روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | اینجا برایتان از۹۰ خاطره مینویسم. از آدمها، فیلمها، بازیها و… یادها. تا آخر تابستان …
با شروع دولت دوم هاشمی رفسنجانی اتفاق بدی در تهران رخ داد. سختگیریهای شدید در حوزه اجتماعی به شکل نامعقولی اوج گرفت. چیزی که میگویم تجربه شخصی خودم است. دیگر هرگز ندیدم مثل سالهای ۷۳ و ۷۴ و ۷۵ ماموران در وسط میدان ونک آن هم در ساعات معمول روز بایستند و اتومبیلها را به شکل روزانه بازرسی کنند. تقریبا هرروز. ترافیک سنگینی ایجاد میشد و موجی شدید از نارضایتی متعاقب آن.
حتی تصورش هم عجیب است اما اتفاقی بود که آن دوران رخ داد و همینطور متوقف کردن عابران و پرسیدن نسبتها و یا رفتن به پارکها و سوال و جوابهای آنچنانی که شوخی با آن را در فیلمهای پرفروشی مثل نهنگ عنبر یک و دو دیدهاید. در مجموع اتفاق بدی بود. سختگیریهای غیر معمول و شدیدی که در نهایت موجب واکنش طبقه متوسط در انتخابات ۷۶ شد. یکی دو بار هم صابون این سختگیریهای شدید به تن من هم خورد. یک بار که در پیادهرو خیابان ونک در حال تردد بودم، متوقف و بازرسی شدم.
خب در گزارش فیلم کار میکردم و مجلات سینمایی روز را برای ترجمه در اختیار داشتم. البته مجلاتی که توسط وزارت ارشاد وارد و ممیزی میشدند. پر از ماژیکهای سرمهای و بنفش. اما خب از شانس من در یکی از این مجلات در جایی که مربوط به آبونمان مشتریان بود و دهها روجلد از شمارههای قبل را به شکل موزاییکی و مولکولی کنار هم چیده بودند تصویری از خانم مدونا بود که از چشم ریزبین ممیز ارشاد دور مانده بود و دوست عزیزمان در پاترول آن را دید و خلاصه کار بالا گرفت.
کوچکی تصویر را شما در حد نصف یک تمبر پستی در نظر بگیرید. به هرحال هر طور که بود و با شیوههای دوستانه(!) ماجرا را حل کردیم و راهی خانه شدیم. یک بار هم در اواخر سال ۷۵ بود که سه تا نوار ویدئو از کنسرت موسیقی سنتی، کارتون شیرشاه و فیلم داشتن و نداشتن یک چندروزی مارا به دردسر انداخت. مشکل اینجا بود که در تقسیم بندیهای انتظامی فیلمهای ویدئو در سه دسته مجاز و مبتذل و مستهجن دستهبندی میشدند. و وقتی نوار مجاز نبود به شکل اتوماتیک مبتذل محسوب میشد. این یکی پرونده کمی کش و قوس بامزه پیدا کرد و یک چند هفتهای سروکارم با اداره مبارزه با منکرات خیابان ترکمنستان و مرد بزرگواری به نام ستوان ذوالقدر افتاد که در نهایت هم رفع سوءتفاهم شد.
شاید برایتان جالب باشد که در میانه چنین سختگیریهای سنگین دولتی، دختر آقای هاشمی مبارزه برای فوتبال و دوچرخه سواری بانوان را کلید زده بود و هرروز در سطح شهر مجادلات و منازعات هواداران خانم هاشمی و هواداران آقایان دهنمکی و اللهکرم را شاهد بودیم. در این مباحثات آموزنده، هواداران آقایان ده نمکی و الله کرم، همچین فیزیکیتر و چغرتر بودند.



