روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | بچه پرسیده بود: «مامان، چرا اینقدر از فیلمهای ترسناک خوشت میاد؟ نمیترسی؟» بچهها معمولاً سوالهایی میپرسند که از قبل به جوابش فکر نکردهای. خب، من عاشق فیلمهای ترسناکام. نه از این اِسلشرهای حال به هم زن که یک نفر با تبر و اره برقیِ روشن، دوان دوان و با عجله دنبال قربانی میگردد، بلکه فیلمی مرموز و پردلهره که هنگام تماشایش عنکبوتِ ریز وحشت آهسته زیر پوستت حرکت کند.
به نظرم فیلمی که بخواهد با «پِخ» کردن و بیرون پریدن یکی از کمد بترساندت ارزش دیدن ندارد.به سوال بچه فکر کردم. چرا از فیلمهای ترسناک خوشم میآید؟ لابد چون آن حس هیجانِ به وجود آمده را دوست دارم. چون دوست دارم چیزی غیر عادی و دلهرهآور، نمودار یکنواختی روز را خراب کند. حتماً دوست دارم شاهد ماجرایی باورنکردنی و پر رمز و راز و گاهی آزاردهنده باشم و با دیدن صحنهای هولناک که مطمئنم حقیقت ندارد بزنم زیر خنده.
بیشتر که فکر کردم دیدم دلیل اصلیام از لذت بردن از اینجور فیلمها همین است. همین که میدانم واقعی نیست. میدانم نویسنده از تخیلِ جذاب و مریضش استفاده کرده و آن سکانسها را نوشته. چون مطمئنم خانه تسخیر شدهای وجود ندارد و موجوداتی غیر انسانی پشت دیوارها نمیخزند و قصد گرفتن جان کسی را ندارند. چون میدانم احتمال این که کسی وسط جنگلی تاریک گرفتار طلسمی باستانی شود کم است (!) و آدمهای زیادی را ندیدهام که بعد از گم شدن در جنگل، توسط قاتل نقاب بر صورتی کشته شوند. چون مطمئنم هیولای سیاه و بدمنظرهای در انباری نیست و نیمه شب زامبیها به پنجره اتاقم نخواهند چسبید.
از تماشای فیلمهای ترسناک لذت میبرم چون ترجیح می دهم وحشت را در سینما ببینم تا در دنیای واقعی. اشباح کم رنگ و دختر بچههای مُرده با موهای بلند و سیاهِ روی صورت ریخته، نمیتوانند برایم خطری حقیقی باشند. چون خیالم راحت است که این فیلم تمام خواهد شد یا هر کجا که خواستم میتوانم متوقفش کنم. پس از این هیجان و رنجِ جذابِ خودخواسته و قصه غیر معمولی لذت میبرم.
باور کنید تماشای فیلمهای ترسناک هزاران بار سالمتر از دیدن اخبار جهان است. چه کسی میتواند کنترل را بردارد، دکمه «پاز»را فشار دهد و جلوی این اتفاقاتِ واقعی هولناکِ بیحساب و کتاب را بگیرد؟ وحشت حقیقی همین اتفاقاتِ روز سیاره است. کابوسِ شب را واقعیتها میسازند نه فیلمهای خیالی.



