روزنامه هفت صبح، نگین باقری| احتمالا شما هم از روز گذشته تصویر رضا رویگری را در موبایلتان دیدهاید که با چهره در هم شکسته روی تخت آسایشگاه کهریزک نشسته و از زندگی در کهریزک گلایه میکرد و حلالیت میطلبید. بعد از انتشار این فیلم تکاپویی در میان سینماگران به وجود آمد. از معاون وزیر تا بازیگران. در نهایت دیروز پرویز پرستویی پیگیری کرد تا خانهای برای این بازیگر ۷۵ساله فراهم شود تا بعد از ترخیص از آسایشگاه آنجا اقامت کند.
اگر چهره جوانیهای رویگری را به خاطر داشته باشید، به سختی میتوانستید تشخیص دهید که این مرد، همان آقای مهندس «اجارهنشینها» ساخته داریوش مهرجویی است؛ همان رویگری که روزی با اصرار پدر قرار بود روحانی شود ولی بعد سرود ملیگرایانهاش در آستانه انقلاب مسیر او را به سینما تغییر داد. در این گزارش به ۱۰ اتفاق از زندگی او نگاهی انداختهایم تا ببینیم وقتی از رضا رویگری میگوییم، داریم از چه کسی حرف میزنیم؟
یک: از آواز ایران تا آوازه رویگری
احتمالا اگر «الله الله» را نخوانده بود، شانس کمتری داشت که خودش را ثابت کند و وارد مسیر سینما شود. رویگری ماجرای خواندن این سرود که افشین سرافراز شعر آن را گفته اینطور روایت کرده است: «همه جا حکومت نظامی بود و مردم در خیابانها و در حال شعار دادن بودند. در آن روزها من و تعدادی از دوستانم مشغول تمرین نمایشی با عنوان سهراب و عصر سنجاقک بودیم.
همان موقع بود که فریدون خشنود، آهنگساز و تنظیمکننده سرود الله الله، یک روز به دم در خانه من در تجریش آمد و خواندن این آهنگ را به من پیشنهاد کرد. خشنود صدای من را در اجراهای تئاتر شنیده و از صدایم خوشش آمده بود. از خوانندگی خوشم نمیآمد اما اصرارهای آقای خشنود باعث شد این کار را قبول کنم. هنگام ضبط این سرود آنقدر هراس داشتیم که چند نفر مراقب بودند تا یک وقت ماموران ساواک به استودیو نریزند و ما را نگیرند.کار دکلمه، اذان و آواز این کار را خودم اجرا کردم.»
دو: آقای شیر محله بهداشت
در سال ۱۳۶۳ رویگری در مجموعه تلویزیونی «محله بهداشت» ظاهر شد. سرودی که او در آستانه انقلاب خوانده بود حالا راهش را برای یک برنامه تلویزیونی بر مبنای ترانه و سرود کودکانه باز کرد. این مجموعه درواقع ادامه «محله برو و بیا» بود که تلاش میکرد کودکان را با مقوله «بهداشت» آشنا کند.
ماجرا این بود که در «محله برو بیا هر وقت مونولوگ بلند کودک (اکبر عبدی) تمام میشد، صدای نعره شیری او را از ترس مجبور به ترک صحنه میکرد و در قسمتهای بعدی او هر جا که حرف کم میآورد، داوطلبانه میگفت: «صدای شیر…» و منظورش این بود که کارگردان، افکت غرش شیر را پخش کند تا او هم به این بهانه ایفای نقشاش را به پایان برساند. اما بعد در «محله بهداشت» قرار میشود که رضا رویگری که آن زمان ۲۸ ساله بود نقش شیر را بازی کند.
سه: آقای مهندس در اجارهنشینها
بازی کردن در یکی از بهترین فیلمهای سینمایی تاریخ سینمای ایران خودش میتواند پله سکویی برای پریدن به ارتفاعات بالاتر و اوج گرفتن در سینما باشد. او در فیلم اجارهنشینها (۱۳۶۵) نقش پسر جوان و تحصیلکردهای را بازی میکند که ساکن آپارتمانی فرسوده شده؛ آپارتمانی که تحت مدیریت برادرش «عباسآقا سوپرگوشت» است و نیازمند تعمیرات اساسی است. مهندس و برادرش در این فرایند با همدیگر اختلافاتی دارند و با همسایگان دیگر درباره تعمیر خانه به تفاهم نمیرسند. درگیریهای این همسایهها، مهندس و برادرش و کارگران با مشاوران املاک تبدیل به موضوعهای محوری این کمدی به یاد ماندنی تاریخ سینمای ایران می شود .
چهار: ستاره در بوتیک
اگرچه همزمان با اجارهنشینها رویگری در فیلم کانی مانگا، فیلمی در ژانر جنگی همبازی فرامرز قریبیان میشود اما هیچ فیلمی به اندازه بوتیک نتوانست به ظهور تواناییهای این بازیگر در سینما کمک کند. داستان به ۱۷ سال بعد از اجاره نشین ها مربوط می شود. بوتیک را حمید نعمتالله در سال ۱۳۸۲ ساخت. ماجرا حول دختری به اسم اتی میچرخید که سهم خود را از خانه اجارهای که با دوستانش اجاره کرده نپرداخته بود.
جهانگیر (محمدرضا گلزار) سعی میکند مبلغ مورد نیاز اتی را فراهم کند اما اتی با آن مبلغ می خواهد به خارج برود. رضا رویگری نقش مرد خوشگذران و میانسالی را در این فیلم برعهده داشت که در مواجهه با دختر بسیار جوان و آرزوهایش، اتی را در موقعیت خطیری قرار میدهد تا مابقی پول مورد نیاز او برای این سفر را به او بپردازد. این یکی از متفاوتترین نقشهایی بود که رویگری در کارنامه سینمایی خود داشته است.
او آن قدر این نقش را خوب بازی کرد که برای برخی به شکلی نامنصفانه تمایز رویگری و نقش غیرممکن شده بود. عدم حضور بوتیک در بخش مسابقه شانس جایزه بردن رویگری در جشنواره فجر را از بین برده بود. با وجود این درخشش، دیگر هیچ اثر مهمی از او در سینما دیده نشد و در عوض همیشه در اخبار حاشیهای و زرد سینما حضور داشت.آخرین حضور او نقشی بسیار کوتاه اما کلیدی در فیلم شادروان است که در حال نمایش روی پرده سینماهای کشور است. او در سریال جزیره هم در نقش پدر مینا وحید ایفای نقش کرده است.
پنج: ازدواجهای پرحاشیه
رویگری قبل از انقلاب با فرشته هاشمی ازدواج کرد. فرشته فوق لیسانس معماری خود را از دانشگاه تهران، فوق لیسانس شهرسازی و دکترای روانشناسی را از کالیفرنیا گرفته است. رویگری در آمریکا با همسرش آشنا میشود و سال ۱۳۵۳ فرزندشان به دنیا میآید. ۲۰ سال بعد این دو نفر از یکدیگر جدا شدند.رویگری بعدا درباره این جدایی به یکی از مجلات گفته بود که همسرش عاشق کارش بوده و همه وقتش را به آن اختصاص میداد. فرشته، همسر او، یک دفتر روانشناسی مثبت و به قول خود با «متد بیان» دارد. او در توضیح این متد در اینستاگرام نوشته است: «این تکنیکی ساده و قوی است که هر فردی میتواند در هر زمان و هر جایی که هست برای رهایی هر فکر و احساسی به کار بگیرد و آزادی و حضور را تجربه کند.»
شش: ازدواج دوم
یک سال بعد از جدایی، رویگری با تارا ازدواج کرد. ازدواج با تارا کریمی بعد از یک غیبت طولانی اسم رویگری را بار دیگر بر سر زبانها انداخت. تصویر چهره مردی در میانسالی که با همسری بسیار جوان ازدواج کرده از آن حاشیههای مجلات زرد عامیانه بود. هنوز هم سایه تارا از زندگی او کنار نرفته است. حتی همین دیروز رویگری در ویدئو بستری شدن خود ادعا کرد که تارا سیمکارتش را از او گرفته و اجازه تماس از او سلب شده است!
با این حال اینطور که مسئولان خانه سینما و روابط عمومی کهریزک گفتهاند انتقال رویگری به آسایشگاه تصمیمی بوده که پزشکان برای او گرفتهاند تا دوره فیزیوتراپی را آنجا طی کند. قبل از اینکه این رابطه به اینجا برسد، تارا همپای رویگری در همه مراسمها و قراردادها پشت رویگری حضور داشت. او در۱۶سالگی برای ادامه تحصیل به مالزی میرود و بعد به شهر خود، شیراز برمیگردد و همین جا با همسر خود آشنا میشود. تارا هنگام آشنایی با رضا در دهه۲۰ جوانیاش قرار داشت و از رضا رویگری ۴۴سال کوچکتر بود. این دو نفر ازدواج میکنند و تارا به تحصیلش ادامه میدهد که با اولین سکته آقای بازیگر، تارا درسش را برای مراقبت از او رها میکند.
هفت: اختلافها با کیارش رویگری
اینطور که رضا رویگری تعریف کرده کیارش، پسر او یکی از دی جی های مطرح اروپا و آمریکا بوده و بعد از مدتی فعالیت به ایران برگشته است. کیارش مسیر حرفهایاش را از خواندن موسیقی در هند شروع کرد. در این کشور با همسر ایرانیاش آشنا شد. او دختری به اسم آوا دارد که متولد هند بوده و به همراه پدربزرگش هم یک فیلم به اسم دهه شصتیها بازی کرده. کیارش قبل از اینکه دیجی شود گریمور بود. او عضو تیم اصلی گریمور سریال ولایت عشق، ساخته آرش معیریان بوده و شانس خود را هم در بازیگری امتحان کرده اما دست آخر به توصیههای پدر گوش نداده و سینما را ترک کرده است. همین موضوع گویا زمینه اختلافی طولانی مدت بین پدر و پسر را رقم میزند.
هشت: مختارنامه و بازگشتی دوباره
مختارنامه یک مجموعه تلویزیونی به کارگردانی داوود میرباقری بود که سال ۱۳۸۹ از تلویزیون پخش شد. رویگری در مختارنامه نقش کیان ایرانی، سردار ایرانی مختار را بازی میکرد ولی او بعد از نمایش این سریال تعریف کرد که میانه این فیلم از سوی صداوسیما ممنوعالتصویر شد و تا چهار سال بعد اجازه بازی در هیچ اثری را نداشت. ممنوعالتصویر شدنش هم به سفر او به آمریکا برمیگشت که در آن کنسرتی برگزار و آلبومی منتشر کرد.
۹ : بازی در زمین نقاشی
وقتی از رضا رویگری حرف میزنیم، نباید فراموشمان شود که او فقط یک خواننده، بازیگر سینما و تئاتر نیست.او در میانسالی به آمریکا رفت و آنجا نمایشگاه نقاشی برگزار کرد و تعدادی از تابلوهایش را هم فروخت. بعد از این مدتی ممنوعالکار میشود و اینطور که خودش گفته در دوران ممنوع الکاری، نقاشیهایش را برای کسب درآمد میفروشد. روایت او را بخوانید: «مثلا یک کلکسیونر از من درخواست میکرد نقاشی با امضای من داشته باشد و من هم پول زیادی میگرفتم و برایش نقاشی میکردم. آموزشگاهی هم داشتم و نقاشی تدریس میکردم.»
۱۰: کنسرت، آلبوم و مداحی
سفر آمریکای رضا رویگری، سفر بسیار دردسرسازی برای او میشود. این روایت را از زبان خودش بخوانید:«دکترهای ایرانی مقیم آمریکا مسجدی در جنوب لس آنجلس ساخته بودند و برای مراسم افتتاحش از من دعوت کردند. من هم رفتم و چند کار زنده خواندم و سه هزار دلار گرفتم یا برای مراسم شب احیا مرا دعوت کردند تا برایشان مداحی کنم. اینگونه درآمدزایی داشتم.» اینطور که خود رویگری گفته این بازیگر در سفر آمریکا کنسرتی برگزار و با خرج حدود ۱۰۰ میلیون تومان آلبوم آن را به نام کازابلانکا منتشر کرد که برایش هیچ سودی هم به همراه نمیآورد و نمیتواند از چهره خود در موسیقی هم به سرمایهای برسد.
حالا بعد از ۷۵ سال زندگی میشود گفت رضا رویگری، احتمالا متنوعترین نقشها را نه در سینما، بلکه در زندگی شخصی خودش بازی کرده است. چه آن زمان که در ماه رمضان و پشت بام خانهشان اذان گفته یا کلاس قرآن برگزار کرده، چه زمانی که با زنی ۴۴ سال کوچکتر از خود ازدواج میکند و به همراه او در آمریکا کنسرت میگذارد و در مسجدی ایرانی نوحه خوانی میکند. در همه این سالها رویگری همیشه در خط خبری سینمای ایران حضور داشته است درست مثل امروز که اجازه نمیدهد فراموش شود و نمیگذارد در خانه سالمندان از یادها برود. او رضا رویگری است.



