روزنامه هفت صبح | آدولف هیتلر را نجات دهید! رمان جاسوسی تاریخی «آدولف هیتلر را نجات دهید!» نوشته ژان فرانسوا با ترجمه ابوالفضل اللهدادی از سوی نشر «ثالث» منتشر شد. داستان «آدولف هیتلر را نجات دهید!» از این قرار است که طی کنفرانس تهران، استالین خبر از این میدهد که سازمان جاسوسی شوروی ۱۰ نیروی زبده را به آلمان فرستاده تا در اطراف هیتلر نفوذ کنند و او را به قتل برسانند. این حرف باعث میشود جو کنفرانس بهویژه چرچیل آشفته شود.
استدلال چرچیل این است، اگر هر کس دیگری بیاید و در رأس سپاهیان آلمان قرار بگیرد، این جنگ حداقل چندین سال دیگر طول میکشد، اما الان به دلیل اینکه هیتلر یک دیوانه است و به شکل غریزی نیروها را جابهجا میکند، امکان اینکه متفقین به پیروزی برسند و جنگ تمام شود، وجود دارد. داستان از اینجا شروع میشود و استالین پرونده را به چرچیل واگذار میکند که آن نیروهای جاسوس را پیدا کنند؛
هشت نفر از آنها طبق اسناد موجود کشته شده، یک نفر فرار کرده و فقط یک نفر باقیمانده که از قضا او به هدفش نزدیک است، در سراسر رمان ما دنبال این آدم میگردیم، منتها انواع و اقسام اتفاقها را هم میبینیم زیرا داستان در چند شهر ازجمله لندن و برلین و پراگ اتفاق میافتد و ما اتفاقهای تاریخی را میبینیم. آخر کتاب هم فهرستی داریم که نویسنده کامل توضیح میدهد در هر فصل کدام اتفاقها و کدام شخصیتها حقیقی و کدامها زائیده تخیل او هستند. در واقع او در اینجا تکلیف خواننده را روشن میکند.
سال طلایی فروش
در سال ۲۰۲۱ آمار فروش کتاب در بریتانیا به بیشترین حد در یک دهه اخیر رسید. به نقل از گاردین، در سال ۲۰۲۱ بهرغم همهگیری کرونا، روند فروش کتاب در بریتانیا افزایش داشت و با وجود بیش از ۲۱۲ میلیون نسخه کتاب فروختهشده، سال ۲۰۲۱ بیشترین آمار فروش کتاب در یک دهه اخیر را بهخود اختصاص داد. این افزایش فروش کتاب تا حدی مدیون افزایش محبوبیت رمانهای جنایی، علمی تخیلی، فانتزی و عاشقانه بود. در مجموع در سال ۲۰۲۱ آمار فروش کتاب در بریتانیا به نسبت سال ۲۰۲۰ حدود ۵درصد افزایش داشت.
در سال ۲۰۲۱ در مجموع ارزش کتابهای فروختهشده به ۱.۸۲میلیارد پوند رسید. این آمار اخیرا توسط وبسایت «نیلسن بوکاسکن» ارائه شد. این افزایش در فروش درحالی حاصل شده است که کتابفروشیهای سراسر بریتانیا در سهماهه نخست سال ۲۰۲۱ تعطیل بودند. براساس آمار ارائهشده، در سال ۲۰۲۱، کتابهای عاشقانه، علمی تخیلی و جنایی بهترتیب در مقایسه با سال ۲۰۱۹ بیشترین افزایش فروش را در بین کتابهای داستانی داشتند.
دو مورد از رمانهای جنایی «ریچارد عثمان»، یعنی «باشگاه قتل پنجشنبهها» که اثر پرفروش سال گذشته شد و همچنین کتاب «مردی که دو بار جان داد» دیگر اثر پرفروش سال گذشته ازجمله آثاری بودند که در افزایش آمار فروش کتاب نقش پررنگی داشتند. «باشگاه قتل پنجشنبهها» نوشته ریچارد عثمان، «پسرک، موشکور، روباه و اسب» نوشته چارلی مکزی، «کتابخانه نیمهشب» نوشته مت هیگ و «مردی که دو بار جان داد» نوشته ریچارد عثمان، ازجمله آثار پرفروش سال گذشته میلادی در بریتانیا بودند.
وزن کلمات
رمان «وزن کلمات» نوشته پاسکال مرسیه با ترجمه مهشید میرمعزی توسط نشر «افق» منتشر و راهی بازار نشر شد. پیتر بیری با نام مستعار پاسکال مرسیه در سال ۱۹۴۴ در شهر برن متولد شد. او از سال ۱۹۹۳ در رشته فلسفه در دانشگاه آزاد برلین مشغول بهتدریس شده است. کرسی تدریس او فلسفه زبان و فلسفه تحلیلی است. «سکوت پرلمان»، «متخصص کوک پیانو» و «حرفه آزادی» دیگر آثار این نویسنده هستند که «حرفه آزادی» در زمانی کوتاه به فروش بالایی دست یافت.
رمان «قطار شبانه لیسبون» او در سال ۲۰۰۴ منتشر شد و تا امروز به ۱۵ زبان ترجمه شده است. ترجمه فارسی «قطار شبانه لیسبون» با ترجمه مهشید میرمعزی سال ۹۱ در ایران منتشر شد. مرسیه در سال ۲۰۰۶ جایزه ماری لوئیزه کاشنیتس و در سال ۲۰۰۷ جایزه گرینسانه کاوور را برای این کتاب دریافت کرد. این رمان درباره احساس آزادیای است که ادبیات به انسان ارزانی میدارد. علاوه بر ادبیات، مرسیه در این رمان فلسفی در پی پاسخ این سوال است که انسان تا چه اندازه در انتخابهایش آزادی عمل دارد؟
در این داستان، شخصیتی بهنام سیمون حضور دارد که از سن کودکی، عاشق زبان بوده و برای مخالفت با خواسته والدینش مترجم میشود و سعی میکند تمام زبانهای مدیترانهای را یاد بگیرد. وقتی همسر سیمون یک موسسه انتشاراتی را به ارث میبرد، او همراهش میرود و در ادامه، یک خطای پزشکی موجب زیر و رو شدن زندگیاش میشود. به اینترتیب سیمون بهطور ناخواسته سر یکدوراهی قرار میگیرد که… «وزن کلمات» در ۴۵ فصل نوشته شده.
ناجورها
انتشارات آنیما چاپ دوم مجموعه داستان «ناجورها» نوشته حامد ابراهیمپور را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۲۰۵ صفحه و بهای ۶۰ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب آذر ماه گذشته با همین مشخصات و قیمت ۴۵ هزار تومان منتشر شده بود. این کتاب شامل ۴۰ داستان کوتاه و روایت زندگی و مرگ آدمهای جامانده و به تهخط رسیدهای است که از زاویه دید یک راوی ناشناس، در جغرافیایی نامشخص و در بستر زمانی چند دهه روایت میشود.
دزد، دریانورد بازنشسته، قاچاقچی، بیمار روانی، روسپی، سرباز، کارگر ساده، دختر فراری، قاتل، نوازنده خیابانی و آدمهای دیگری با زخمهایی عمیق و عمیقتر که بی آنکه ببینیم و صدایشان را بشنویم؛ با غمها و عشقها و آرزوهایشان کنار ما زندگی کنند و میمیرند… دغدغه اجتماعی نویسنده در این اثر کاملا مشهود است. مشکلات اجتماع مسئله اصلی حامد ابراهیمپور است که سعی کرده آن را با طنزی البته تلخ به مخاطبان ارائه کند. در بخشی از این کتاب میخوانیم: «نرگس توی خیاطخونه طاووسخانوم کارآموزی میکرد. دوشنبه به دوشنبه رأس ساعت سه عصر میاومد و غروب نشده برمیگشت.
کفش پاشنهدار میپوشید و برای اینکه زمین نخوره یواش و با احتیاط راه میرفت. سرش رو بالا میگرفت و دست راستش همیشه روی بند کیف بزرگ روی دوشش بود. وحید همونوقتا عاشقش شد. شنبه که میشد میرفت کارگری، یکشنبه میرفت کارگری، سهشنبه و چهارشنبه و پنجشنبه میرفت کارگری…» به قلم حامد ابراهیمپور چند مجموعه داستان نیز منتشر شده که از میان آنها میتوان به «اعترافات» و «پری سامورایی و قضایایی دیگر» اشاره کرد.



