او واسط کار نیک شود؛ به این شرط که ۱۰ درصد از هر کمک مالی که به موسسه میشود، به او تعلق گیرد! این بحث کش آمد و مهمان قبول نکرد.
آیا اگر مهمان میپذیرفت، شبکه نسیم این «تیکه» را پخش میکرد؟ اتفاق بدتر در «شوی» مجریان و بازیگران رخ میداد. به عنوان نمونه در قسمت آخر که جمعه شب پخش شد، لاله صبوری وانمود کرد که حالش ناخوش است. مدیر تولید اصرار داشت که برنامه بدون حضور او ضبط شود اما رضویان داد و فریاد راه انداخت که امکان ندارد.
مهمان خَیر برنامه هم مستاصل، ناظر اتفاقات بود و سعی میکرد صبوری را آرام کند. در قسمتی دیگر رضویان وانمود کرد که یکی از بچههای تدارکات، وسیلهای از او را دزدیده! در قسمتی دیگر حمید لولایی وارد یک نمایش «نچسب» شد و داد و فریاد راه انداخت. در همه این لحظات هم نوشتهای گوشه کادر نقش بسته بود که :«تصاویر مخفیانه ضبط شده است». واقعا هدف از این نمایشهای زجرآور چه بود؟ قرار بود تاب آوری مهمانهای نیکوکار محک زده شود؟
مورد چهارم| تکریم یا رنجش مهمان؟
اگر بیننده برنامه بوده باشید متوجه شدهاید که در موقعیتهای نمایشی، مهمان در شرایط معذب قرار دارد. آخر سر هم مجریان لبخند میزنند و میگویند همه اینها نمایش بوده است! مهمانها چارهای جز لبخند زدن دارند؟ «یه عید حسابی» قرار بود خیران را تکریم کند اما رسما آنها را رنجاند. آخر این چه امتحانی است که یک مهمان باید مدام در برابر موقعیتهای عجیب، خویشتندار باشد!
مورد پنجم| دیده شدن به چه قیمتی؟
«یه عید حسابی» با تقلید از برنامههای دوربین مخفی ساخته شد و به منظوری که میخواست رسید. هدف تکریم خیران بود؟ نه! هدف وایرال شدن تیکههای برنامه در فضای مجازی بود که این اتفاق هم رخ داد. میگویید این یک تمهید است تا مهمانهای نیکوکار برنامه و کارهای نیک آنها «بهتر» دیده شود؟
سری به نظرات کاربران بزنید، پاسخ روشن میشود. غالب کاربران هنوز نمیدانند حمید لولایی وارد یک نمایش شده بود تا میزان تحمل مهمان خَیر برنامه سنجیده و واکنشهای او به چالش کشیده شود. در عوض، همچنان خیلیها گمان میکنند این یک برنامه برای به چالش کشیدن لولایی بوده است … «یه عید حسابی» یک شوی سخیف و برخورنده بود!



