روزنامه هفت صبح | ماجرای این قتل خانوادگی در یکی از روستاهای آران و بیدگل از توابع اصفهان رخ داده است. پدر خانواده در ابتدا اقدام به قتل پسر برادر خود کرده سپس همسرش و دختر ۱۳ ساله خود را با شلیک گلوله به قتل میرساند. در این میان دختر دیگرش که او نیز دوقلو و ۱۳ ساله بوده فرار میکند که حین فرار گلوله به پشت گوشاش اصابت کرده و راهی بیمارستان میشود اما از مرگ نجات پیدا میکند. اما ماجرای قتل چه بود؟ حوالی نیمههای شب ۲۱ آبانماه صدای شلیک گلوله در یکی از روستاهای آران و بیدگل میپیچد و این آغاز پرونده قتل خانوادگی است.
قتل پسر برادر
ابتدای این پرونده قتلعام خانوادگی، به پیدا شدن جسد پسر جوانی در عصر روز ۲۱ آبانماه در مزرعه خرجال شهرستان خاوه قم بازمیگردد. جسد مرد جوان داخل یک نیسان وانت آبی رنگ که صاحب آن بوده کشف میشود که با ضرب گلوله به قتل رسیده بوده است. اما داستان چه بوده؟
دایی راننده جوان که میدانسته پسرخواهرش سلاح کلت کمری دارد به سراغ او میرود و درخواست میکند تا اسلحهاش را به او بدهد، پسر جوان مقاومت کرده و همین موضوع موجب درگیری میشود و در نهایت پسر جوان با شلیک گلوله به دست داییاش کشته میشود. اما دایی او چرا تقاضای گرفتن اسلحه را داشته است؟
قتل همسر و فرزند
ماجرا به قهر کردن همسر مرد و برداشتن بچهها و رفتن به روستای پدری بازمیگردد. رقیه. م ۳۶ساله که دارای فرزند دوقلوی دختر ۱۳ساله و یک فرزند سه ماهه بوده، مدتها بود با همسرش بر سر اعتیاد به مواد مخدر، قاچاق و فروش مواد و اقدامات خلاف درگیری داشت و چندین بار هم قهر کرده و به روستایشان علی آباد خفره واقع در آران و بیدگل که در واقع خانه پدریاش بود عزیمت کرده بود.
این بار نیز بعد از درگیری به آنجا میرود و شب هنگام، مرد که در سرش فکر قتل همسر و فرزندانش را داشته به دنبال آنها به خانه پدر همسرش میرود. نیمههای شب مرد با اسلحه اول همسرش و یکی از دخترانش را به قتل میرساند. دختر دیگر متواری شده که توسط پدرش زخمی میشود. اگرچه مرد قصد داشته او و فرزند سهماههشان را نیز به قتل برساند.
مهدی.ح پسر خواهر رقیه در مورد جزئیات قتل خاله خود به رکنا میگوید:« چند روزی بود که خاله من از خانه خود به خانه پدربزرگم در روستای علی آباد خفره آمده بود.شب حادثه شوهرخالهام به خانه پدر بزرگم آمد.نیمه شب بود که از راه رسید و به اتاق داییام که پشت خانه پدربزرگم هست رفت.
بعد به داییام گفته بود که دنبال زن و بچهام آمدهام.بعد هم به بهانه اینکه استراحت کند کنار خاله و بچهها رفته بود.آن شب همه چیز خیلی عادی بود تا حدی که پدربزرگم برای قاتل پتو هم برده بود و هیچ کس فکرش را نمیکرد که او نقشه قتل در سر داشته باشد. شوهر خالهام ساعت ۶ صبح وقتی پدربزرگم سر کار رفت، با اسلحهای که همراه داشت به خاله من و یکی از دخترانش شلیک کرده بود.
دختر خاله ام که به قتل رسید مائده نام داشت و با خواهر خود به نام مریم دوقلو بودند.پدر آنها بعد از اینکه به مائده و خالهام شلیک کرد،سراغ مریم رفته بود اما مریم با وحشت پا به فرار گذاشت که گلوله به پشت گوش او اصابت کرد و در بیمارستان بستری شد.موهای سرش را تراشیدند و پشت گوشش بخیه خورده است،حالا هم از بیمارستان مرخص شد.
خاله من یک فرزند سه ماهه به نام مهسا هم دارد.» این مرد بعد از قتل اعضای خانواده متواری میشود اما غروب ۲۲ آبان در قم خودش را تسلیم ماموران میکند. هنوز از جزئیات دقیق این حادثه و علت قتل اطلاعات بیشتری وجود ندارد.



