روزنامه هفت صبح | در شرایطی که بازار کتاب ایران در سیطره کتاب‌های ترجمه قرار گرفته، پژوهشگران و مؤلفانی هم هستند که با تلاش فراوان سعی دارند ایده‌هایی خلاقانه را در حوزه‌های خود به مرحله تحقیق و پژوهش و تألیف برسانند. یکی از این کتاب‌ها،‌ کتاب «از زنان پرده‌نشین تا بدن‌های رام» است که آذرماه امسال از سوی نشر «لوگوس» وارد بازار شد.

با پیش‌درآمدی بر موضوع جنسیت و فضای جنسیتی. در این پیش‌درآمد، چگونگی بازنمایی جنسیت زن در سبک معماری قدیم و سنتی و معماری جدید و مدرن در ناحیه‌بندی‌های فضایی خانه‌ها مورد تحلیل و پژوهش قرار می‌گیرد. این ایده قابل‌تأمل و در حوزه‌های پژوهشی، خلاقانه به نظر می‌رسد. نقطه قوت پرورش این ایده در کتاب نیز این است که مؤلف از جانبداری‌های متعصبانه از نظریات فمینیستی یا هر نظریه دیگری پرهیز کرده و صرفا پیش‌درآمدی انتقادی بر مباحث جنسیتی نوشته است.

درواقع کتاب از نظرگاه بسته رویکردهای صرفا جنسیتی فراتر می‌رود و معنای خانه و روابط جنسیتی درون آن را در پیوند با پویایی‌های محیط، فرهنگ و حتی موقعیت زیست‌شناختی سکنه و شرایط اقلیمی بررسی می‌کند. به همین مناسبت گفت‌وگویی با مرضیه بهرامی‌برومند انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

* در ابتدای امر باید بپرسیم که فکر نوشتن کتابی با این مضمون خاص و متفاوت از کجا آمد؟
یکی از علایق جدی من دیدن آثار باستانی و فضاها و سبک معماری تاریخی است و برای دیدن آثار قدیمی و معماری کهن سفر می‌کردم و آثار را از نزدیک می‌دیدم. از سوی دیگر، باتوجه به رشته تحصیلی‌ام، مطالعات فرهنگی به روند شکل‌گیری این موضوع کمک کرد. دیدن فضاهای خانگی متفاوت؛ چه در معماری قدیم و چه معماری جدید، روشنگر سبکی از زندگی بود که در همه مناطق یکسان نبود؛ درواقع تنوع فراوان و تفاوت‌های بسیار در عین شباهت بسیاری از چیزها در فرهنگ و زندگی مردم وجود دارد. سبک و نوع زندگی ارتباط مستقیمی با شیوه معماری داشت و هر شیوه معماری نیازهای انسان را؛ چه در حیطه جسمانی و چه در حیطه فرهنگی و اجتماعی و روانشناسانه مدنظر قرار می‌دهد.

پرداختن به این موضوع و پژوهش دراین‌باره یکی از علایق همیشگی من در رابطه با سبک معماری و ارتباط با آن با سبک زندگی مردم بوده است. این حیطه از پژوهش که به‌اصطلاح به فضای خصوصی و خانگی در علم اجتماعی و انسان‌شناسی شهرت دارد، ارتباط تنگاتنگی با مفهوم هویت جنسیتی زنانه دارد و جزو یکی از موضوعات اصلی پژوهش فمینیستی است و بالطبع یکی از علایق اصلی من در این زمینه پژوهش و مطالعه این تاثیرگذاری و اثرپذیری مفاهیم جنسیتی و سبک معماری از گفتمان و نظام اجتماعی- سیاسی حاکم در جامعه است.

* عنوان کتاب هم نظر هر خواننده‌ای را به خود جلب می‌کند: «از زنان پرده‌نشین تا بدن‌های رام». کمی درباره تعابیر به‌کاررفته در این عنوان بگویید.
نام‌گذاری «زنان پرده‌نشین» در برابر «بدن‌های رام» به زبان ساده به ما دو نشانی از دو نظام فکری و گفتمان اجتماعی را درباره مفهوم هویت زنانه می‌دهد. «زنان پرده‌نشین» که حافظه ما را به سال‌های دور در تاریخ ایران می‌برد، زنانی را معرفی و حکایت می‌کند که نقش‌های جنسیتی و ویژگی‌های رفتاری گفتمان سنتی را بازنمایی می‌کنند.

درواقع فضای اندرونی در خانه دوره تاریخی برای ما سبک زندگی این هویت زنانه را آشکار و بازگو می‌کند و در برابر این فرهنگ زنانه، در دوران مدرن که شکل دیگری از معماری سبک‌وسیاق می‌یابد، فرهنگی از زنانگی رواج می‌یابد و برساخته می‌شود که با معماری مدرن و فضای باز خانه‌ها همخوانی داشته باشد و این سبک از معماری باید بتواند پاسخگوی نیازهای فرهنگی، اجتماعی و تجربه زیسته هویت زنانه در این دوره تاریخ باشد؛ در حقیقت بدن‌مدار بودن مصرف و مصرف‌گرایی در جامعه مدرن به کنش‌ها و گفتارهای شایع درباره زن و بدن او که امروزه با آنها آشنا هستیم منتهی می‌شود و به اختصار به نام «بدن‌های رام» تعریف می‌شود.

درواقع، قدرت دنیای مدرن از طریق فضای باز معماری مدرن و تلاقی عصر صنعت و مصرف‌گرایی در خانه‌ها با تولید بدن‌های رام آنها را ابژه و موضوع شناخت دائمی خود می‌کند. حالا موضوع این است که این دو زن در برابر هم قرار می‌گیرند، برای همین نام کتاب شده «از زنان پرده‌نشین تا بدن‌های رام». من خواستم از طریق این نام‌گذاری، تقابل این دو هویت جنسیتی را که در برابر هم و در تقابل با هم قابل شناسایی هستند معرفی کنم؛ یعنی معنای وجودی هرکدام از این زنان در متفاوت‌بودنش با دیگری قابل شناسایی و تعریف است. هر دو زن متقابلا به هم نیاز دارند تا تعریف شوند. هر دو زن محصول و بازنمایی‌کننده دو نوع نظام فکری سنتی و مدرن در تاریخ اجتماعی ایران هستند که ما سعی داریم به واسطه معماری به این دو هویت جنسیتی در فضای خانه‌ها دست پیدا کرده و با آنها آشنا شویم.

* با توجه به اینکه گفتید در بخش اول کتاب راجع به زنان پرده‌نشین صحبت کردید، نقش و جایگاه زن در این دوره را چگونه تعریف می‌کنید؟
حیات فردی و اجتماعی جامعه ایران تا پیش از آشنایی جدی با مؤلفه‌های مدرنیسم، بر اساس قواعد سنتی سامان می‌یافت و در قالب آداب و رسوم و حتی خرافات بازتولید می‌شد. در چنین نظام فکری و ساختاری، عمده منابع مربوط به گفتمان سنتی، این است که مرد دارای اندامی نیرومند، صلابت، شدت، قدرت تعقل و تفکر و احساسات متناسب با آن است. درمقابل زن دارای بنیادی ظریف، ارکانی لطیف، احساسات و عاطفه شدید و تفکری متناسب با آن معرفی می‌شود.

درکل ساختارهای سازنده گفتمان جنسیت در این دوره را نقش‌های مربوط به امور عرصه عمومی (سیاست، قضاوت، تجارت، نظارت و…) به مردان و نقش‌های مربوط به عرصه خصوصی (تربیت و پرورش فرزندان و اداره امور داخلی خانه) به زنان سپرده می‌شود و مناسبات و روابط جنسیتی به صورت روابط دوتایی مردانه/زنانه نشان داده می‌شود که زن به عنوان یک دیگریِ جنسی در برابر مدلول مردانه تولید و بازتولید می‌گردد که زندگی‌اش محدود به چاردیواری بسته «اندرونی» بوده و خانه‌داری یک فعالیت مثبت به حساب می‌آید و از حضور اجتماعی بازمی‌ماند و مردان یکه‌تاز عرصه بیرونی و عمومی می‌گردند.

مردی که در گفتمان دوره قاجار متعلق به عرصه عمومی و وظایف آن شناخته می‌شود، در خانه نیز بیرونی را محل تنظیم روابطش با دیگران می‌یابد و زنی که زیبا شناخته می‌شود می‌بایست آن‌سوی دالانی نسبتا بلند، در اندرونی از چشم‌ها پنهان مانده و به وظایفی که طبیعت برعهده‌اش نهاده عمل کند. درواقع در معماری قدیم در ایران، طراحی بنای ساختمان، رفتار منظم و قاعده‌مندی از پنهان‌سازی، مستوری و محجوبی را تولید می‌کند. معماری اندرونی و بیرونی، شیوه تقسیم‌بندی جداکننده زنان را از نگاه مردان غریبه تعیین می‌کند و به‌موازات آن بخش‌های دیگر خانه مانند دربِ ورود به خانه، هَشتی، دالان و راه ورود به حیاط، تفاوت خودی از دیگری و غریبه را آشکار می‌سازد.

* آیا برساخت هویت زنان پرده‌نشین در فضای خانه‌های تمام نقاط ایران بازتولید می‌شده است؟
خانه‌های درونگرای دوره قاجار، نام مشترکی است که انواع متفاوتی از خانه‌ها را در دوره قاجار به‌ویژه مناطق کویری ایران دربر می‌گیرد. ویژگی معماری خانه‌های درونگرا؛ چه آنان که متمول بودند و چه آنان که نه، چه مالکین اشراف‌نشین و چه صاحبان خانه‌های عام‌نشین و متوسط، در همه آنها تنها با تفاوت نمایش درونگرایی بسته به وسعت زمین و طبقات اجتماعی مراعات می‌شده است.

در بعضی از شهرها به دلیل اقلیم و جغرافیا مثل کناره ساحلی خزر و کوهستان‌ها رعایت اصل درونگرایی نتوانست در سبک معماری نمود حاصل کند و مراتب حریم و پرده‌نشینی در فضای خانه‌ها تداوم یابد و این سلسله‌مراتب حریم، بیشتر در نواحی مرکزی و کویری ایران قابل مشاهده است. درک مفاهیم و شالوده سنتی در سبک معماری ایران، بدون شناخت و درک محیط فرهنگی و اجتماعی که این مفاهیم در آن رشد کرده و بدون آگاهی از دریافت‌های اساس فرهنگی که از قید زمان آزادند میسر نمی‌گردد و هرگونه برداشت و تأویلی که بی‌توجه به ریشه‌های این مفاهیم صورت بگیرد، در حد سطح باقی می‌ماند.

معماری درونگرا از بیرون ظاهر ساده‌ای دارد؛ مثل دیوارهای کاهگلی، درب چوبی ساده، سردر ساده، اما برعکس در درون، دارای هنر و طراحی بسیار قوی و غنی و از نظر تزئینات گچبری و نقاشی در اوج زیبایی و ظرافت هستند که چشم‌نوازِ دیدگان هر تماشاگری است. درونگرایی به منظور حصول امنیت، آرامش و حفظ حریم در تمامی ابعاد خانه، بازنمایاننده باورهای مردم درباره‌ ارزش‌های سنتی و دینی در باب «حریم و حجاب» در سبک معماری است که از پرداختن به ظواهر بیرونی و نمایش پرهیز کرده و به عوض آن، شاهد نمایش هنرنمایی در خانه‌ای هستیم که سر به تو دارد.

* خب برسیم به مفهوم «بدن‌های رام». بدن‌های رام بازنمایی‌کننده چه نوع سبک معماری و هویت زنانه است؟
امروزه زنان نیاز مداوم به مصرف کالاهایی دارند که فضاهای خالی هویتی و اعتمادبه‌نفس آنها از طریق این مصرف پوشانده می‌شود. مصرف کالاهای سرمایه‌داری که روزبه‌روز هم بر شدت آن افزوده می‌شود؛ یعنی سلطه و انقیاد توسط نظام سرمایه‌داری که از طریق کنترل زیست سیاسی و نظارت دقیق فرهنگ رسانه‌ای از طریق تبلیغات و نمایش فیلم و سریال در فضای خانه‌ها شکل می‌گیرد.

بدن‌های رام یعنی درهم‌آمیختگی بدن و قدرت سیاسی به شکل ابژه‌ای قابل کنترل در راستای تامین منافع نظام حاکم بدون توسل به زور و خشونت؛ به عنوان مثال؛ با فاصله گرفتن از زندگی روستایی و اقتصاد کشاورزی و همزمان با رشد طبقه متوسط شهری، فضاهای جنسیتی خانه مانند فضای «آشپزخانه» دیگر مکانی ایزوله که در آن زن از بقیه اعضای خانه جدا شود و فقط به پخت‌وپز و کار بپردازد نبود، بلکه قواعد معماری، چیدمان فضایی و اجزای خانه نیز به‌گونه‌ای شکل گرفت که با ادغام فضای آشپزخانه (open) با بخش‌های اجتماعی‌تر خانه، کار خانه‌داری به اتاق‌های خانواده آورده شد؛

جنبه‌های مختلف زندگی خانوادگی به هم مرتبط و با افزایش تحرک و تعامل اعضای خانواده، تعامل اجتماعی آنها نیز تسهیل گردید. در بطن این تحولات، از یک‌سو هدف آسان کردن کارها و آزاد کردن زنان برای انجام کار بیرون از خانه و دادن فرصت به آنها برای تفریح و حضور در عرصه عمومی بود و از دیگر سو این نوع معماری در پی ایجاد نوع جدیدی از خانه‌داری حرفه‌ای بود که نقش فعال‌تر و هوشیارتری برای انجام کارهای خانه برای زنان را مدنظر داشت.

در گذشته و دنیای سنتی و معماری قدیم، آشپزخانه فضایی تاریک و اغلب غیربهداشتی در زیرزمین یا در پشت ساختمان اصلی قرار داشت؛ فضایی که مخصوص پخت‌وپز و فعالیت زنان بود و مکانی کاملا زنانه به حساب می‌آمد. مدت‌زمانی که زن در این فضای بسته به‌سر می‌برد او را از محیط و فضاهای دیگر خانه به‌ناچار دور می‌کرد. محدود کردن زن به فضای محدودی مثل آشپزخانه که از چشم عموم پنهان بود، به جایگاه پایینی در سلسله‌مراتب اجتماعی منجر می‌شد. آشپزخانه صرفا محلی برای آماده کردن غذا و یک ایستگاه کاری زنانه به حساب می‌آمد که در آن فضای سرد و بی‌روح و کثیف، ناپاکی آورده می‌شد و به یک چیز پخته و قابل‌قبول تبدیل می‌شد.

زن به‌واسطه تبدیل و دگرگونی ماده‌ای خام به چیزی پخته دارای ارزش بود. اما با معماری مدرن نسل جدیدی از زنان مستقل و مدرن به وجود آمد. آشپزخانه‌های باز یا اُپن، صحنه بالقوه‌ای برای چانه‌زنی دوباره نقش‌ها شد و عملکرد اجتماعی فضای آشپزخانه افزایش یافت. تمرکز اصلی زندگی خانوادگی غیررسمی بر آشپزخانه- نشیمن تغییر کرد. در معرض دید بودن کار خانگی در آشپزخانه-نشیمن آن را به اصلی‌ترین مرکز چانه‌زنی در خانوار تبدیل کرد. این تغییرات معماری موجب تغییرات در شیوه زندگی روزمره، به‌ویژه در زندگی مادر و بچه‌ها شد.

فضای کاری آشپزخانه به فضایی برای صمیمیت بیشتر برای اعضای خانواده بدل و به جنبه‌های دیگر زندگی خانگی مرتبط شد. با تغییرات فضایی و کاربردی آشپزخانه، نقش زن خانه‌دار هم کم‌کم به نسبت آن دچار دگرگونی شد و مانند فضای آشپزخانه در معماری باز و برونگرا، محور خانه گردید و از قسمت پُشتی و حاشیه خانه به مرکز آمد و فعالیت‌ها و نقشش به عنوان همسر، مادر و مدیر خانه دیده شد. او در عصر جدید مدیری شد که از مرکز به همه‌جای خانه احاطه دارد و رفتارها و برنامه‌های فرزندان و همسر و دیگران را می‌تواند زیر نظر گرفته و مدیریت کند و کنترل دیداری کاملی بر فعالیت‌های درون خانه داشته باشد.

در معماری جدید، آشپزخانه از قلمرویی بی‌برنامه و صرفا برای پخت‌وپز تبدیل شد به فضایی کارآمد و مفید و مادر توانست در این معماری همزمان به چندین فعالیت بپردازد. کار خانه‌داری از یک کار خدماتی و غیرقابل رؤیت به یک کار فعال و تولیدی تبدیل شد. پیشرفت در تکنولوژی که همزمان با تحولات اجتماعی- اقتصادی رخ داد باعث شد در زمان و کار صرفه‌جویی شود. در نتیجه برنامه‌ریزی آشپزخانه کاربردی و بهداشتی مورد توجه قرار گرفت.

زیبا نگه داشتن و پاکیزگی آشپزخانه وظیفه اصلی زن مدرن شد. نظم، پاکیزگی و زیباشناسی و «دیده شدن»، زنان را از یک زن خانه‌دار معمولی به یک زن حرفه‌ای در امور زندگی تبدیل کرد. تحول در فضا و استفاده از آشپزخانه باز و اُپن در مرکز خانه توانست تعریف جدیدی از زنانگی را بازتولید کند. در دنیای مدرن برخلاف دنیای قدیم و سنتی به‌جای طرد زنانگی، تمیزی و زیباشناسی به بازتعریف زنانگی منجر شد.

*‌ صحبت آخر اینکه، حرف در باب این کتاب که ایده و رویکردهای تازه و نویی را در باب معماری و جنسیت مطرح کرده بسیار است، اما به‌ناچار باید به صحبت پایانی و جمع‌بندی شما برسیم؛ چه چشم‌اندازی را برای این تحقیق و پروژه و مباحث جدید در باب مطالعات جنسیت و هویت زنانه در معماری می‌بینید؟
مطالعات جنسیت در مباحث معماری و ارائه چنین واحدهای درسی و تحقیقاتی، نظام معنایی و مفاهیم بسیار گسترده‌ای را پیش‌روی دانشجویان و محققان باز خواهد کرد که پاسخ بسیاری از پرسش‌های حل‌نشده و طرح ایده‌های جدید در معماری مدرن و پیشرو خواهد شد.

تحلیل معماری و فضای جنسیتی در تاریخ سنتی و گذشته راه را برای مباحث جدید در معماری مدرن گشوده خواهد کرد. ملاحظه روابط جنسیتی (روابط میان مرد و زن) تأثیرگذار بر فهم و تجربه خانه یا تأثیر نوع معماری و چیدمان فضا بر این روابط در خانه - به عنوان مکانی که زنان و مردان با هم در آن زندگی کرده و با هم تعامل دارند - من را ترغیب کرد تا در مطالعات آینده، کمبود الگوی سلسله‌مراتب که ویژگی اصلی سبک معماری درونگرا در دوره قاجار بوده را در معماری مدرن و آپارتمان‌های امروزی که موجب کاهش احساس امنیت و آرامش ساکنان شده و این فضاها را به‌گونه‌ای با مسئله بحران هویت روبه‌رو کرده است بررسی کنم.

پایبندی به اصول اخلاقی در ساختار فضایی خانه‌های امروزی کمرنگ‌تر از گذشته شده و با معیارهای درونی انسان چندان همخوانی ندارد. به همین دلیل، بررسی ساختار فضایی خانه‌های سنتی ایران، امری ضروری تلقی می‌شود تا شاید بتوان راهکاری برای معماری امروز که همه‌چیز و همه‌کس را در معرض دید و نگاه قرار می‌دهد پیشنهاد داد و ضرورت تأمل را درباره معماری و هویت جنسیتی و نظریه و اندیشه‌هایی نو دراین‌باره می‌طلبد.

سایر اخبارکاربران ویژه - فرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.