روزنامه هفت صبح، صوفیا نصرالهی | مسعود کیمیایی در یکی از مستندهایی که درباره‌اش ساخته شده بود می‌گفت: «اتفاق‌های مهم در جهان می‌افتند و خبرش به ما می‌رسد»‌… ما خبر کرونا در بقیه کشورها را داشتیم اما گذاشتیم غافلگیر بشویم. هر سویه‌ جدیدی از کرونا هم که می‌آید دوباره همین اصل غافلگیری تکرار می‌شود. درنتیجه این‌بار پزشکان قبل از اینکه دوباره سیر مبتلایان و مرگ‌ها صعودی شود، گفته بودند که پیک ششم در راه است و می‌خواستند که غافلگیر نشویم اما قدرت سرایت ا‌میکرون باز هم غافلگیرمان کرد.

البته که در این شرایط اقتصادی انتظار تعطیلی نداریم و منطقی هم نیست ولی در دو سال گذشته مدارس را غیر‌حضوری کردند. این بازگشایی نصفه و نیمه الان چه دردی از چه کسی دوا می‌کند به‌جز اینکه تعداد مبتلایان به کرونا را در میان بچه‌ها هم افزایش بدهد؟ یا چه اصراری داریم به برگزاری یک جشنواره‌ سینمایی؟ روز اول که رفتم برج میلاد و سیل جمعیت را دیدم و تعداد زیادی از منتقدان سرشناسی که بدون ماسک قدم می‌زدند و پروتکل‌های بهداشتی رعایت نمی‌شد، نه‌تنها غافلگیر نشدم که مطمئن بودم یک بلایی سرم می‌آید.

من دو سال گذشته از دست کرونا فرار کرده بودم. همه اعضای خانواده‌ام گرفتند و با وجود رفت‌و‌آمد هر روزه به بیمارستان و داروخانه‌های شبانه‌روزی شلوغ به‌رغم اینکه هنوز واکسن هم نزده بودم به‌طرز معجزه‌آسایی سالم ماندم. اما این‌بار ا‌میکرون وسط خانه جشنواره پیدایم کرد و یقه‌ام را گرفت.

حالا شما فرض کنید من آدم مسئولیت‌پذیری نبودم یا اهل انکار بودم و می‌گفتم این گلودرد ناشی از آلودگی هواست یا سرماخوردگی. هر روز هم می‌رفتم برج میلاد. همین یک جشنواره برای افزایش آمار مبتلایان بس بود. هنوز هم البته بس است چون آمارش را داریم که دیده شده با تب و سرفه و عطسه در جشنواره حضور پیدا کرده‌اند. پدرم می‌گوید خب کلا نمی‌رفتی جشنواره. مجبورت که نکرده بودند. وقتی این را می‌گوید حس می‌کنم هنوز هم نپذیرفته که شغل من چیست و به همان اندازه که یک کارمند مجبور است پشت میزش حاضر شود، وقتی جشنواره برگزار می‌شود من مجبورم درباره‌ فیلم‌ها بنویسم.

از این جشنواره‌ فقط «مرد بازنده» مهدویان را دیدم و بعد از فیلم بد «شیشلیک» با یک فیلم ژانر غافلگیرم کرد. جزو معدود غافلگیری‌های دلپسندی که این روزها ممکن است وسط خبرهای بد اتفاق بیفتد. بقیه‌ روزهای جشنواره را هم در قرنطینه بودم که طبق شنیده‌ها و خوانده‌ها شانس آوردم. تماشای فیلم بد در سینما کار طاقت‌فرسایی است و به‌نظر می‌رسد جشنواره‌ امسال یکی از سخت‌ترین جشنواره‌های این چهل سال است.

همین هفته‌ پیش اینجا نوشتم که خودم هم امیدی به فیلم‌های امسال ندارم، حتی آن‌هایی که کنجکاو دیدنشان هستم ولی انگار توقع داشتم طبق اصل همیشگی غافلگیر شوم که نشد. جشنواره به نیمه رسیده و علائم کرونای من هم برطرف شده و به‌نظر می‌رسد نیمه‌ دوم جشنواره را البته با آنتی‌بادی حضور به‌هم برسانم. کاش در روزهای آینده اتفاق دیگری غافلگیرم نکند.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - تک نگاریاینجا کلیک کنید.