هفت صبح|  فروردین ۱۴۰۵ با تمام بیم‌ها و امیدهایش از راه رسیده است. آتش‌بسی که این روزها شهر را کمی آرام کرده، انگار به پشت درِ مدارس غیرانتفاعی نرسیده است. در حالی که دانش‌آموزان تهرانی بیشتر سال تحصیلی ۱۴۰۴ را در خانه‌ها، پناهگاه‌ها یا پشت تبلت‌هایشان سپری کردند، حالا با شروع سال جدید و بازگشایی موقت، والدین با یک واقعیت تلخ‌تر از جنگ روبه‌رو شده‌اند: تسویه‌حسابِ شهریه‌هایی که انگار برای حضور در کره ماه تنظیم شده است! ماجرا ساده و در عین حال دردناک است؛ مدارس غیرانتفاعی برای خدماتی که هرگز ارائه نداده‌اند، چک‌های میلیونی طلب می‌کنند. از ناهار گرمی که خورده نشده تا سرویسی که هرگز جلوی درِ خانه نیامده و استخری که آبش در زمستانِ سختِ درگیری، یخ زده بود.

 

‌روایتِ مادرانی که «پولِ هوا» می‌دهند


خانم محسنی، مادر دو دانش‌آموز در منطقه‌ ۵ تهران است. او را در مقابل ساختمان آموزش و پرورش منطقه می‌بینیم، در حالی که پوشه‌ای پر از فیش‌های واریزی در دست دارد. او با صدایی لرزان می‌گوید: «آقا بنویسید این انصاف نیست. تمام سال گذشته بچه‌های من کلا سه هفته مدرسه رفتند. بقیه وقت‌ها یا اینترنت قطع بود یا وضعیت قرمز بود و مدرسه تعطیل. حالا مدیر مدرسه زنگ زده و می‌گوید باید ۱۵ میلیون تومان هزینه ناهار و ۱۰ میلیون تومان هزینه فوق‌برنامه را تسویه کنید. کدام ناهار؟

 

بچه‌ من تمام سال عدس‌پلوهای خودم را خورده! وقتی اعتراض می‌کنم، می‌گویند قرارداد بسته بودید و ما آشپز و مواد اولیه رزرو کرده بودیم. مگر می‌شود برای غذایی که طبخ نشده، پول گرفت؟»این فقط داستان خانم محسنی نیست. در محله‌های شمال شهر، ارقام از این هم عجیب‌تر است. آقای راد که فرزندش در یکی از مدارس به‌اصطلاح «برند» منطقه ۱ درس می‌خواند، می‌گوید: «شهریه ثابت به کنار، از من مبلغ ۳۰ میلیون تومان برای اردوهای تفریحی و علمی گرفته‌اند که هیچ‌کدام برگزار نشد. وقتی می‌پرسم پول کجاست؟ می‌گویند صرف زیرساخت‌های آموزش آنلاین شده است. کدام زیرساخت؟ تمام سال بچه‌ام با یک گوشیِ داغ‌کرده در برنامه‌ شاد و واتساپ بود که آن هم مدام قطع و وصل می‌شد.»

 

دفاعِ مدیران؛ ما هم قربانی هستیم!


برای اینکه یک‌طرفه به قاضی نرفته باشیم، سراغ مدیر یکی از مدارس غیرانتفاعی معروف در خیابان پاسداران رفتیم. آقای «م.ک» که نمی‌خواهد نامش در گزارش بیاید، با چهره‌ای برافروخته پشت میزش نشسته است. او می‌گوید: «مردم فکر می‌کنند ما روی گنج نشسته‌ایم. من باید حقوق ۳۰ معلم و ۱۰ نیروی خدماتی را بدهم. اجاره ساختمان این مدرسه در پاسداران ماهیانه نیم میلیارد تومان است. صاحب‌ملک از من نمی‌پرسد جنگ است یا آتش‌بس، او اجاره‌اش را می‌خواهد.

 

معلمان ما در سخت‌ترین شرایط، زیر صدای ضدهوایی برای بچه‌ها محتوای آموزشی تولید کردند. هزینه اینترنت و نگهداری سرورهای مدرسه نسبت به سال قبل ۵ برابر شده است. اگر این شهریه‌ها را نگیریم، همین امروز باید درِ مدرسه را تخته کنیم و ۴۰۰ دانش‌آموز آواره می‌شوند.» او در پاسخ به سوال ما درباره هزینه ناهار و سرویس هم می‌گوید: «ما با پیمانکار ناهار و شرکت سرویس قرارداد یک‌ساله داریم. آن‌ها هم چک‌های ما را به اجرا گذاشته‌اند. این یک زنجیره است؛ اگر دولت به ما یارانه ندهد، ما مجبوریم این فشار را به خانواده‌ها منتقل کنیم.»

 

  توپ در زمینِ قراردادها


برای پیگیری ماجرا سراغ سازمان مدارس غیردولتی رفتیم. یکی از کارشناسان این سازمان که ترجیح می‌دهد نامش فاش نشود، می‌گوید: «قانون شفاف است؛ مدارس فقط مجاز به دریافت هزینه خدماتی هستند که ارائه داده‌اند. اما مشکلی وجود دارد و آن هم «قراردادهای داخلی» است. بسیاری از والدین هنگام ثبت‌نام، فرم‌هایی را امضا کرده‌اند که در آن قید شده در صورت بروز حوادث غیرمترقبه و تعطیلی مدرسه، هزینه‌ها مسترد نمی‌شود. همین بند قانونی، دست مدیران را برای گرفتن کل شهریه باز گذاشته است.»


او می‌افزاید: «ما امسال با حجم انبوهی از شکایات روبه‌رو هستیم. بیش از ۷هزار شکایت فقط در شهر تهران ثبت شده که ۹۰درصد آن‌ها مربوط به هزینه‌های جانبی مثل ناهار، سرویس و کلاس‌های تابستانی است. ستاد بحران آموزش و پرورش در حال تدوین شیوه‌نامه‌ای است که مدارس را ملزم کند حداقل ۵۰ درصد از هزینه‌های ارائه نشده را به خانواده‌ها برگردانند یا به عنوان علی‌الحسابِ سال بعد محاسبه کنند، اما مقاومت صنف مدارس غیرانتفاعی بسیار زیاد است.»

 

  فرسودگی از دو طرف


دکتر ناصر قاسم‌زاده، روان‌شناسی که پیش‌تر هم درباره تروماهای جنگ صحبت کرده بود، معتقد است این چالش مالی، آسیب‌های تربیتی جدی به دنبال دارد. او می‌گوید: «وقتی دانش‌آموز می‌بیند که پدر و مادرش هر روز با اولیای مدرسه بر سر پول درگیری دارند، نگاهش به «معلم» و «آموزش» تغییر می‌کند. مدرسه برای او از یک نهاد مقدس، به یک بنگاه باج‌گیری تبدیل می‌شود. از طرف دیگر، معلمان هم به خاطر عدم دریافت حقوق کامل یا فشار مدیریت، دچار بی‌انگیزگی شده‌اند. نتیجه این وضعیت، یک سال تحصیلی است که در آن نه علم منتقل شده و نه اخلاق، اما پولش تمام و کمال از جیب خانواده‌ها رفته است.»


دکتر قاسم‌زاده به نکته ظریف دیگری هم اشاره می‌کند: «بسیاری از این کودکان در طول سال گذشته دچار افت تحصیلی شدید شده‌اند چون آموزش مجازی در شرایط جنگی عملاً کارایی ندارد. حالا پدر و مادر باید علاوه بر شهریه مدرسه، پول معلم خصوصی هم بدهند تا عقب‌ماندگی بچه‌ها جبران شود. این یعنی فشار مضاعف که می‌تواند منجر به طلاق‌های عاطفی در خانواده یا تنش‌های عصبی شدید میان والدین و فرزندان شود.»

 

بن‌بستِ ساختاری


یک کارشناس ارشد اقتصاد آموزش در گفت‌وگو با ما می‌گوید: «مدل اقتصادی مدارس غیرانتفاعی در ایران شکست خورده است. این مدارس صددرصد وابسته به شهریه هستند. در تمام دنیا، دولت‌ها در زمان بحران، بسته‌های حمایتی به مدارس خصوصی می‌دهند تا فشار روی والدین کم شود. اما در ایران، دولت خودش درگیر بودجه جنگ است و مدارس غیرانتفاعی را به حال خود رها کرده است. مدیر مدرسه برای بقا، تبدیل به یک تحصیل‌دارِ سخت‌گیر می‌شود و والدین هم که خودشان آسیب‌دیده اقتصادی هستند، در مقابل پرداخت پول مقاومت می‌کنند. این بن‌بست فقط با دخالت مستقیم حاکمیتی و تزریق نقدینگی به این بخش حل می‌شود، وگرنه سال ۱۴۰۵ شاهد موج گسترده‌ای از انحلال مدارس غیرانتفاعی خواهیم بود.»

 

صلح در مدرسه


در انتهای گزارش، به نظر می‌رسد راه حل میانه، تنها راه خروج از این وضعیت باشد. برخی مدارس پیشرو، راهکار جالبی پیدا کرده‌اند. آن‌ها هزینه‌های ناهار و سرویس را به اعتبار سال بعد دانش‌آموز تبدیل کرده‌اند.آقای فراهانی، یکی از والدین، می‌گوید: «مدرسه پسر من اعلام کرد که پول ناهار پارسال را نمی‌گیرد، اما در عوض از ما خواست که برای نوسازی پناهگاه مدرسه کمک کنیم. این طوری هم پول ما هدر نرفت و هم مدرسه یک کار ماندگار انجام داد. ای کاش همه مدیران مثل ایشان فکر می‌کردند.» اما برای اکثر والدین، واقعیت همچنان تلخ است. آن‌ها باید چک‌هایی را پاس کنند که بابت «هیچ» صادر شده‌اند. شهریه نیمکت‌های خالی، نمادی از بی‌عدالتی در روزهای پس از درگیری است. 

 

مشقِ تلخِ عدالت


در حالی که شهر سعی می‌کند با آتش‌بس، جانی دوباره بگیرد، والدین تهرانی در راهروهای مدارس و اداره‌های آموزش و پرورش به دنبال عدالتی می‌گردند که پشت امضاهای ریزِ قراردادهای ثبت‌نام گم شده است.