روزنامه هفت صبح، کمال بردبار| به شکل غیرمنصفانهای فیلم شبی که ماه کامل شد مورد هجوم قرار گرفته است. نقد اشتباه و وارونه مسعود فراستی در برنامه هفت در مورد این فیلم با سوت و هلهله دوستان جوان آتشین مزاج عدالتخواه روبهرو شده است. سیر رو به صعود تماشاگران این فیلم انگار دوستان را به تکاپو انداخته است. نمیدانم پشت قضیه چیست؟ پشت ماجرا چه اتفاقی وجود دارد که یک دفعه دوستان به این فیلم اینچنین حمله میکنند. کیفیت سینمایی این فیلم مشخص نیست؟ با هر متر و معیاری نمیتوانید ارزشهای سینمایی این فیلم را کتمان کنید. مگر میشود؟ مسعود فراستی ۷ دقیقه ضد فیلم حرف میزند و فیلم را ضد ملی و ضد انسانی میخواند و حتی یک دلیل برای نقطه نظر خود مطرح نمیکند. خود فراستی این ۷ دقیقه را نگاه کند و به عنوان آسیب شناسی نگاه سینماییاش تحلیل کند. او ادعا میکند که فیلم چهره مثبتی از ریگی (هردو برادر ) ترسیم میکند! فراستی فیلم را کجا دیده است؟در کدام سالن؟موقع دیدن فیلم با چه کسی در حال گپ زدن بوده است؟ آیا حتی یک نفر از تماشاگران عادی بوده که سالن سینما را بدون حس نفرت از این برادران تروریست ترک کند؟ آیا ندیده که پیرنگ دختر بیپناه گیر افتاده در قلعه شیطان چگونه تماشاگران را میخکوب خود میکند؟آیا سکوت سالن سینما را حس نکرده است؟ آیا یک نفر بوده که حس کند فیلم در طرفداری برادران ریگی بوده؟
اگر شما به میزانسن معتقدید و از فقدان آن در این فیلم مثال میآورید (کدام مثال؟ یک سری حرکت دست در مورد حرکات افقی و عمودی دوربین در فیلم !) خب این میزانسن (یا به قول عجیب شما فقدان میزانسن )برای تاثیر برتماشاگر و القای مفهوم و احساس بوده است. میزانسن که کاردستی نیست. وقتی تاثیر فیلم اینگونه است که تماشاگر را با داستان عجیب و ترسناک فیلم همراه میکند پس کارگردان موفق بوده است. وقتی تماشاگر با تمام وجود نگران فائزه است، با او همراه میشود و از برادران تروریست متنفر میشود، پس فیلمساز موفق بوده است. وقتی تماشاگر خشونت و دهشت این گروه تروریستی افراطی را در قالب یک تم ملودرامیک کهن، احساس میکند، نمیتوانید فیلم را ناموفق بدانید. فراستی مطمئنا منتقد تاثیرگذاری است. مطمئنا در بسیاری مواقع نقطهنظرهای مهمی در حیطه نقد فیلم داشته است. اما در شبی که ماه کامل شد به شکل آشکاری راه را اشتباه رفته است. آنقدر اشتباه که برای انتقاد از فیلم در حد بولتن نویسان کلاسیک فضای فرهنگی کشور ظاهر میشود و از همان ابتدا با کلماتی مثل ضد انسانی و ضد ملی فیلم خوب نرگس آبیار را مورد نوازش قرار میدهد و در ادامه هیچ دلیل موجهی ارائه نمیدهد.
فراستی هرگز چنین افولی را تجربه نکرده بود و خب شاید انفعال شگفت انگیز طوسی و فهیم که در مقابل ادبیات خاص فراستی شگفتزده شده بودند چنین ضیافت سطح پایینی از نقد فیلم در ایران را پدید آورده بود. میتوان فیلم را نواخت و ازآن انتقاد کرد اما اینگونه کلی، بیدلیل با کلمات بیجهت مهاجم، مشکلی را از هیچکس حل نمیکند. فراستی هنوز هم میتواند منتقد ممتازی باشد. گهگدار اینگونه بوده است اما راهش وسواس او نسبت به خودش است. اعتماد به نفس بلاهای عجیبی سر آدم در میآورد. ببینید با حمید فرخنژاد چه کرده است؟



