روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | هیولای درونی آدمها در دو جا با اشتیاق پوست را میشکافد و بیرون میآید؛ در شبکههای اجتماعی و پشت فرمان در حین رانندگی. آدمهای آرام و مبادی آدابِ توی اداره و مهمانی، همانهایی که در جواب به عطسه این و آن «عافیت باشه» میگویند و در جواب به «بهفلانی سلام برسون» پاسخِ «بزرگیتون رو میرسونم» میدهند، وقتی پشت لپتاپ مینشینند و در اینترنت با سوژهای خلاف میل و سلیقهشان روبهرو میشوند، یک دفعه شروع میکنند به رشد کردن.
دستهایشان بزرگ میشود و پاهای غولپیکرشان جوراب را جر میدهد و شاخهایی نوکتیز از پوست سرشان بیرون میزند و دندانهای نیششان دراز و درازتر میشود و غبغبشان باد میکند و تنِ غولآسای سبزشان از شدت خشم و هیجان عرق میکند و شروع میکنند به تند تند فشردن دکمههای ریز کیبورد.
هیولاهای اینترنتی در کسری از ثانیه تندترین و رکیکترین کلماتی که هرگز در دنیای واقعی به زبان نیاوردهاند را تایپ و نثار مخاطب میکنند. اگر چیزی بهنام قتل مجازی وجود داشت، بدون شک مرتکبش میشدند و یک جنازه خونیِ لت و پار با مغز چرخکرده را کف شبکه میانداختند و محض اطمینان یک دور دنده عقب از رویش رد میشدند. برای هیولاهای پشت موبایل و لپتاپنشین فرقی نمیکند که آن طرف کی نشسته است؛ آنها فقط میخواهند دشمن لحظهشان را نابود کنند. هر کس سرعت تایپش بالاتر باشد، ضربات بیشتری به کله و لگن دیگری میزند.
هیولای دیگر، هیولایی است که پشت فرمان نشسته. رانندهها معتقدند باقی ماشینهای شهر، دشمنان خونیشان هستند. یک نیش ترمز بیجای ماشین جلویی کافی است تا هیولای پشتسر شروع به رشد کند و دم و دندان درآورد. هیولاهای ماشین سوار قادرند در کسری از ثانیه راننده کناری را با پکیج طبقهبندی شده فحشهایشان آشنا کنند .چرا؟ برای اینکه بدون راهنما زدن جلویشان پیچیده. چنین کسی لایق چیست؟ مرگ!
تصور کنید اگر کشتن دیگران قانونی بود روزانه چند نفر توی خیابان و سر چهارراهها کشته میشدند. «هی گوساله! اون لگن رو تکون بده. (بوق، بوق) نمیری کنار؟ (کیو، بنگ!) هنوز زندهای و دستت داره تکون میخوره؟ (کیو کیو، بنگ بنگ)»تصور کنید در این صورت چقدر کار ماموران شهرداری زیاد میشد و هر روز باید تکههای معده و روده را از روی زمین پاک میکردند.
بعد کمکم فرهنگسازی میشد و مردم یاد میگرفتند خودشان جنازههایشان را ساعت ۹ توی تابوتهای بو گرفته سر کوچه بیندازند.
اما سوال اصلی این است: خودِ حقیقی ما کدام است؟ مبادی آدابهای توی مهمانی یا هیولاهای بیرحمِ پشت فرمان و موبایل؟



