روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | خیار همیشه برایم میوه شماره یک بود. پوست پررنگی که پایین می‌ریخت و نمکی که روی سبزی کمرنگ فرود می‌آمد به‌راستی زیبا بود و عطری که از آن بلند می‌شد، خواستنی‌ترین بو در کل جهان میوه‌ها را داشت. خوردن خیار برایم آداب مهمی داشت. یکی از آن خوردنی‌های بی‌ارزش و معمولی نبود که بشود با بی‌خیالی از کنارش گذشت. حتی صدای جویدنش هم مهم بود.

۶-۷ ساله بودم که یک روز متوجه شدم صدایی که موقع جویدن خیار به گوشم می‌رسد با صدایی که از سمت دهان همبازی‌ام می‌آید، متفاوت است. یک‌دفعه دست از جویدن برداشتم و با دقت به صدای فشارِ دندان‌های همبازی‌ام بر تن میوه گوش دادم. ترد و ملایم و جذاب بود. گاز دیگری به خیار زدم و با چشم‌های بسته جویدمش.

بلند، خشن و بی‌ظرافت به‌نظر می‌آمد. نگران و آزرده از او پرسیدم خیارش را چطور می‌جود که چنین صدای خوبی می‌دهد؟ جواب داد: «اینجوری.» و با بی‌خیالی خرچ‌خرچ کرد. از آن‌هایی نبود که به ارزش چیزی که می‌خورد واقف باشد. غمگین به گوشه‌ای رفتم و در خلوت و تنهایی گازی دیگر به محبوبِ سبز زدم. نه! آن صدایی نبود که باید می‌داد. هیچ وقت حس کرده‌اید که لایق محبوب‌تان نیستید؟ آن روز همین احساس را داشتم.

چند وقتی کارم شده بود کمین کردن پشت‌سر آدم‌هایی که در مهمانی بعد از خوردن هلو و شلیل و انگور سراغ خیار می‌رفتند. با دقت بهشان نزدیک می‌شدم تا صدای خیار خوردنشان را بشنوم. در کمال ناباوری صدای جویدن تک‌تک‌شان زیبا و بی‌نقص بود. انگار همه آن لعنتی‌ها دوره پیشرفته «خیارخوران» را گذرانده و مدرک گرفته بودند و فقط من نادان و بی‌سواد مانده بودم. برایم شکست سختی بود که آن‌هایی که حتی خیار را به‌چشم یک میوه واقعی هم نمی‌دیدند، خوش‌صداتر از من می‌جویدندش.

یک روز غم بزرگ خیاری را با مادرم در میان گذاشتم. در پاسخ خیاری به دستم داد و گفت بجو. جویدم. گفت این‌که صدایش ملایم و جذاب است. حرفش را باور نکردم و گفتم نیازی به ترحم ندارم و می‌دانم لیاقت خیار بیشتر از این‌هاست و باید برود دنبال کسی که خوش‌صدا جویدنش را بلد است.

توضیح داد که او هم موقع جویدن، همان صدای بلند و خشن و بی‌ظرافت را می‌شنود اما چیزی که به گوش دیگران می‌رسد متفاوت است. فهمیدم در تمام این مدت، تنها در کله خودم بد و ناکافی بودم و در واقع داشتم کارم را به‌خوبی دیگران انجام می‌دادم. اشک شوق در چشمانم حلقه زد و با غروری تازه متولد شده روی تن سبز کمرنگ، باران نمک باریدم و مدرک تخصصی «خیارخوران» را بالا گرفتم.

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.