روزنامه هفت صبح، ساعد برقی | در یک ماجرای عجیب‌، راننده خودرو ب.ام‌.و مشکی به سبک بازی‌های ویدئویی عمدا ماشینش را به خودروها و موتورسیکلت‌ها می‌زد و معلوم نیست از خیابان میرداماد تا میدان هفت‌تیر به چند خودرو و موتورسوار آسیب زده ‌است. پیگیر اطلاعات بیشتر از پلیس راهور تهران هستیم اما از خوانندگان می‌خواهیم اگر اطلاعاتی از این خودرو و اتفاقات آن شب دارند، در اختیار سرویس حوادث روزنامه هفت صبح قرار دهند.

روایت عینی یکی از همکاران روزنامه را از این اتفاق عجیب بخوانید: ساعت دو و نیم بامداد چهارشنبه ۳۰ تیرماه از روی پل کریمخان به سمت میدان هفت‌تیر در حرکت بودم‌. یک خودرو مشکی را دیدم که از خیابان خردمند شمالی وارد کریمخان شد اما به جای حرکت به سمت غرب‌، با سرعت ۳۰-۴۰ کیلومتر به سمت هفت‌تیر پیچید. متوجه وضعیت غیرعادی راننده شده بودم اما فکر می‌کردم در خلوتی نیمه‌شب سعی دارد راه میان‌بر به سمت خیابان قائم مقام را برود، اما وقتی به هم رسیدیم و او در لاین مخالف حرکت می‌کرد متوجه سپر جلوی ماشین شدم که کنده شده بود و روی زمین رها بود و صدا می‌داد.

عجیب‌تر اینکه با همین سرعت کم راننده مستقیم به سمت یک پراید که از هفت تیر وارد کریمخان شده بود می‌رفت و انگار می‌خواست شاخ به شاخ شود‌. فکر کردم راننده مست است اما بعد از پراید که توانست خود را از دست ب.‌ام‌.و مشکی دیوانه برهاند‌، نوبت یک موتورسوار رسید که راننده ب.‌ام.‌و سعی کرد او را زیر بگیرد اما او هم توانست خودش را خلاص کند.

همان جا با ۱۱۰ تماس گرفتم و ماجرا را توضیح دادم‌. اپراتور طوری که بخواهد مرا آرام کند و سریع‌تر از من بخواهد شماره پلاکش را بخوانم‌، توضیح داد که ب.‌ام.‌و مشکی در میرداماد به چند خودرو زده و دررفته و ما دنبالش هستیم‌. به چراغ قرمز هفت‌تیر رسیده بودم و خودرو مشکی هنوز برخلاف مسیر به سمت وسط میدان می‌رفت و اپراتور پلیس هم اصرار داشت هر طور شده پلاکش را بخوانم. وقتی چراغ سبز شد و به سمت شمال میدان در حرکت بودم‌، ب.‌ام.‌و به سمت جنوب پیچید و از کنار هم رد شدیم.

توانستم پلاک ماشین را -غیر از شماره آخر ایران چند - بخوانم و به اپراتور پلیس بدهم. عجیب‌تر این بود که ب.‌ام‌.و در همان لحظاتی که از دید من دور شده بود یک موتورسیکلت نگون بخت را زیر گرفته بود و موتور زیر سپر جلوی ماشین گیر کرده بود و با همان سرعت کم ماشین در حرکت بود و موتور زیر ماشین جرقه می‌زد و هر لحظه ممکن بود آتش بگیرد.

تلفن پلیس را قطع کرده بودم. من هم در مسیر خلاف به سمت جنوب میدان پیچیدم که پلاک ماشین را کامل بخوانم و ببینم ماجرا چیست اما هر چه پایین‌تر رفتم ماشین را پیدا نکردم. نشانی از موتورسواری که موتورش زیر سپر ب.‌ام.‌و گیر کرده بود هم ندیدم. یا دو موتورسوار که در آخرین لحظات پشت سر ب.‌ام.‌و حرکت می‌کردند و شبیه گشت‌های موتوری پایگاه‌های بسیج بودند ماشین را متوقف کرده بودند و من از کنارشان رد شده بودم یا ب.‌ام.و شبگرد دیوانه توانسته بود خودش را به خیابان‌های فرعی مفتح جنوبی برساند و به رانندگی دیوانه‌وارش ادامه دهد.یک ربع بعد از یگان عملیات پلیس با من تماس گرفتند و اطلاعات بیشتر خواستند و معلوم شد هنوز ب.‌ام‌.و را حداقل پلیس پیدا نکرده است.

برای پیگیری اخبارکاربران ویژه - اسلایدراینجا کلیک کنید.