روزنامه هفت صبح، کیوان حسینیان | جشنواره کن هر سال حکم رویدادی را دارد که آغاز یکسال سینمایی جدید را به جهانیان اعلام میکند؛ محلی برای کشف استعدادهای تازه و گاه رسمیت بخشیدن به ایدههای دیوانهوار. چند روز قبل، فهرست آثار حاضر در بخشهای مختلف جشنواره اعلام شد و ترکیب فیلمها و نامهای حاضر در این دوره جالب به نظر میرسد، حداقل برای ما ایرانیها!
مسافران ایرانی
طبعا در روزهای گذشته خبر مهم برای اهالی سینمای ایران، حضور دو فیلم در بخش مسابقه جشنواره کن بود؛ «برادران لیلا» ساخته سعید روستایی که نماینده سینمای داخل کشور به حساب میآید و «عنکبوت مقدس» که توسط علی عباسی فیلمساز مهاجر خارج از ایران جلوی دوربین رفته است. روستایی با فیلم دومش، «متری شیشونیم» موفق شد که حضور در جشنوارههای معتبر خارجی را تجربه کند و تا نامزدی جایزه سزار در بخش بهترین فیلم خارجی هم پیش برود.
نتیجه اینکه برای فیلم سوم، گام بزرگتری برداشت و «برادران لیلا» را از همان ابتدا با نیت اکران بینالمللی جلوی دوربین برد؛ فیلمی که باز هم با وسواس و حوصله جلوی دوربین رفته و ترانه علیدوستی، نوید محمدزاده، پیمان معادی، فرهاد اصلانی و سعید پورصمیمی در آن ایفای نقش کردهاند. بعد از درخشش فرهادی در دهه گذشته، این مهمترین حضور یک فیلم از جریان اصلی سینمای ایران در بالاترین سطح دنیاست که در نوع خود اتفاق قابل توجهی به شمار میآید و البته اهمیت وجود پخشکننده خارجی و تولید با استانداردهای بینالمللی را یادآور میشود.
از سوی دیگر، علی عباسی که پیشتر با ساختن «مرز» در سوئد بهعنوان یک استعداد تازه مطرح شده بود، در فیلم تازهاش به سراغ موضوعی ملتهب و معاصر در ایران رفته؛ پرونده قتلهای سریالی سعید حنایی در مشهد، ملقب به قاتل عنکبوتی. پرونده سعید حنایی به قدری تکاندهنده است که قبلا هم دستمایه ساخت مستند شده و «عنکبوت» هم که توسط ابراهیم ایرجزاد درباره همین موضوع ساخته شده، همچنان در سینماهای کشور روی پرده است.
عباسی فیلمش را در اردن جلوی دوربین برده و از بازیگران ایرانی برای نقشهای اصلیاش استفاده کرده اما هنوز معلوم نیست که از سوژه چه قرائتی دارد و سمت و سویههای سیاسی و اجتماعی آن چگونه خواهد بود. علاوه بر این دو فیلم که در طول جشنواره روزهای شلوغی را برای رسانههای فارسیزبان رقم خواهند زد، حضور گلشیفته فراهانی در «برادر و خواهر» ساخته جدید ارنو دپلشن هم جزو نکات قابل توجه برای مخاطبان ایرانی خواهد بود.
فیلمسازان باسابقه
در بخش مسابقه امسال نامهای بزرگ کم نیستند و از قضا در میان همین فیلمسازهای سرشناس شاید کسانی باشند که به اصطلاح عامیانه وقت جایزه گرفتنشان رسیده و دیدن آنها روی سن با نخل طلایی در دست، میتواند لحظهای بهیادماندنی را رقم بزند.
اول از همه باید به دیوید کراننبرگ اشاره کرد که فیلم تازهاش یکی از آثار کنجکاویبرانگیز جشنواره امسال است. درهای کاخ جشنواره کن همیشه به روی کراننبرگ باز بوده و این ششمین حضورش در بخش مسابقه به شمار میآید.
با این وجود اگر جایزه هیات داوران برای «تصادف» در سال ۱۹۹۶ را بگذاریم کنار، در سایر دفعات جشنواره را دست خالی ترک شده. این بار شاهد تقدیر از کراننبرگ خواهیم بود؟ بستگی دارد به سلیقه داورها و البته سایر رقبا. نکته قابل توجه درباره «جنایات آینده» این است که کراننبرگ به همان فضا و سبکی برگشته که در دهه هشتاد و نود به واسطهاش شهرت جهانی پیدا کرد.
با اینکه عنوان فیلم یادآور یکی از ساختههای اولیهاش در سالهای دور است، ولی ربطی به «جنایات آینده» در سال ۱۹۷۰ ندارد. ویگو مورتنسن در کنار لئا سیدو و کریستن استوارت نقشهای اصلی را ایفا میکنند که ترکیب جذابی به نظر میرسد. ظاهرا کراننبرگ این ایده را از سالها قبل در ذهن داشته و فرصت ساختن آن فراهم نمیشد، چرا که حتی خودش هم جرات رفتن به سراغش را نداشته! این توصیف مورتنسن از چهارمین همکاریاش با این فیلمساز نامتعارف کانادایی است.
اگر بنا باشد که جشنواره کن امسال هم مانند سایر رویدادهای سینمایی اخیر به فیلمسازان زن توجه ویژهای داشته باشد، چه کسی بهتر از کلر دنی برای پیوستن به فهرست کمتعداد زنان برنده نخل طلا؟ اگر واقعا چنین شود، رویداد ویژهای خواهد بود، چون دنی همین چند ماه پیش در جشنواره برلین برای کارگردانی «هر دو لبه تیغ» خرس نقرهای را به دست آورده است.
فارغ از بحثهای جنسیتی، دنی آنقدر فیلمساز مهمی هست که جایزه بردنش در کن نیازمند حواشی فرامتنی نباشد. «ستارگان در ظهر» بر اساس یک رمان آمریکایی موفق با همین نام (به قلم دیوید جانسون مرحوم) ساخته شده و ماجرای زوجی را روایت میکند که در حاشیه انقلاب نیکاراگوئه درصدد نجات جان خودشان هستند. نقش اصلی را مارگارت کوالی ستاره جوان و مورد توجه این روزها بازی کرده که شاید این فیلم فرصتی برای درخشش هرچه بیشتر او باشد.
فیلمساز بزرگ دیگری که به سادگی نمیشود از کنارش گذشت، پارک چان ووک است که با درام معمایی «قصد متارکه» برای بار چهارم در رقابت برای کسب نخل طلا حضور دارد. داستان فیلم به شیوه تریلرهای هیچکاکی و با تحقیقات یک کارآگاه شروع میشود اما بعد به پدیدههایی غیرمنتظره میرسد؛ چیزی که البته از پارک انتظار داریم! دو دهه قبل، درخشش «پیر پسر» در جشنواره کن یکی از اولین نشانههای ظهور موجی تازه در سینمای کره و شرق آسیا بود، موجی که امروز دیگر تمام دنیا را گرفته و حتی جریان اصلی صنعت سرگرمی را هم تحت تاثیر قرار داده است. باید دید که کرهایها بعد از موفقیت همهجانبه «انگل» در سال ۲۰۱۹، باز هم فرصت فتح کن را پیدا میکنند یا نه.
صاحبان نخل
بردن نخل طلا در عالم سینما آنقدر اتفاق مهمی است که به ندرت تکرار شده. در نتیجه نمایش ساخته جدید فیلمسازان برنده نخل طلا در هر دوره از جشنواره با حساسیت و هیجان دنبال میشود. امسال هم چند سینماگر صاحب نخل به بخش مسابقه برگشتهاند.
کریستین مونجیو سال ۲۰۰۷ در دورهای که جشنواره پر بود از فیلمهای مهم، برای «چهار ماه، سه هفته و دو روز» جایزه اصلی را برد و به نماد سینمای رومانی در سطح جهان تبدیل شد.
در ادامه هر بار که به کن آمد، فیلمهایش مورد استقبال قرار گرفت. «آنسوی تپهها» و «فارغالتحصیلی» برایش جایزه بهترین فیلمنامه و کارگردانی را نیز به همراه داشت. امسال هم با آر. ام. ان (RMN) در بخش مسابقه حضور دارد و طبق شنیدهها باز هم از دل یک موقعیت به ظاهر ساده و روزمره، تنش و التهابی فراتر از انتظار را بیرون کشیده است.
هیروکازو کورئیدا - یا به عبارت رایج، شاگرد خلف یاسوجیرو اوزو- برای منتقدان و مخاطبان جدی سینما نام شناختهشدهای بود اما نخل طلای کن ۲۰۱۸ برای «دزدان فروشگاه» باعث شد که فیلمهایش توسط طیف گستردهتری دیده شود. کورئیدا بعد از این جایزه به سراغ تجربیات برونمرزی رفت. در فرانسه «حقیقت» را ساخت که خیلی موفق از کار در نیامد و امسال هم دلال (Broker) را به جشنواره کن آورده که در کره و با حضور بازیگران سرشناسی از جمله سونگ کانگ-هو جلوی دوربین رفته است. ماجرا مربوط میشود به کودکان سرراهی و تجارت زیرزمینی پیرامون آن و احتمالا مانند دیگر فیلمهای کورئیدا پر از لحظات تاثیرگذار انسانی خواهد بود.
برادران داردن جزو معدود سینماگرانی هستند که دو بار نخل طلا را به خانه بردهاند و علاوه بر این هر بار که به کن آمدهاند، با روی گشاده ازشان استقبال شده. تا جایی که منتقدان نگاه اجتماعی چپگرایانه حاکم بر فیلمهای داردنها به شوخی از سهمیه داشتن آنها در جشنواره کن صحبت میکنند!
امسال هم با «توری و لوکیتا» به جشنواره آمدهاند که طبق معمول دغدغههای اجتماعی در فیلم موج میزند و ماجرا درباره مشکلات دو نوجوان آفریقاییتبار در اروپای امروز است. احتمال اینکه داردنها به سومین نخل طلا برسند زیاد نیست و تمام عناوین دیگر (فیلمنامه، کارگردانی و جایزه بزرگ) را هم قبلا برنده شدهاند. بنابراین باید دید که کن امسال میتواند راه تازهای برای تقدیر از آنها پیدا کند یا نه!
روبن اوستلوند سوئدی هم که سال ۲۰۱۷ با «مربع» یکی از بحثبرانگیزترین جوایز سالهای اخیر کن را به خودش اختصاص داده بود، با فیلم جدیدش «مثلث غم» دوباره به مسابقه آمده. اوستلوند بار دیگر یک کمدی عجیب و غریب ساخته و به گفته خودش دنبال هجویهای وحشیانه از دنیای لاکچری فشن بوده. ماجرا درباره مسافران متمول یک سفر کروز است که بعد از غرق شدن کشتی به یک جزیره دورافتاده میرسند. نجاتیافتگان در این دنیای متمدن مجبورند که با واقعیت زندگی کنار بیایند و یکی از مستخدمها که آشپزی بلد است، حکم رهبر ارباب مشتی مدل و مانکن نازپرورده را پیدا میکند! سوژهای که میتواند به یکی از بهترین یا حتی بدترین فیلمهای کن در چند سال اخیر تبدیل شود.
مدعیان تازه
در هر دوره از جشنواره بیشترین شانس را باید برای سینماگرانی در نظر گرفت که وارد مرحله درخشش و پختگی کارنامه خودشان شدهاند و فاصله زیادی با رسیدن به قله ندارند. گاه جایزه نصیب کسانی میشود که کاملترین فیلم خود را ساختهاند و گاه به کسانی میرسند که از به اجرا در آوردن ایدههای آوانگارد ابایی نداشتهاند. امسال هم چند نفر میتوانند شگفتیساز باشند.
اگر بنا را بگذاریم به حساب و کتابهای روی کاغذ و مسائل فرامتنی را از قلم نیاندازیم، کریل سربرنیکوف با «همسر چایکوفسکی» میتواند ستاره امسال جشنواره باشد. از یک طرف سربرنیکوف که سال گذشته با «تب پتروف» بیش از هر زمانی مورد تمجید و تحسین قرار گرفت، کلا در روسیه بهعنوان یک چهره معترض و دردسرساز شناخته میشود و این قضیه بعد از درگیری نظامی میان روسیه و اوکراین شدت هم پیدا کرد؛
سربرنیکوف نه بهعنوان نماینده سینمای روسیه بلکه در مقام یک فیلمساز تبعیدشده فیلم جدیدش را به کن فرستاده. از طرف دیگر «همسر چایکوفسکی» روی موضوعی دست گذاشته که سالیان سال در روسیه موجب بحث و حساسیت بوده؛ گرایش جنسی پنهان موزیسین معروف و رازهای سر به مهر از زندگی خصوصیاش. در نتیجه از الان منتظر جنجالهای رسانهای پیرامون این فیلم روسی در متن و حاشیه جشنواره باشیم.
موفقیت «اولین گاو» آخرین ساخته کلی رایکارد حکم یک جهش بزرگ در کارنامه این سینماگر مستقل و صاحب سبک را داشت. به همین دلیل خیلیها از الان منتظر تماشای ظاهر شدن (Showing Up) ساخته جدید رایکارد هستند که به بخش مسابقه راه پیدا کرده و به نظر میرسد جزو مدعیان کسب جایزه باشد. نقش اصلی فیلم را میشل ویلیامز بازی کرده و ماجرا درباره زن هنرمندی است که مسائل شخصی و حرفهای زندگیاش به هم گره خورده.
رایکارد تنها آمریکایی حاضر در بخش مسابقه نیست. جیمز گری فیلمساز محبوب کن و دیگر جشنوارههای اروپایی که معمولا در خود آمریکا فیلمهایش خیلی تحویل گرفته نشده، با آخرالزمان (Armageddon Time) به سراغ یک درام تاریخی شخصیتمحور رفته و نقشهای اصلی را به آن هاتاوی و آنتونی هاپکینز سپرده. باید منتظر واکنشها به فیلم در حاشیه جشنواره بود و دید که «آخرالزمان» به یکی از آثار مهم در فصل جوایز آینده تبدیل میشود یا بار دیگر سفر گری در همان اروپا به پایان میرسد.
از دیگر استعدادهای احتمالا مورد توجه میشود به لوکاس دونت بلژیکی اشاره کرده که سال ۲۰۱۸ با درخشش «دختر» در بخش نوعی نگاه کشف شد و امسال با «نزدیک» به بخش مسابقه آمده. داستان باز هم درباره شخصیتهای نوجوان در دوران بلوغ است و بحث غریزه و گرایش جنسی نقش پررنگی در درام دارد.
مهمانان بیمسابقه
اگر از بخش مسابقه بیرون بیاییم، باز هم نامهای بزرگ در جشنواره امسال کم نیستند، شاید نسبت به دورههای قبل بیشتر هم شده باشد. تام کروز امسال با «تاپ گان: مَوِریک» مهمان کن خواهد بود؛ فیلمی که پاندمی کرونا نمایش آن را دو سال به تعویق انداخت و جزو مدعیان فتح گیشه در تابستان به حساب میآید. جرج میلر در فاصلهای که مشغول آمادهسازی قسمت بعدی از «مکس دیوانه» بوده، یک فیلم مرموز ساخته.
ادریس البا و تیلدا سوئینتون نقشهای اصلی «سه هزار سال اشتیاق» را بازی میکنند و داستان درباره برخورد با یک جن در استانبول است! باز لورمن هم با موزیکال پرسروصدای «الویس» در حاشیه جشنواره حضور دارد و الیویه آسایاس، میشل آزاناویسوس و رشید بوشارپ نیز با آثار جدید خود به کن میآیند.
یکی دیگر از اتفاقات جذاب امسال هم نمایش ویژه فیلم جدید ایتن کوئن در حاشیه جشنواره است که هنوز کسی چیزی از آن نمیداند، فقط بعد از «تراژدی مکبث» که توسط جوئل کوئن ساخته شده بود، ظاهرا ثابت میکند راه برادرها حداقل در عالم سینما از همدیگر جدا شده است.هفتاد و پنجمین جشنواره فیلم کن از بیست و هفتم اردیبهشت کار خود را آغاز میکند و احتمالا طی روزهای آینده اعضای هیات داوران این دوره نیز معرفی خواهند شد.



