روزنامه هفت صبح، مهران امیری | خبر کشف دستگاه ماینر رمز ارز در بورس اوراق بهادار تهران نخستین بمب خبری پاییز است. خبری آنچنان شگفتانگیز که باید چند روزی بگذرد تا بهتر قابل فهم شود، گرچه قابل هضم نخواهد شد. کشف دستگاه ماینر رمزارز در بورس تهران مانند اخبار روزمره کشفیات پلیس یا پیدا کردن باندهای خلافکار و رشوهبگیر و کارچاقکن نیست. زخمی که این نوع اخبار بر پیکره اعتماد عمومی وارد میسازند بسیار عمیق است و آثاری سهمگین و ماندگار دارد.
اگر سازمانی که وظیفه حفظ داراییهای مردم را برعهده گرفته امین نباشد، چنانچه سازمان حافظ امنیت وحشتآفرین باشد، اگر سازمان تبلیغی دینی به خدمت مفسدین درآید، اگر عدالتخانه به رفتار ناعادلانه شهرت یابد نه تنها آن حوزه و بخش بلکه اعتماد عمومی به عنوان یکی از ستونهای استواری جامعه آسیب میبیند. چنین شرایطی نیازمند برخورد شفاف، پیگیری تا رفع همه آسیبها و سختگیری بسیار است.
بر اساس آموزههای دینی «حسنات الابرار سیئات المقربین» بنابراین خطاهای کارگزارانی که جایگاه و کارکرد خود را برای خواستهای شخصی یا رفتارهای خارج از چارچوب قانون و عرف هزینه میکنند، بسیار بسیار بزرگتر از آن چیزی است که سایرین انجام میدهند.
گرچه این نوع اقدامات چنان دامنهدار و پرشمار شده که روزانه یا هفتگی درباره یکی از آنها میشنویم و حساسیتی هم برنمیانگیزد، اما استخراج رمزارز از زیرزمین بورس هنوز بسیار شگفتآور است.
ابتدا خبر منتشر شده طبق روالی که برای همه آشناست تکذیب شد اما گزارشهای بعدی و اطلاعیه کوتاه خود بورس تهران آن را تایید کرده و وجود حدود ۱۰ دستگاه از سال ۹۹ را تایید کرد و آن را در چاچوب اهداف تحقیقاتی برشمرد. جای شگفتی است که مدیران این شرکت طبق کدام بند از وظایف خود باید کار پژوهشی انجام دهند و از میان همه انواع تحقیقات کاربردی وارد موضوع رمزارز شوند، دستگاه بخرند، در سازمان مستقر کنند و رمزارز استخراج کنند؟
چرا چنین اقدامی پنهانی انجام شده و طبق کدام دستورکار نتایج این تحقیقات گردآوری و ارزیابی میشده؟ ردپای دستور اقدام، خرید تجهیزات، نصب و راهاندازی، برنامه کاربرد، هزینهها و منافع و یافتههای این تحقیقات را در کدام بخش از اسناد این سازمان میتوان یافت؟ کدامیک از ارکان تصمیمگیری و اجرایی این سازمان از اجرای این برنامه آگاه بودهاند؟
پاسخ روشنی برای این پرسشها وجود ندارد و وظایف ذاتی و سیاستهای کاری این سازمان نیز با استخراج رمزارز هیچ تناسبی ندارد. مهمتر آنکه بورس مشوق مردم برای سرمایهگذاری در بورس است و همواره صاحبان سرمایه را برای فعالیت در بورس تشویق کرده؛ چگونه مدیران سازمان به این نتیجه رسیدهاند که باید در حوزه رمزارز کار تحقیقاتی انجام دهند؟
ماجرا از آنجا دردناکتر میشود که علاقهمندان حوزه رمزارزها در چند سال اخیر برای راهاندازی کسبوکار در این زمینه با انواع سختگیری روبهرو بودهاند. در چنین فضایی چرا یک سازمان عمومی باید خود را درگیر کاری کند که با وظایف تصویب شدهاش نیز سازگاری ندارد و مهمتر اینکه در فضای عمومی و رسانهای مدام بقیه را از آن نهی میکرده!
از شوربختی کسبوکارهای قانونی همین بس که سازمانها انواع سنگها را بر دست و پای آنها در سراسر کشور بستهاند اما به زیرزمین خود سر نمیزنند. دو سال است که کسبوکارهای پیشروی حوزه بلاکچین و رمزارز برای کوچکترین کاری با هزار گیروگرفت مواجه هستند و مدام درباره آنها با ادبیات مخرب صحبت میشود و استدلالها هم بیشتر حول این موضوع است که سرمایههای مردم نباید وارد این بازارها شود اما آن وقت متولی بازار سرمایه خود در حال استخراج رمزارز است! فارغ از اینکه چه برخوردی با این مسئله میشود جا دارد از فعالان واقعی حوزه رمزارزها یک عذرخواهی ساده انجام شود!



