روزنامه هفت صبح، وحید سعیدی/ مرجان فاطمی | با توجه به شناختی که از جواد رضویان داریم، فکر میکردیم اولین فیلم سینماییاش یک کمدی از جنس آثار قبلیاش باشد اما «زهرمار»، یک فیلم اجتماعی است که دغدغهها و مشکلات مردم را فریاد میزند. فیلم به عنوان تجربه اول جواد رضویان، اثر استانداردی است و حتما مخاطبانش را سرگرم میکند اما در عین حال با ابهامات و نقدهای زیادی روبهروست. در این گفتوگو راجع به همین موارد با جواد رضویان گپ زدهایم.
***خیلی از بازیگران کمدی، از اینکه جدی گرفته نمیشوند و مردم گمان میکنند دغدغههای مهمی ندارند، ناراحتند و ترجیح میدهند حتما چند کار جدی هم بازی کنند تا نشان دهند ابعاد شخصیتی دیگری هم دارند. به نظر میرسد شما هم در فیلم «زهرمار» به همین سمت میل داشتید. یعنی از آنجایی که هیچ وقت پیش نیامده در نقشهای جدیتر بازی کنید، سعی کردید در «زهرمار»، یک جورهایی دغدغههای اجتماعی خودتان را به نمایش بگذارید.
من فرمایش شما را قبول دارم. اگر خودم در این فیلم بازی میکردم شاید میتوانستم بگویم چنین هدفی داشتم اما واقعا اینطور نیست که چون خودم نتوانستم نقشهای جدی بازی کنم، فیلمی بسازم که همه در آن جدی بازی کنند.
***اما به هرحال قصد داشتید فیلمی تقریبا جدیتر نسبت به دیگر آثار کارنامهتان بسازید.
این فیلمنامه زمانی به دست من رسید که قرار بود مسعود اطیابی آن را کارگردانی کند و من هم بازیگرش باشم. بعدها که ما رفته بودیم روی یک فیلمنامه دیگر کار میکردیم، دوستی که رابط ما شده بود به من گفت جواد چنین فیلمنامهای هم هست. گفتم بله میدانم چون قرار بود خودم در این فیلم بازی کنم. پیشنهاد داد اگر دوست داری بیا همین را بساز. گفتم چرا که نه! چون به دلیلی آن فیلمنامهای که داشتیم رویش کار میکردیم به جایی نرسید و خلاصه تصمیم به ساخت این فیلم گرفتیم.
***«زهرمار» به طور کلی روی فیلمنامه پیش رفت یا تغییراتی روی آن ایجاد کردید.
یک جاهایی مجبور به تغییر شدیم چون در غیر این صورت، حتما به ممیزی برمیخوردیم و شاید حتی مُهر غیرقابل ساخت روی کار میخورد.
***چون قرار بود شخصیت اصلی، به جای مداح، روحانی باشد؟
بله.
****یک جورهایی شبیه مارمولک میشد؟
ببینید هرچه میشد دیگر چنین ساختاری نداشت.
***حتما سیر داستان تغییر میکرد.
بله. مجبور شدیم به واسطه اینکه مُهر غیرقابل ساخت نخورد، تغییرات اساسی زیادی به وجود بیاوریم.
***آن روحانی هم در فیلمنامه قرار بود نماینده شورای شهر باشد یا بعدها این را هم اضافه کردید؟
نه اصلا داستان چیز دیگری بود.
***اینکه دو نفر در یک مسیر، مدتی را کنار هم سپری کنند و کمکم روی هم اثر بگذارند و نهایتا هرکدام به نحوی متحول شوند، الگویی است که بارها و بارها در فیلمها و سریالهای مختلف ایرانی و خارجی دیدهایم. فکر نمیکردید استفاده از این الگو یک مقدار قدیمی شده؟
درباره فیلمنامه، من نباید پاسخگو باشم خود آقای عباسی باید اینجا باشد و جواب دهد.
***ما داریم درباره فیلم جواد رضویان حرف میزنیم.
به نظرم هرکاری بکنیم نهایتا چنین اتفاقی خواهد افتاد. دو نفر آدمی که باهم ۱۸۰ درجه اختلاف نظر دارند اگر کنار هم قرار بگیرند، بعد از گذشت ۱۲-۱۰ ساعت، طبیعیست به کلمات مشترک، دایره واژگان مشترک، شرایط مشترک، افعال مشترک و … میرسند.
***بله اما این اشتراکات و تحولات، نمیتواند خیلی زیاد باشد.
به نظر من در جامعه امروز این اتفاق میافتد. خیلیها گفتند جاهایی از فیلمت سیاهنمایی است. خیلیها گفتند آن کلیپ اصلا با فضای فیلم همخوانی ندارد و به زور آن را وسط داستان جا کردی و … ولی واقعا جاهایی که اجازه فیلمبرداری نداشتم را مخفیانه رفتیم فیلمبرداری کردیم و در کلیپ گذاشتیم. آنها در دل فیلمنامهمان بوده. قرار بوده برویم در دار ودسته مواد فروشهای میدان شوش فیلمبرداری کنیم اما مگر میشد آنجا فیلم گرفت! اگر دقت کنید سعی کردیم چهره کسی مشخص نباشد و فقط فضای آنجا دربیاید.
***فیلم از یک جایی به بعد زبان روان اولیه را از دست میدهد. داستان جای خودش را به یک سری شعار گلدرشت میدهد و مدام با دیالوگهای مختلف، تکرار میشود که مسئولان و ردهبالاهای کشور، تصوری از وضعیت معیشتی مردم ندارند و چیزی از فقر نمیفهمند.
همهاش هم این نیست که همه حرفها حرف من باشد. من دوست دارم الان تهیه کننده و نویسنده اثر هم اینجا باشند و پاسخ بدهند. بههرحال این سوال شما را بیشتر نویسنده باید جواب دهد. من نمیخواهم از پاسخ دادن به این سوال فرار کنم. قطعا فیلم را دوست داشتهام که ساختهام و اگر دوست نداشتم باید کنار میکشیدم اما باید ببینیم برای گفتن چنین حرفهایی چقدر دستمان باز است؟ یا اصلا چقدر دست جواد رضویان برای گفتن این حرفها باز است؟ چطور اجازه میدهند جواد رضویان این حرفها را بزند؟ مشکل من این بود که هم از طرف جامعه و هم از طرف دوستانی که قرار بود مجوز ساخت این فیلم را بدهند من را برای گفتن این حرفها قبول نداشتند. میگفتند جواد رضویان تو همیشه کمدی کار کردی الان هم بروکمدی بساز. درد؟ به تو چه؟ مشکل مردم به تو چه! تو رسالتت چیز دیگری است. وظیفهات این است که فقط بخندانی. اینها به تو ربطی ندارد. ولی من دارم با این مردم زندگی میکنم. اگر میگویید یک جاهایی هم شعاری شده، به نظرم اشکالی ندارد. یک جاهایی شعار بد نیست. ما خیلی سال است که داریم شعار میدهیم. نمیدانم چقدر نتیجه مثبت گرفتیم و چقدر نتیجه شعارهایمان منفی بوده.
*** توضیح***
متن کامل این مصاحبه از همکاری رضویان با مهران مدیری و رضا عطاران در «پاورچین» و «سیب خنده» گرفته تا فیلمهایی که بازی کرده، سریالهایی که برای تلویزیون ساخته و… را در نسخه پی دی اف صفحه ۱۲ و ۱۳ روزنامه به تاریخ ۹۸/۰۴/۱۹ بخوانید.



