روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | سهشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۵۷٫ صفحه اول خبری از اغتشاشات و تظاهرات نیست. عکس مهم صفحه به دستگیری مصطفی علم مطلق سفیر ایران در سودان اختصاص دارد بهخاطر سوءاستفاده یک میلیون تومانی. آنی هال هم جوایز اصلی اسکار را بهدست آورده است. در صفحه ۴ و در نیمه پایینی صفحه گزارشهای ادامه تظاهرات منتشر شده است. با عنوان: در سیزده شهر خرابکاریهایی صورت گرفته است. و کشته شدن یک نفر در اغتشاشات اهواز.
در شهریار و ورامین و نجفآباد و رضائیه و شوشتر و چندین شهر دیگر ناآرامیهایی ذکر شده است. در کوچصفهان لاهیجان یک پژو و یک فیات و یک پیکان بههم زدهاند و ۵ نفر کشته شدهاند و ۹ نفر مجروح. در صفحه ۵ نوشته شده که کتاب ماهی سیاه کوچولو در پنجمین چاپ خود در تیراژ سی هزار نسخه منتشر شده است. در ادبیات کودک هم حال و هوای مبارزه و آرمانگرایی حاکم بوده! در حوالی پاسگاه مهرآباد در یک پروژه ساختمانی، سه کارگر ایرانی و یک مهندس فرانسوی بهخاطر فروریختن یک بالکن مردهاند. فردا قرار است تیم ملی ایران در اولین بازی تدارکاتی مهمش به ملاقات یوگسلاوی برود.
چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۵۷٫ عبدالمجید مجیدی از سران حزب رستاخیز تقاضای قیام سراسری برای مقابله با آشوبگران کرده است! در بالای صفحه نوشته شده که یک پلیس با انفجار نارنجک خرابکاران کور شده است. این اتفاق در جریان ناآرامیهای مشهد رخ داده است. در تهران و ساری و بوشهر و اراک و نجفآباد هم گزارشهایی از ادامه ناآرامیها منتشر شده است. آگهی فیلمهای ماتیک، تاکسی هوس، آروارههای کوسه و مشکل آقای اعتماد منتشر شدهاند. فضلالله گرگانی گفته است که شعرهای پروین اعتصامی کار دهخدا بودهاند و شواهدی هم ذکر کرده است (انتظار ندارید که خلاصه این بحث را اینجا برایتان نقل کنم؟)! صفحه ۱۵ به طولانی بودن عمر مردان و زنان اهل باکو پرداخته است و اینکه حداقل ۴۹ شهروند با سن بالای ۱۰۰ سال در این شهر شناسایی شدهاند.
پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۵۷٫ یک سرتیپ ۸۵ساله به اسم سرتیپ درخشانی به جرم جاسوسی برای شوروی دستگیر شده است. محل دستگیری او در کوچه لادن خیابان پهلوی و به هنگام تماس با یک کارمند روسی شرکت حمل و نقل ایران و شوروی بوده است. این سرتیپ درخشانی در دهه بیست فرمانده یک پادگان در تبریز بوده که در غائله پیشهورزی تسلیم کمونیستها شده! فرزانه تاییدی گفته که در اعتراض به شرایط سینمای ایران بهجز بازی در فیلمهای تبلیغاتی میخواهد به رقص باباکرم در کابارههای تهران و همینطور فروش دل و جگر در میدان فردوسی بپردازد. اعلام شده که در تهران ۳۶۰ هزار خانواده اجارهنشین هستند.
در راور کرمان، مریوان و شهرری گزارشهایی از ادامه تظاهرات و ناآرامیها منتشر شده است. تیم ملی در غیاب بسیاری از مهرههایش به ملاقات یوگسلاوی رفته و بدون گل مساوی شده. بدون حجازی و نظری و کازرانی و عادلخانی و روشن و مودت و عبداللهی که یا مصدوم بودهاند و یا همراه تیم ارتش سفر کردهاند. حریف هم بدون چند بازیکن اصلی و خواب و خمار پای به میدان گذاشته بود. چرا که ساعت یک بعد از نیمهشب به تهران رسیده و بعدازظهر جلوی تیم ملی صف کشیده بودند.
از با تجربهها فقط پروین و اسکندریان و نایبآقا و قاسمپور و محمد صادقی در ترکیب بودهاند. محمد پنجعلی و حمید مجدتیموری و کربکندی و کمال خلیلیان اولین بازیهای ملی خود را تجربه کردند و همینطور چهرههایی مثل پرویز مظلومی و علیرضا قشقاییان و ناصر نورایی و مجید بشکار در ترکیب اصلی حضور داشتند. صفحه ۱۹ گزارشی مبسوط و خواندنی از دستاندرکاران صنعت دوبله چاپ شده است. گفتوگوهایی مینیمال با جلال مقامی و ناصر طهماسب و مرتضی احمدی و دهها نفر دیگر.
امشب و فردا فیلمهای فرار از تله ساخته جلال مقدم و فیلم ماجراهای مارک تواین با بازی فردریک مارچ از دو شبکه تلویزیون ایران پخش خواهند شد. در پارک پهلوی تهران (دانشجو) دو پسر و دختر ۱۶ساله به اسم اعظم و حمیدرضا دستگیر میشوند که از قرار چندین وقت است از خانه به هوای مدرسه رفتن خارج میشدند و به جایش در این پارک به مغازله و معاشرت با یکدیگر سرگرم بودهاند. این دو نفر که دانشآموز سال دوم نظری هستند به پلیس گفتهاند که عاشق هم هستند و میخواهند ازدواج کنند اما والدینشان اجازه نمیدهند. پدر و مادر اعظم هم در جواب شکایت سنگینی را علیه حمیدرضا به خاطر فریفتن دخترشان ثبت کردند و حمیدرضا فعلا بازداشت موقت شده است!



