روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری | به من باشد در یک کلام میگویم خاورمیانه مهد شعر، داستان و آهنگ است. بیایید صادق باشیم کداممان با اشعار نزار قبانی، عاشق نشدیم. آهنگ لبیروت فیروز، توی دلمان را خالی نکرده است. ناظم حکمت را حفظ نشدیم. هزار بار آهنگ «گیدریم» احمد کایا را گوش ندادیم. ولله خاورمیانه بهشت شاعران، نویسندگان و خوانندگان است، میدانید چرا؟ چون این صورت زخمی خسته، فقط با شعر، داستان و آهنگ ادامه حیات داده است. اما اگر بخواهم برایتان از ادبای کشورهای همسایه بنویسم شاعران و خوانندگان عرب و ترک در سرلیست قرار دارند.
نزار قبانی؛ عربِ عاشق
نزار قبانی اولین نفر در لیست ادبای همسایه است. نزار عاشق، متولد دمشق بود. حقوق خواند و حتی در وزارت امور خارجه سوریه کار میکرد اما بالاخره از کار در دیپلماسی کنار کشید و به خوشبختی ما که عاشق اشعارش هستیم، افزود و دیگر فقط به شعر گفتن، بسنده کرد. نزار بهقدری از خاورمیانه زخم خورده بود که شاعر شود. خودکشی خواهرش در یک ماجرای عشقی، مرگ پسر نوجوانش به دلیل بیماری قلبی و کشتهشدن همسرش بلقیسالراوی در بمبگذاری سفارت عراق (۱۹۸۱در بیروت)، او را شاعرتر از قبل کرد.
میدانید داستان خواهر نزار قبانی، کم از داستان این روزهای مونا عروس ۱۷ساله اهل اهواز ندارد. هنگامی که نزار ۱۵ساله بود، خواهر ۲۵ سالهاش به علت مخالفتش در ازدواج با مردی که به او تحمیل شده بود، خودکشی کرد. در حین مراسم خاکسپاری خواهرش، نزار قبانی تصمیم گرفت که با شرایط اجتماعیای که او آن را مسبب قتل خواهرش میدانست، بجنگد. نزار قبانی دانشآموخته دانشگاه دمشق بود. او به زبانهای فرانسه، انگلیسی و اسپانیولی نیز مسلط بود و مدت بیست سال در دستگاه دیپلماسی سوریه خدمت کرد.
هنگامی که از او پرسیده میشد آیا او یک انقلابی است، در پاسخ میگفت: «عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده است و من میخواهم که آن را آزاد کنم. من میخواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم. روابط بین زنان و مردان در جهان ما درست نیست.» اما زمانی نزار قبانی، به قول خودش با مرگ بلقیس شعرش گردن زده شد و برایش سرود: «خاورمیانه را به تقلید چشمان شرقی تو ساختهاند/
پُر التهاب/ اندوهگین/ خسته/ زیبا …
عبدالحلیم حافظ، این خواننده مصری
فقط کافیست آهنگ قارئهالفنجان یا فالگیر را با صدای عبدالحلیم حافظ و شعر نزار قبانی گوش داده باشید تا ایمان بیاورید نغمه او جانبخش است و بیهوده او را بهترین خواننده مصر نمیدانند. او حوالی قاهره متولد شد و متاسفانه مرگ زودهنگامی داشت. عبدالحلیم حافظ یکی از پرآوازهترین و معروفترین هنرمندان مصر و جهان عرب به شمار میرود که به «اَلْعَنْدَلیبُ الْأَسْمَر» بهمعنای «بلبل سبزهرو» شهرت دارد. عبدالحلیم ۴۸ سال عمر کرد و میگویند آهنگهایش را به عشقِ عشق نافرجامش با چنین سوز و گدازی خوانده است.
میگویند این بلبل خوشالحان عاشق سیندرلای سینمای مصر، سعاد حسنی بوده است. در جهان عرب اکثر ترانههای عبدالحلیم را به عشق نافرجام او و سُعاد حُسنی، ستاره سینمای مصر نسبت میدهند و معتقدند بسیاری از ترانههایش را برای او خوانده است، نکته جالب اینکه سُعاد حُسنی دقیقا در سالروز تولد عبدالحلیم در ۲۱ ژوئن در لندن درگذشت، پلیس لندن علت مرگ سعاد را خودکشی اعلام کرد.
اما عبدالحلیم در کنار خوانندگی ید طولایی در نواختن عود، پیانو، کلارینت، گیتار و طبل داشت و در چندین فیلم سینمایی ایفای نقش کرد اما عمرش کم بود و به دلیل بیماری در لندن درگذشت. گفته میشود عبدالحلیم حافظ به اندازهای در میان طرفداران محبوبیت داشت که پس از شنیدن خبر مرگش، بسیاری از هوادارانش دست به خودکشی زدند و در خاکسپاریاش هزاران نفر شرکت کردند.
ناظم حکمت، شاعر عاشیقهای ترک
شاعر و نمایشنامهنویس کمونیست، که در شهر سالونیکا دومین شهر بزرگ یونان امروزی که در آن زمان جزو امپراتوری عثمانی بود، به دنیا آمد. شاید باورتان نشود برای این شاعر چه کسانی در دنیا به پا خواستهاند. او در زمان مصطفی کمال رئیسجمهور ترکیه به زندان افتاد و آزادیخواهان و روشنفکران مبارز جهان برای آزادیاش به اعتراض برخاستند و در پاریس کمیته نجات ناظم حکمت تشکیل شد.
اعتراض به محکومیت او در سطح جهانی خشم چهرههای سرشناسی چون برتراند راسل، ژان پل سارتر، پابلو پیکاسو، برتولت برشت، لویی آراگون، و پابلو نرودا را برانگیخت. اعتراضات شدید خود را به دولت ترکیه ابراز داشتند و آزادی وی را خواستار شدند. او بعد از ۱۳ سال آزاد شد، ۱۳ سال آخر عمر خود را به شوروی فرار کرد. همچنان با شعرهایش برای آزادی جنگید و جان سپرد.
کافیست همین شعر او را خوانده باشید: «چه زیباست اندیشیدن به تو/ در میان اخبار مرگ و پیروزی/ در زندان/ زمانی که از مرز چهل سالگی میگذرم/ چه زیباست اندیشیدن به تو…» آنقدر این لیست بلند است که آدم بهخودش میبالد در بین این همه خرابی که به خاورمیانه نسبت میدهد همینجا متولد شده و من قلبی سلامٌلبیروت را با صدای فیروزه میشنود و حالش دگرگون میشود.



