کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۵۸۹۹۲
تاریخ خبر:
گاهی موفقیت یک زن را نمی‌پذیرند

مریم رحمانی از سال‌ها عکاسی در سالن‌های تاریک تئاتر می‌گوید

  مریم رحمانی از سال‌ها عکاسی در سالن‌های تاریک تئاتر می‌گوید

رحمانی می‌گوید عکاس تئاتر باید حرکات بازیگر را پیش‌بینی کند و در نور محدود، سریع‌ترین تصمیم را بگیرد

هفت صبح| برای بسیاری، هنر راهی است برای فاصله گرفتن از روزمرگی، پناهگاهی که آدم را از تکرار زندگی روزمره جدا می‌کند و به دنیایی تازه می‌برد. برای «مریم رحمانی»، این پناهگاه سالن‌های تاریک تئاتر بود؛ جایی که نور روی صحنه می‌افتد، قصه‌ها جان می‌گیرند و هر لحظه می‌تواند به تصویری ماندگار تبدیل شود. رحمانی قرار نبود از ابتدا عکاس حرفه‌ای تئاتر باشد.

 

مسیر زندگی اما او را از پشت میزهای خاکستری کارمندی به قلب سالن‌های نمایش رساند؛ مسیری که در آن، خبری از فرش قرمز نبود و پیش از دیده‌شدن و تشویق، با چالش‌ها و موانع مختلف، از جمله نگاه‌های جنسیت‌زده، روبه‌رو شد. حالا این عکاس از تجربه سال‌ها عکاسی تئاتر می‌گوید؛ از دشواری‌های شروع، موانع مسیر و دوربینی که به گفته خودش قیمتش به اندازه یک ماشین است. روایتی از زنی که هنوز معتقد است مهم‌ترین کارش، ثبت جادوی صحنه برای کسانی است که شاید فرصت دیدنش را نداشته باشند.

 

  عکاسی تئاتر عشق من بود و هست

قصه مریم از جایی شروع می‌شود که اصلا انتظارش را نداشت. نه در یک کارگاه تخصصی یا یک تصمیم برنامه‌ریزی‌شده که در یک جشن تولد دوستانه. او درباره این نقطه عطف غیرمنتظره می‌گوید: «واقعیتش من یک روز سر کار بودم که یکی از همکاران و دوستان صمیمی‌ام به من گفت: «مریم دقت کردی عکس‌هایی که تو توی تولدها و مراسم‌ها می‌گیری با عکس‌های بقیه چقدر فرق داره؟ دقت کردی چقدر قشنگ عکس می‌گیری؟ من واقعا تا آن روز به این موضوع فکر نکرده بودم.»

 

این تلنگر ساده، جرقه‌ای بود که آتشی بزرگ را روشن کرد. دوستش عکس‌ها را کنار هم گذاشت و به او نشان داد که چگونه نگاهش به جزئیات، کادربندی‌هایش و زاویه دیدش، عکس‌هایش را متمایز می‌کند. رحمانی با لبخند ادامه می‌دهد: «دوستم می‌گفت عکس‌های تو انگار امضا دارد. ما در محل کار رسمی داریم که برای متولدین هر ماه یک جشن کوچک می‌گیریم. همان دوست رفت و یک کلاس عکاسی نزدیک محل کارم پیدا کرد تا بهانه راه دور بودن را نداشته باشم. به کمک یک دوست دیگر هم دوربینی خریدم و اینطور شد که کلاس‌های مقدماتی را شروع کردم.»

 

علاقه‌ای که در ابتدا یک سرگرمی به نظر می‌رسید، به سرعت به یک اشتیاق عمیق تبدیل شد. او پس از دوره‌های مقدماتی، کلاس‌های پیشرفته و نورپردازی را نیز گذراند. اما چالش اصلی در لحظه انتخاب ژانر تخصصی فرا رسید: «همه همکلاسی‌هایم عکاسی تبلیغاتی، پرتره یا آتلیه‌ای را انتخاب کردند. وقتی نوبت به من رسید، قاطعانه گفتم: عکاسی تئاتر.»

 

این انتخاب صرفا تصمیمی حرفه‌ای نبود و گریزی از روزمرگی نیز بود. رحمانی که کارمند است، خود را در قالب یک زندگی اداری نمی‌دید: «یک روز به خودم آمدم و دیدم من آدمی نیستم که صبح بیدار شوم، لباس فرم بپوشم، بروم سر کار و خسته و کوفته با مترو برگردم. حتی وقتی می‌خواستم بعد از کار به عکاسی بروم، در جایی لباس‌هایم را عوض می‌کردم تا به آن چیزی که دوست دارم برسم. عکاسی، خصوصا عکاسی تئاتر، عشق من بود و هست.»

 

در تئاتر از تمام دنیا کنده می‌شدم

انتخاب تئاتر با اولین مانع جدی روبه‌رو شد: مخالفت استاد. رحمانی این خاطره را با جزئیات به یاد دارد: «استادم خیلی تلاش کرد من را منصرف کند. به من گفت: «تو خیلی شرایط شیطونی و توی تئاتر آسیب می‌بینی.» اما من زیر بار نرفتم. گفتم شیطون بودن ربطی به آسیب دیدن ندارد و من خوب بلدم از خودم مراقبت کنم. من تک دختر فامیل پدری‌ام هستم و کلا در محیط‌های مردانه بزرگ شده‌ام.»

 

این مقاومت، ریشه در حسی عمیق داشت که او در سالن‌های نمایش تجربه می‌کرد: «وقتی به تئاتر می‌رفتم، احساس می‌کردم در آن فضا، خود واقعی من هستم. حالم واقعا خوب بود و از تمام دنیا کنده می‌شدم. الان هم هر وقت حالم بد باشد، به یکی از تماشاخانه‌ها می‌روم، نیم ساعت در یک گوشه تاریک می‌نشینم، خلوت می‌کنم و حالم خوب می‌شود.» در نهایت، پافشاری او بر مخالفت استاد چربید و او وارد دنیایی شد که مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داد. او با بهترین اساتید عکاسی تئاتر کار کرد و قدم در راهی گذاشت که هم شیرین بود و هم پر از چالش‌های غیرمنتظره.

 

به خاطر «زن بودن» خیلی اذیت شدم!

ورود به دنیای حرفه‌ای تئاتر، روی دیگر سکه را به رحمانی نشان داد. او از سختی‌هایی می‌گوید که به خاطر زن بودنش متحمل شده است: «خیلی اذیت شدم. مجبور بودم خیلی مراقب خودم باشم. آن زمان که هنوز عضو انجمن نبودم و به صورت آزاد کار می‌کردم، برای هماهنگی به مدیران تماشاخانه‌ها یا کارگردان‌ها پیام می‌دادم. گاهی با برخوردهایی مواجه می‌شدم که اصلا برایم خوشایند نبود.

 

این رفتارها من را عقب می‌زد و ناامید می‌کرد.» این سرخوردگی‌ها تا جایی پیش می‌رفت که او را به مرز انصراف می‌کشاند: «عزت نفس برای من خیلی مهم است. وقتی با این فضا روبه‌رو می‌شدم، منصرف می‌شدم، گریه می‌کردم و همه چیز را کنار می‌گذاشتم. البته خدا را شکر دوستان و اساتید خوبی داشتم که کمکم می‌کردند، اما زن بودن کار را سخت می‌کرد.»

 

یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های او، شنیدن شایعاتی بود که توانایی‌اش را زیر سوال می‌برد: «من با یکی از اساتیدم کار می‌کردم. گاهی می‌شنیدم که می‌گفتند: فلانی برایش عکس می‌گیرد و این فقط لوگوی خودش را روی عکس‌ها می‌زند. این حرف‌ها خیلی آزاردهنده بود. طبیعی است وقتی شما مدتی با یک نفر کار می‌کنید، نگاهتان شبیه هم می‌شود، اما این تهمت‌ها ناشی از یک نگاه جنسیتی بود که نمی‌توانست موفقیت یک زن را به تنهایی بپذیرد.»

 

عکاس تئاتر باید پلی بین صحنه و مخاطب باشد

با وجود تمام این سختی‌ها، آنچه رحمانی را در این مسیر نگه داشته، خود هنر عکاسی تئاتر است. او معتقد است این شاخه از عکاسی، یک رسالت ویژه دارد. «رسالت عکاس تئاتر این است که یک پیام‌رسان باشد. پلی بین گروهی که برای یک نمایش زحمت کشیده‌اند و مخاطبی که هنوز آن را ندیده. شما باید با یک لانگ‌شات به مخاطب بگویید آنجا چه خبر است. باید او را ترغیب کنید که بیاید و این اتفاق را از نزدیک ببیند.» او از رواج عکاسی صرفا پرتره در تئاتر گلایه‌مند است و معتقد است این شیوه، رسالت اصلی عکاسی تئاتر را به حاشیه می‌برد و اگرچه گاهی ثبت یک حرکت در نمای بسته لازم است، اما اصل، روایت کل صحنه است.

 

یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها در این حرفه، توانایی پیش‌بینی است: «من خودم برای خودم یک پا کارگردانم. باید بنشینم، با بازیگر ارتباط حسی برقرار کنم، حرکاتش را پیش‌بینی کنم و حدس بزنم که الان می‌خواهد چه کاری انجام دهد تا بتوانم آن «آنِ» لحظه را ثبت کنم.»

 

او خاطره‌ای درخشان از همین قدرت پیش‌بینی دارد که برایش یک جایزه مهم به ارمغان آورد: «سر نمایش «دیو و دلبر» در تالار وحدت بودم. در جایگاه VIP  نشسته بودم که حس کردم پرده پشت صحنه تکان می‌خورد. دست بازیگر را خواندم و فهمیدم می‌خواهد یک حرکت ناگهانی انجام دهد. او از دور دوید و از روی جمعیتی که روی صحنه بود، یک پرش یکی دو متری انجام داد. من و دوستم کنار هم بودیم، اما من چون منتظر آن لحظه بودم، توانستم شات را بزنم و هیچکس دیگری آن عکس را نداشت.

 

همان عکس در جشنواره شب تئاتر برگزیده شد.» این هنر، با محدودیت‌های فنی بسیاری نیز همراه است. «شما نمی‌توانید از فلش استفاده کنید. نور و حرکت دست شما نیست و دست کارگردان است و باید خودتان را با آن تطبیق دهید. باید با ایزو، شاتر و دیافراگم آنقدر آشنا باشید که سرعت عمل بالایی داشته باشید تا در نور کم و متغیر صحنه، بهترین تصویر را ثبت کنید.»

 

 

کدخبر: ۶۰۱۵۸۹۹۲
تاریخ خبر:
ارسال نظر