روزنامه هفت صبح، گروه تلویزیون| شبکه خبر اردیبهشت سال ۹۴ برنامهای به نام شهر فرنگ را در کنداکتور قرار داد که هدف آن بررسی موضوعات فرهنگی و هنری روز بود. در این میان اما سینما سهم پررنگتری داشت و غالب قسمتها به آن اختصاص داده میشد. همزمان با تغییر و تحولات جدید تلویزیون، شهر فرنگ هم حذف شده اما هنوز اعلام نشده چه برنامهای قرار است جایگزین آن شود؟
اصلا شبکه خبر (معاونت سیاسی) چنین تصمیمی دارد؟ حمیدرضا مدقق خبر پایان شهرفرنگ را آخر هفته پیش رسانهای کرد و خیلی زود تحلیلهای مختلف در صفحات و گروههای مجازی نسبت به این ماجرا شکل گرفت…. گزارش هفتصبح درباره چند و چون این اتفاق را بخوانید.
مورد اول| یک خبر و چند ماجرا
این دومین برنامه شبکه خبر است که در ساختار جدید، از آنتن باز میماند. ابتدا برنامه صبحگاهی چاپ اول تعطیل شد که گفته میشود دلیل آن به اختلاف نظر معاونت سیاسی با تولیدکننده برنامه یعنی بسیج صدا و سیما برمیگردد. عدم همسو بودن در رویکرد، چاپ اول را توقیف کرد .
اما درباره تعطیلی شهر فرنگ، ظاهرا ماجرا فرق میکند. حمیدرضا مدقق در صفحه اینستاگرام خود، علت را «تغییر در جدول پخش» عنوان کرده و نوشته است: «به دلیل تغییر در جدول پخش برنامههای شبکه خبر گفتوگوی زنده شهر فرنگ دیگر پخش نخواهد شد. آخرین پنجشنبه سال گذشته، سیصد و پنجاه و دومین (آخرین قسمت) این برنامه اجرا شد. خوشوقتم که قریب به هفت سال مسئولیت یکی از طولانیترین برنامههای تخصصی شبکه خبر را برعهده داشتم.»
مورد دوم| واکنشها
انتشار خبر توقیف شهر فرنگ، با واکنش منفی چند فعال رسانهای مواجه شد. غالب اعتراضها از جانب کسانی بود که گاه به گاه در برنامه حاضر میشدند و مسائل مختلف را تحلیل میکردند. «جریانساز» کلیدواژه اغلب نوشته این طیف است که خب مصادیقی برای آن عنوان نکردهاند. بخش تاریک ماجرا، جایی است که تا پیش از اعلام مجری، کسی اشارهای به این نکته نکرد که چرا مدتی است شهر فرنگ پخش نمیشود.
مگر جز این است که بلافاصله بعد از عدم پخش یک برنامه «جریانساز»، پیگیریها و سوالها شروع میشود؟ چرا این اتفاق برای شهرفرنگ رخ نداد؟ این یعنی فلان منتقد یا خبرنگار، به شکل مستمر پیگیر شهر فرنگ نیست و از بود و نبود آن اطلاع ندارد. فرض کنید عصر جدید، دورهمی و فوتبال ۱۲۰ چند هفته پخش نشوند؛ آیا بلافاصله سوالها درباره چرایی این اتفاق شروع نمیشود؟
مورد سوم| کدام جریان؟
نمیخواهیم زحمتی که سازندگان شهر فرنگ در این سالها کشیدند را نادیده بگیریم اما یک برنامه زمانی بهطور کامل موفق است و عنوان جریانساز نام میگیرد که مصداق آن به چشم بیاید. شهر فرنگ دنبال چالش بود اما معدود قسمتهایی بودند که «سر و صدا» به پا کردند. نمونه متاخرش صحبتهای بهروز افخمی درباره فیلمهای جشنواره فجر؛ یا دوئل چند سال پیش دو منتقد درباره نقدهای سفارشی روی آنتن زنده. پیگیران تلویزیون از شهر فرنگ چند برنامه خاص دیگر هم به یاد دارند اما در کلیت نمیتوان آن را جریانساز نامید.
مورد چهارم| فاقد استاندارد برنامهسازی
در این سالها بارها به ضعفهای شهر فرنگ اشاره کردهایم: از دکور آن که منطبق با ویژگیهای یک برنامه هنری نبود تا ساختار یکنواخت و خستهکننده آن. غالب قسمتها به این شکل بود که مجری از دو مهمان دعوت میکرد تا درباره یک موضوع خاص (مثلا اکران نوروز) صحبت کنند.
در اکثر موارد هم نه شاهد تضارب آرا بودیم و نه حرفی تازه. وانگهی، در طول برنامه به ندرت آیتم یا حتی ولهای پخش میشد. این شیوه، شهر فرنگ را تبدیل به برنامهای خستهکننده برای مخاطب عام و فاقد حرف تازه برای مخاطب خاص میکرد. باورتان میشود در یک قسمت مهدی سجادهچی به تنهایی و نزدیک به ۴۰ دقیقه پاسخگوی سوالات مجری درباره سینمای دینی بود؟!
مورد پنجم| شهر فرنگی که مطلوب است
در رویکرد جدید، شبکه خبر سعی کرده منطبق با رسالت واقعی خود پیش برود. ضعفهایش را فراموش نمیکنیم و ناکامیهای آن را به حساب «آزمون و خطا» میگذاریم. در این میان، شهرفرنگ با ساختار و محتوای قبلی، محکوم به شکست بود. طبعا شبکه خبر میتواند این برنامه را به آنتن بازگرداند اما با سر و شکلی تازه و منطبق با استاندارد. حتما حذف برنامهای هنری در شبکه خبر یک ضعف است اما ادامه آن با شیوه سابق، ضعف مضاعف محسوب میشود.



