روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | چند روز قبل چسلی کریست عکسی از خودش با کپشن «امیدوارم این روز برای شما صلح و آرامش به ارمغان بیاورد» در اینستاگرام گذاشت و از پنجره آپارتمانش در برجی ۶۰ طبقه پایین پرید و جنازهاش در منهتن نیویورک پایین افتاد. چسلی دختر شایسته آمریکا، وکیل و مجری یک برنامه تلویزیونی بود و ششصد و سی هزار نفر دنبالکننده داشت.
پیش از شنیدن خبر خودکشیاش او را نمیشناختم اما بعد اسمش را سرچ کردم و او را در قابهای مختلفی دیدم که لبخندی زیبا بر لب داشت و با لباسهای رنگارنگ و گرانقیمت در لوکیشنهایی چشمنواز، لحظات جذاب زندگیاش را ثبت میکرد.اینکه آدمِ مشهور و موفقی تصمیم بگیرد زندگیاش را به پایان برساند، چیز جدیدی نیست.
پیش از چسلی آدمهای زیاد دیگری هم بودهاند که نخواسته باشند صبح روز بعد را ببینند. قسمت عجیب مرگ او، همین آخرین پستِ اینستاگرامی است. آدم نیمهویرانی را تصور کنید که با اوضاعی طبعاً نهچندان روبهراه، در گالری گوشیاش دنبال عکسی زیبا از خودش گشته، فیلتری رویش گذاشته، کپشنی نوشته و با اطمینان از اینکه «این آخرین تصویری است که از من خواهید دید» آن را با هزاران نفر از سراسر جهان به اشتراک گذاشته.
تصور کنید چند دقیقه قبل از تماشای ارتفاع زیر پاهایش شاید کامنتهای تعریف و تحسین فالوئرهایش را خوانده باشد که از زیبایی و جذابیت و الهامبخش بودنش نوشته بودند. بعد با ظاهری که احتمالاً هیچ شباهتی به آن دختر شایسته آراسته درون عکس نداشته، قدمی رو بهجلو برداشته و جاذبه زمین را در آغوش گرفته و با سرعتی زیاد پایین رفته.
در لحظات سقوط چسلی، آدمهایی بودهاند که داشتند عکس آخرش را لایک میکردند. وقتی تکههای او به زمین رسیده، عددهای لایک داشته بالا و بالاتر میرفته. وقتی او برای همیشه نفس کشیدن را کنار گذاشته بوده، آدمهایی بودهاند که داشتند برایش مینوشتند «دوست دارم از نزدیک ببینمت» یا «تو چقدر زیبایی»!
چسلی کریست افسرده چند روزی است که مرده است و جنازهاش بهزودی تجزیه خواهد شد اما عکس آن دختر شایسته تحسینبرانگیز تا سالها بعد به زندگیاش در اینترنت ادامه خواهد داد. و این عجیبترین قسمت ماجراست.



