سهم پسر دلفینی از میدان بازی بزرگان!

محمد خیراندیش کارگردان «پسر دلفینی2» که میدان اقتصاد جهانی را میدان بازی بزرگان توصیف میکند، همزمان با اکران نوروزی این انیمیشن، از ملاحظات و چالشهای نگاه صنعتی به انیمیشنسازی میگوید
هفت صبح| ظاهر ماجرا تلاش برای سرگرم کردن مخاطب و قصهگویی با رنگولعابی از جنس فانتزی و خیال است، اما وقتی صحبت از «صنعت انیمیشنسازی» میکنیم، این ماجرا سویههای متنوع و بعضا ناپیدای دیگری هم پیدا میکند. این همان میدانی است که طی یک دهه گذشته شاهد قدرتنمایی استعدادهای نوظهور ایرانی در آن بودهایم. محمد خیراندیش و محمدامین همدانی از چهرههای موفق در این میدان محسوب میشوند که دو سال بعد از رونمایی از «پسر دلفینی» در همین جشنواره فجر امسال، نسخه دوم این پروژه را رونمایی کردند.
«پسر دلفینی2» حالا در ترکیب فیلمهای اکران نوروزی قرار گرفته و از همین امروز، روانه پرده سینماها میشود تا در یک رقابت سخت، بخت خود برای جذب مخاطبان کودک و نوجوان به سالنهای سینما را بیازماید. به همین بهانه گفتوگویی با محمد خیراندیش داشتیم و تلاش کردیم فراتر از جذابیتهای ظاهری انیمیشنسازی، به هزارتوی پیچیده مرتبط با ابعاد صنعتی این تجربه هم سرک بکشیم.
قسمت اول «پسر دلفینی» قبل از اکران در ایران، یک حضور موفق بینالمللی داشت و بهطور خاص در کشور روسیه رکورد ویژهای را در زمینه فروش ثبت کرد. به پشتوانه انتشار همین موفقیت بینالمللی هم فیلم با کنجکاوی بسیاری برای مخاطب ایرانی به اکران داخلی رسید و گیشه موفقی هم داشت. «پسردلفینی2» اما با طراحی متفاوتی برای اکران عرضه شده و اینبار اولویت را به اکران داخلی دادهاید. این تغییر طراحی براساس چه منطقی بوده است؟
برندها یک مرحله اولیه برای برندینگ دارند تا نامشان بهخوبی شنیده شود. اتفاقی که در روسیه برای «پسر دلفینی» افتاد، بسیار به این مرحله کمک کرد، هرچند تصمیم به اکران خارجی آن، تقریبا از سر ناچاری بود، چرا که سینماهای داخل کشور هنوز درگیر شرایط کرونا و محدودیتهای آن بودند و سینماهای روسیه، زودتر فعالیت خود را آغاز کردند. این اتفاق اما بهسود فیلم تمام شد و برای اکران داخلی هم از پشتوانه آن استفاده کردیم. در «پسر دلفینی2» اما ما از مرحله برندینگ اولیه عبور کردهایم.
نسخه اول فیلم به خوبی دیده شد و بعدتر در بستر اکران آنلاین قانونی و حتی توزیع نسخه غیرقانونی، این انیمیشن مخاطبان گستردهای پیدا کرد و تقریبا کسی نبود که با او درباره پروژه صحبت کنیم و نام «پسر دلفینی» را نشنیده باشد. حالا ما به مرحلهای رسیدهایم که باید با محصول خارجی مقایسه شویم، کمااینکه تا همین امروز در برخی از نقدها این انیمیشن با محصولات دیزنی مقایسه شده است. البته در همان مقطع اکران قسمت اول هم برخی «پسر دلفینی» را با انیمیشن «لوکا» که همزمان پخش شده بود، مقایسه میکردند.
امروز اما برخی صحبت از برند ایرانی میکنند و اینگونه مطرح میکنند که آیا ما باید همان مدل دیزنی، انیمیشنسازی کنیم یا نه؟ من از این مباحث و حتی نقدهایی که میگویند چرا مانند «قصههای مجید» کار نمیسازید، خوشحال میشوم، اما به نظرم دوستانی که این مباحث را مطرح میکنند، شناخت دقیقی از بازارهای جهانی ندارند. بله ما باید محصول ایرانی بسازیم اما برنامهریزی برای پخش جهانی، نیازمند رعایت برخی ریزهکاریها حتی در همان مرحله تولید و طراحی است. بهخصوص که به معنای واقعی با دستوپای بسته مشغول فعالیت در این عرصه هستیم. بهخصوص که ملاحظات بینالمللی در حوزه اقتصاد، به مراتب سختتر از حوزههایی مانند سیاست است.
طبیعتا اینجا سود و زیان حرف اصلی را میزد و عدد و رقم حاکم است!
هیچکس در این زمینه در دنیا شوخی ندارد. اساسا هم میدان اقتصاد جهانی، میدان بازی بزرگان است. تلاش خود ما این بود که «پسردلفینی2» را صرفا با تکیه بر موفقیت قسمت اول، تولید نکنیم. نمیخواستیم زیر سایه آن موفقیت لم بدهیم و کار را برای خودمان ساده بگیریم. هم در روایت و هم در فرآیند پیشتولید، تلاش بر افزایش کیفیت داشتیم و چیزی در حدود 38 درصد از «پسر دلفینی2» را باید تولید نو و اورجینال بدانیم که هیچ بهرهای از پیشتولید قسمت اول نبرده است. حتی متریال تولیدی که از قسمت اول در اختیار داشتیم را از نظر کیفی ارتقا دادیم.
اشارهای به مقایسه «پسردلفینی2» با تجربههایی مانند «قصههای مجید» از سوی برخی منتقدان داشتید؛ از نگاه خودتان کمی بیشتر درباره تفاوت ماهوی این دو برند ایرانی حوزه کودک و نوجوان، توضیح میدهید؟
ما باید نگاه جهانی داشته باشیم. من علاوهبر«قصههای مجید» میتوانم نمونههای دیگری مانند «سازدهنی» و یا «دونده» از امیر نادری اشاره کنم که برای خودم آثاری نوستالژیک و تماشایی است. اساسا هم همیشه قصههای خلوت را بیشتر میپسندم و علاقهمند لحظات گاهی طولانیتر و تا حدودی شرقیتر در فیلمها هستم. ولی مخاطب امروز دنیا و بازار جهانی، متأثر از سرعت اینترنت و دسترسی سهل به فضای مجازی، تغییراتی داشته که باید حواسمان به آن هم باشد.
البته ما هویت ایرانی برند «پسر دلفینی» را همچنان حفظ کردهایم و حتی یکی از شروطمان برای مشارکت با سرمایهگذار خارجی همین نکته بود که این برند کاملا باید ایرانی بماند. از نظر محتوایی هم ارزشهای نهفته در لایههای دوم و سوم کار، همچنان همان ارزشهای نسخه اول است و همزمان تلاش کردیم که پرداخت عمیقتری به شخصیتها داشته باشیم. از طرف دیگر باید تأکید کنم که من بهدنبال گرفتن جوایز جهانی نیستم و نمیخواهم روایتگر بدبختیها برای خوشآمد دیگران باشم، اتفاقا میخواهم مخاطبانم وقتی فیلم را میبینند، چشمشان از تماشای آن برق بزند، در عین اینکه با یک محصول ایرانی مواجه میشوند.
با توجه به تجربه موفق اکران «پسر دلفینی» در کشورهای منطقه، در حال حاضر پیگیری و انتظاری برای اکران «پسر دلفینی2» در خارج از کشور از سوی پخشکنندهها وجود دارد؟
صف بستهاند! در زمان پخش نسخه اول هم شروع اکرانهای ما از روسیه بود که خبرهای زیادی هم درباره آن منتشر شد اما اکرانهای بسیار خوبی در عربستان، ترکیه و دیگر کشورهای منظقه هم داشتیم که موفقیت همان اکران پشتوانه تولید نسخه دوم شد. ما در ابتدا قصدی برای ساخت «پسر دلفینی2» نداشتیم و سرمایهگذار ترکیهای پیشنهاد آن را مطرح کرد و گفت اگر نسخه دوم را بسازید، ما حاضر به سرمایهگذاری روی آن هستیم. هم بخش خصوصی و هم برخی شبکههای دولتی در ترکیه مانند تیآرتی در حال حاضر پای کار فیلم هستند. 26 قسمت سریال «پسر دلفینی» را هم در کشور ترکیه پخش کردیم و برندسازی کاملی برای آن صورت گرفته است.
به نسخه سریالی «پسر دلفینی» اشاره کردید که در ایران هم شاهد پخش آن در یکی از پلتفرمها بودیم. نسبت این سریال دو نسخه سینمایی چیست؟
مهمترین مسئله این است که این دو پروژه یکدیگر را نقض نمیکنند...
اگر اشتباه نکنم در تیتراژ سریال نام شما بهعنوان کارگردان درج نمیشد.
بله کارگردان آن سریال من نبودم و تنها بهعنوان مشاور در طراحی اولیه کار حضور داشتم. البته ایده اولیه از من بود و برای نسخه سریالی از همان کاراکترهای نسخه سینمایی و برخی لوکیشنهای همان کار استفاده شد. برخی از کاراکترهای جدید هم به کار اضافه شد، چراکه سریال بهصورت اپیزودیک بود و هر قسمت قصه مجزایی داشت. پسر دلفینی و سفید بهعنوان دو کاراکتر اصلی نسخه سینمایی هم در سریال حضور داشتند. جهان داستانی سریال اما بهطور کامل زیر آب است و این در حالی است که داستان نسخه سینمایی، محدود به دنیای زیر آب نیست.
به تعبیری میتوان سریال «پسر دلفینی» را اسپینآف نسخه سینمایی دانست.
دقیقا. اسپینآفی که البته سن گروه مخاطبان آن هم به نسبت نسخه سینمایی، اندکی پایینتر در نظر گرفته شده است. زمانی که تصمیم به ساخت «پسر دلفینی2» گرفتیم، میدانستیم که حدود 2 سال زمان لازم است و میخواستیم در این بازه زمانی طیف بیشتری از مخاطبان کودک و نوجوان را با این برند همراه کنیم. در حال حاضر هم از مخاطبان خردسال تا نوجوان را میتوان گروه هدف «پسر دلفینی2» به حساب آورد.
در طراحی سینمایی «پسر دلفینی2» ملاحظات دیگری هم داشتید؟
یکی از مواردی که میتوانم به آن اشاره کنم مربوط به محصولات جانبی این انیمیشن است. در همان زمان پخش نسخه اول، ما محصولات جانبی هم در قالب اسباببازی برای آن سفارش دادیم. در بستهای که طراحی کرده بودیم، 6 کاراکتر را بهصورت عروسکی قرار دادیم و با مشاوره یکی از سازندههای اسباببازی، کاراکتر کوسه را هم در میان آنها در نظر گرفتیم. میگفتند که عروسک کوسه همواره در بازار اسباببازی مشتری دارد و موردتوجه بچههاست. براساس همین مشاوره و بعد از تولید عروسکها، در طراحی «پسر دلفینی2» تلاش کردیم نقش کاراکترهای کوسه و خرچنگ را پررنگتر کنیم و تا جایی که فیلمنامه اجازه میداد استفاده بیشتری از آنها کردیم.
به نظرم دقت در این ظرایف و توجه همزمان به محصول سینمایی و بازارهای جانبی، حاصل نگاه صنعتی درست به انیمیشنسازی است و چه خوب که در سینمای ایران هم این تجربهها در حال ثبت است.
دقیقا همین است. ما تلاش کردیم همه این وجوه را بهصورت همزمان موردتوجه داشته باشیم. امیدوارم شرایطی بهوجود بیاید که این تجربهها در میان دیگر فعالان حوزه انیمیشنسازی توسعه پیدا کند.
یکی از نکات تمایز «پسر دلفینی2» نسبت به نسخه اول از منظر داستانی، این بود که در قسمت اول شاهد محوریت مادر و جستجوی کاراکتر اصلی برای یافتن مادر بودیم و اینجا بهنوعی پدر در کانون روایت قرار گرفته است. درباره این انتخاب برای بسط داستان فیلم توضیح میدهید؟
مسئله محوری ما از همان ابتدا خانواده بود و معتقدیم هسته اصلی هر جامعه، خانواده است. اتفاقا همین اواخر یک فیلم خارجی برای نوجوانان را میدیدم که سنتز اصلی داستان در آن مربوط به این گزاره بود که پدر و مادرها جدای از یکدیگر هم میتوانند زندگی کنند و اتفاقا در این شرایط ارتباط بهتری هم میتوانند با بچههای خود داشته باشند. اینکه نتیجه یک داستان چنین موضوعی باشد، فینفسه بد نیست اما اینکه پایه و اساس سنتز یک فیلم در مواجهه تز و آنتیتز در آن، چنین سمت و سویی داشته باشد، لااقل متناسب با فرهنگ ما نیست.
اما درباره داستان «پسر دلفینی» ما در نسخه دوم، نکاتی را شاهد هستیم که خیلی از آنها پیشتر در نسخه اول هم وجود داشته است. بهعنوان مثال در همان قسمت اول، جایی بود که زن ناخدا به آزمایشگاهی میرود و آنجا عکسهایی وجود داشت که یکی از آنها همین کاراکتر پدر پسر دلفینی بود. یعنی او را آنجا دیده بودیم اما از آنجایی که ظرف زمانی محدودی در آن فیلم داشتیم، ناگزیر فقط روی کاراکتر مادر تمرکز کردیم. وقتی تصمیم گرفتیم این داستان را ادامه دهیم، دیدیم آن بخش مربوط به رابطه پسر و پدر، کاملا جای کار دارد و به همین دلیل آن را بسط دادیم.
یکی از ویژگیهای «پسر دلفینی» در هر دو نسخه، توجه به ظرفیت موسیقی و وسواس در استفاده از ترانههای جذاب برای مخاطبان است. کمی درباره طراحی فضای موسیقایی هر دو پروژه توضیح میدهید؟
در قسمت اول، ما فرآیندی را طی کردیم تا سرانجام به علیرضا طلیسچی برای خواندن ترانهها رسیدیم. پیشتر گزینههایی را مدنظر داشتیم که برای برخی شرایط همکاری بهوجود نیامد و با برخی دیگر به توافق نرسیدیم تا اینکه در نهایت صدای علیرضا طلیسچی روی فیلم نشست. هر دو قطعهای هم که او برای «پسر دلفینی» خواند، هم در فضای فیلم و هم در دنیای بیرون فیلم، مورد توجه قرار گرفت. در آن مقطع جزو آثار موفق این خواننده در زمینه جذب مخاطب هم بود. در قسمت دوم، با وسواس بیشتری روی موسیقی متن و آوازها توانستیم وقت بگذاریم و با ادیتهای بیشتر به خروجی فعلی رسیدیم. هومن نامداری و سامان معتمد که آهنگسازی کار را برعهده داشتند هم در این مسیر کمکهای بسیار زیادی کردند و برای ترانههای کار به شروین حاجیپور رسیدیم.
موسیقی «پسر دلفینی2» پس از شروع اکران با حاشیههایی مواجه شد، نظرتان درباره این حواشی چیست؟
برای اینکه حاصل یک کار، اثری باکیفیت برای خانوادهها و بچههای ایرانی باشد، باید از حاشیه دوری میکردیم. وقتی تیمی بهدرستی کار میکند، هیچ نیازی به حاشیهسازی ندارد. حاشیه، باعث پرت شدن حواسها از داخل زمین بازی میشود، در حالی که ما در درون زمین، گل خود را میزنیم. برای چنین تیمی، حاشیه سم است و ما هم هیچ علاقهای به موجسواری با حاشیهها نداریم.