روزنامه هفت صبح، آنالی اکبری | احتمالا کسی فکر نمیکرد انسان به این زودی از مقام اشرف مخلوقات کنار گذاشته و تبدیل به بازیچه نرمافزارها شود. بیشتر ما اربابی داریم که بهمان فرمانِ «بپیچ به راست» و «از سومین خروجی خارج شو» میدهد. برنامههای ناطقِ مسیریاب، ارباب انسان شدهاند و ما هر روز بیشتر از قبل اعتمادمان را نسبت به خودمان از دست میدهیم.
میدانیم که این راهِ مستقیم به مقصد میرسد اما ارباب دستورِ کج کردن مسیر را میدهد و ما مثل بردهای مطیع، بیهیچ پرسشی فرمان را میچرخانیم و از خودمان و راههای همیشه رفتهمان دور میشویم.راننده برای مسیری به غایت سر راست، نقشهاش را باز کرده و گوش سپرده بود به فرمانهای ارباب.
حالا چپ، حالا راست، حالا چپ، حالا برعکس. خروجیهای معمول و معقول را رد کرد و رسید به آخر بزرگراه. دور زد و با خودنمایی کسی که میخواهد فریاد بزند شهر را مثل کف دستش میشناسد، از کوچه پس کوچههای تنگِ تو در تو، خودش را به خیابان اصلیای رساند که میتوانست خیلی وقت پیش از خروجی بزرگراه واردش شود. بالاخره پرسش بنیادین را مطرح کردم؛ چرا اینقدر راه را دور کردی؟ در پاسخ گفت نقشه گفت.
جوری با اطمینان این جمله را به زبان آورد که ایمان آوردم اگر گوینده مسیریاب گفته بود «حالا در را باز کن، تا کمر بیرون برو و به پشت گردنِ عرق کرده راننده سمندِ جلویی شلیک کن و بعد روی سقف ماشین لزگی برقص» بیهیچ شک و تردیدی انجامش میداد.دیگر بیشتر ما آنقدر به مسیریابی خودمان بیاعتماد شدیم که برای رسیدن به آشپزخانه و باز کردن در یخچال هم باید دست به دامن اَپها شویم.
بپیچ به راست و از پشت کاناپه به مدت سه ثانیه مستقیم برو، سپس به چپ بپیچ و مراقب باش پایت به برآمدگی فرش گیر نکند، دو متر جلوتر از اولین دوربرگردان به سمت آشپزخانه برگرد، سپس با دست راست دستگیره یخچال را بگیر. خیار را بگذار سر جایش و یک موز بردار. تبریک میگویم، شما به مقصد رسیدهاید.
خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنیم اربابانی دیگر پیدا خواهیم کرد. اربابی که بهمان دستور بدهد: همین حالا فلان چیز که هیچ نیازی بهش نداری را بدون هیچ سوالی بخر. همین حالا در فلان بانک حساب باز کن. همین حالا با فلانی تماس بگیر و بگو عاشقش هستی. همین حالا با آسانسور به آخرین طبقه برو، در پشت بام را باز کن، لبه بام بایست و پایین را نگاه کن. حالا چشمهایت را ببند و با شماره سه پایین بپر.
یک. دو. سه…. (صدای ترکیدن) تبریک میگویم، شما به مقصد رسیدهاید.



