روزنامه هفت صبح، آرش خوشخو | بازخوانی سه کتاب تاریخی که در بازار کتاب موجود هستند .
سه کتاب برج فرازان، توپهای ماه اوت و صلحی که همه صلحها را برباد داد یک سه گانه تاریخی خواندنی و مهیج هستند که منظری جامع و کامل از دنیا در سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۹۲۴ برای شما فراهم میکنند. هر سه کتاب را نشر ماهی منتشر کرده. اولی برج فرازان که داستان پوست اندازی سیاسی و اجتماعی اروپا در آستانه قرن بیستم را روایت میکند توسط باربارا تاکمن نوشته و توسط استاد عزتالله فولادوند ترجمه شده است. داستان سوسیالیستها و کمونیستها و آنارشیستها و لیبرالها. سالهای ترور و ناآرامیدر کل اروپا. سالهای فقر غیرقابل تحمل در انگلیس و فرانسه و دورانی که غولهای کاپیتالیستی اروپا قدمی تا فروپاشی موردنظر مارکس فاصله نداشتند. سالی که بمبهای دستساز و تپانچههای آتشین طبقه اشراف اروپا را عاصی ساخته بود.
کتاب توپهای ماه اوت روایتی از زمینهها و حوادث مربوط به جنگ جهانی اول است. جنگی که قادر بود چهل روز بیشتر طول نکشد و نیروهای آلمان تا یک قدمی یکسره کردن همزمان روسیه و فرانسه در یک موعد ۴۰ روزه پیش رفته بودند که خطاهای استراتژیک و تقدیر و تصادف موجب شد نیروهای آنها فرصت استثنایی فتح پاریس را از دست بدهند و جنگ چهارسال دیگر به طول انجامد و آلمانها و متحدانش در نهایت تسلیم شدند. این یکی را حسن افشار ترجمه کرده است.
کتاب سوم یعنی صلحی که همه صلحها را بر باد داد با ترجمه استاد محمد قائد منتشر شده است و داستان اضمحلال و تقسیم امپراطوری عثمانی و تلاش فرانسه وانگلیس در جهت تقسیم غنائم خاورمیانه است که دست آخر به نتایج کنفرانس پاریس ختم میشود. این کتاب فوقالعاده خواندنی پنجرهای جدید از سیاستهای استعماری اروپا و منافع ژئوپلتیکشان برای شما میگشاید. اینکه مثلا برای انگلیس همه نبردها و متصرفات و حیلهگریها در قدم اول برای حفاظت از گنج بزرگشان یعنی هندوستان بوده است. حتی رقابت سیاسی طولانیشان با روسیه در ایران در جهت دورکردن روسها از هند انجام میشده است و ایران تا قبل از نفت ارزش استعماری و اقتصادی خاصی برای طرفین نداشته است! حتی تسلطشان بر مصر به خاطر اهمیت کانال سوئز در مسیر آبی انگلیس به هند بوده است.
هند برای انگلیس یعنی همه چیز. اما در این میان خاورمیانه در کانون توجهات قرار میگیرد. امپراطوری عثمانی رو به زوال بوده و در همان دوران جنگ فرانسه و انگلیس برای تکه پاره کردن این امپراطوری توافقاتی انجام میدهند. مثلا اینکه لبنان و سوریه به فرانسه برسد و عراق تحت قیمومیت انگلیس باشد. در این میان پسران حاکم مکه (خاندانهاشمی)مورد توجه انگلیس قرار میگیرند. اول سعی میکنند حسین حاکم مکه را به عنوان خلیفه مناطق عرب زبان معرفی کنند. آنها میخواستند با توجه ویژه به حاکم مکه از نارضایتی مسلمانان هند جلوگیری کنند. آنقدر شناخت انگلیسیها از جهان اسلام اشتباه بوده که فکر میکردند با بها دادن به حاکم مکه و پسرهایش، دل مسلمانان هند را به دست میآورند! اما بعد متوجه میشوند مفهوم خلیفه با مفهوم پاپ کاتولیکها متفاوت است و اعلام خلافت حسین یعنی دادن اختیارات ماورای تصور به او. پس نقشه را عوض میکنند.
بهخصوص که روشنفکران سوریه اعلام کردند پشیزی ارزش برای حسین حاکم مکه قائل نیستند. حسین همان مکه میماند و پسرهایش یکی پادشاه عراق میشود و دومی را به اردنهاشمی میبرند. داستان پسرهای حاکم مکه و ستوان لارنس انگلیسی را در فیلم لارنس عربستان حتما دیدهاید. در این وسط ماجرای فلسطین هم کار را پیچیدهتر کرد. در هیات حاکمه انگلیس گروهی مسیحی تبشیری وجود داشتند که معتقد بودند تنها با بازگشت یهودیان به سرزمین اجدادیشان امکان ظهور دوباره مسیح وجود دارد !پس به طرفداری از ایدههای هرتزل و صهیونیسم جهانی پرداختند. در حالیکه ارتش انگلیس مخالف این جریان بود و نمیخواست به طرفداری از یهودیان به مخالفت با مسلمانان برخیزند. در نهایت برای این که بین یهودیان فلسطین و مسلمانان عراق و عربستان فاصله بیندازند کشور اردن را اختراع میکنند و پسر دیگر حسین را حاکم موقت آنجا اعلام میکنند. در این میان مقدمات کوچ یهودیان از اروپا به فلسطین را مهیا میکنند و جالب اینکه
یهودیان انگلیس با اکراه به این خواسته تن دادند و نمیخواستند دل از انگلیس بکنند و به خاورمیانه بروند!
اما برای اینکه بفهمید سیر تاریخ تا چقدر به حماقت آدمها و سیاستمداران بستگی دارد خدمتتان عرض کنیم که قبل از شروع جنگ جهانی اول در عثمانی نیمه جان گروهی افسر جوان کودتا میکنند و امور را در دست میگیرند. آنها برای آنکه لاشه در حال تجزیه امپراطوری خودرا زنده نگه دارند دنبال متحد میگردند. ابتدا به انگلیس رو میکنند اما سفیر انگلیس در استانبول هیچ احاطهای بر وقایع سیاسی ترکیه نداشته و همه گزارشاتش حاوی اطلاعات غلط هستند در نتیجه دولت انگلیس علائم آشتی جویانه حاکمان جدید را نمیبیند و به آنها پشت میکند. عثمانی که همیشه از خطر روسیه در شرق خود میترسیده بلافاصله با آلمان متحد میشود.
در همان ماه آغاز جنگ یک ناوچه آلمانی با گریز از دست ناوهای جنگی انگلیسی وارد بسفر میشود. با پیشنهاد آلمان و موافقت عثمانی تنگه داردانل رو به کشتیهای تجاری روسیه بسته میشود و تلاش انگلیس و متحدانش برای شکستن مقاومت ترکها به فاجعه گالیپولی ختم میشود. در طرح انگلیس، بعد از تجزیه عثمانی، استانبول به روسیه میرسید و ازمیر هم به یونانیان هبه میشد. مسدود شدن راه تنفس تجاری روسیه با بسته شدن داردانل و قطع مراوداتش با اروپا شرایط سختی را بر این کشور حاکم میکند و در نهایت گرسنگی و بیکاری، مقدمات انقلاب روسیه را ایجاد میکند! در واقع اثر پروانهای حماقت سفیر انگلیس در استانبول به شکل پروانهای باعث انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۷ میشود. اتفاقی که بر سرنوشت کل جهان تاثیر میگذارد.
بعد از شکست عثمانی، ترکیه در معرض تاخت و تاز قرار میگیرد. و خب آتاتورک اینجا ظاهر میشود و با ایجاد سد دفاعی خود در آنکارا به جنگ با متحدین انگلیس از غرب و دفع تهدید روسیه در شرق میپردازد. آتاتورک از قهرمانهای نبرد خونبار گالیپولی بود و به تدریج در نقش زاپاتای ترکیه ظاهر شد. در نهایت نیروهای آتاتورک، در یک جنگ بزرگ و تاثیرگذار ارتش یونان را که با چراغ سبز انگلیس وبه طمع سلطه کامل بر ازمیر وارد خاک ترکیه شده و میخواستند متصرفات خودرا تا سر حدامکان افزایش دهند در غرب آنکارا ملاقات میکنند و شکست سنگینی را بر یونانیان وارد میکنند و آنهارا تا دریای مدیترانه عقب میزنند و در نهایت به دریا میریزند و به این ترتیب آتاتورک سنگ بنای ترکیه جدید را پی میریزد.
به این ترتیب بعد از جنگ جهانی اول جغرافیای جدید سیاسی در دنیا حاکم شده بود. امپراطوری اتریش - مجارستان در هم شکسته شد. مارکسیستها در روسیه به قدرت رسیدند،امپراطوری عثمانی به چند تکه تبدیل شد،شاهد تولد ترکیه بودیم. آتاتورک و رضاخان همزمان در ایران و ترکیه به قدرت رسیدند،کشور اردن اختراع شد و سوریه و لبنان و عراق از حکومتهای تحت حمایت انگلیس و فرانسه برخوردار شدند و داستان فلسطین هم همان دوران کلید خورد. شاید اگر سفیر انگلیس در استانبول میتوانست شرایط افسران جوان عثمانی را درک کند و پیام آنهارا به دولت خود منتقل کند روند اتفاقات جهان شکل دیگری به خود میگرفت…



