روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | سال ۱۳۸۰ برای من سال خوبی بود. سال پول راحت! ساعت یازده صبح کارم شروع می‌شد. می‌رفتم کوچه دوم خیابان فاطمی. جایی که یکی از ساختمان‌های حوزه هنری وجود داشت. آنجا طبقه اول دانشکده سوره بود و در طبقه دوم کارگاه فیلمنامه‌نویسی و طبقه چهارم هم جای تحریریه هفته نامه مهر و ماهنامه نقد سینما بود. هردویشان به سردبیری علی میرفتاح منتشر می‌شدند. در مهر چهارصفحه ثابت داشتم و دبیر تحریریه نقد سینما بودم و خب درآمد بدی نبود. کلا مطالبی که در هفته نامه مهر نوشتم را خیلی دوست داشتم.

دو صفحه سینمایی با نام با چشمان کاملا بسته و دو صفحه ورزشی با اسم تنهایی دونده استقامت. دو سه ساعتی آنجا بودم و مطالبم را ردیف می‌کردم و می‌زدم بیرون. می آمدم چند کوچه پایین‌تر درخیابان فلسطین جایی که دفتر روزنامه ملت بود. آنجا چهار صفحه سینمایی روزانه داشتم. نیروهایم مهکامه پروانه،‌نغمه دانش و خدایار قاقانی بودند. کل چهارصفحه را ۸۰۰هزار تومان در ماه کنترات کرده بودم که در پایان هرماه ۳۷۰هزار تومان برای خود من می‌ماند. سه تا نیرویم هرکدام ۱۳۰ تا ۱۵۰ هزار تومان دستمزد می‌گرفتند.حق‌التحریر هم نداشتیم! این روزنامه ملت بعدها شد همین روزنامه مردمسالاری که هنوز هم هست و آقای کواکبیان.

بعدش پیاده می‌آمدم پایین و در خیابان بلوار می‌رفتم دفتر گزارش فیلم. در آن سال مسئول بخش سینمای جهان بودم. هر دو هفته باید ۱۰،۱۲ صفحه مطلب آماده می‌کردم و تحویل می‌دادم و روز صفحه‌بندی هم خودم را می‌رساندم.آن موقع دبیر تحریریه گزارش فیلم منصور ضابطیان بود و علی میرمیرانی هم معاونش و هردویشان سر بدقولی‌های من همیشه در اضطراب بودند چراکه باید به اسدی و نوشابه امیری جواب پس می‌دادند. طرف‌های ۵ عصر از همان بلوار کشاورز پیاده راه می‌افتادم تا خیابان نجات‌اللهی در کریم خان زند. جایی که دفتر سینمایی حوزه هنری بود. آنجا مسئول روابط عمومی حوزه هنری بودم و خب کار ساده‌ای بود.

آن زمان پخش فیلم نیمه پنهان خانم میلانی با حوزه بود و همینطور تولید فیلم آب و آتش؛ فیلم جنجالی فریدون جیرانی که داستان دلبستن یک نویسنده شکست خورده با بازی پرویز پرستویی به یک دختر خیابانی با بازی لیلا حاتمی بود که خب پخش این فیلم در نهایت یکی از عوامل برکناری آقای زم از ریاست حوزه هنری بود. اصولا علت تولید فیلم آب و آتش در حوزه هنری را درک نمی‌کردم. داستان فیلم ملتهب بود و خانم حاتمی و گریمورهایش هم سنگ تمام گذاشته بودند!

خلاصه آنجا هم کمی کارها را با دکتر حسین نژاد هماهنگ می‌کردم و خب در دفتر پخش ‌وتولید حوزه هنری نام‌های مهمی مثل تخت کشیان و حسن کلامی هم حضور داشتند. در بخش بین‌الملل هم خانم نقیبی بر مسند کار بود که اتفاقا چند روز قبل به شکل اتفاقی دیدم که خانم نقیبی هنوز هم بر صندلی مدیریت بخش امور بین‌الملل حوزه هنری می‌نشیند! به این می‌گویند مدیریت دیرپا . دیگر دارد ۲۰ سال می‌شود. ماشالله . کلا امور بین‌الملل در هر سازمانی از بهترین مشاغل موجود در ایران است! وقتی کارم در حوزه هنری تمام می‌شد به سمت خانه راه می‌افتادم و حوالی ساعت ۷ یا ۸ شب در خانه‌ام بودم! باشکوه‌تر از این سراغ دارید؟

تازه‌ترین تحولاتکاربران ویژه - تک نگاریرا اینجا بخوانید.