جنگ نه ما را پیروز میکند و نه آمریکا را
هنوز شرایط جنگی به حد کفایت نرسیده است و آمریکا با وارد کردن ضرباتی تلاش میکند ایران را تحت فشار قرار دهد
هفت صبح| حمله آمریکا به جزیره خارک و پاسخ ایران به آمریکا با حمله به پایگاههای این کشور در اردن در حالی انجام شد که گمانهزنیها حکایت از احتمال پایان درگیریهای نظامی باشد اما تبدیل آتش میان دو کشور این ظن را بیشتر قوی کرد که آیا ممکن است تقابل نظامی تازه مقدمه جنگی دیگر باشد یا آنکه این درگیری را باید در سطحی محدود تفسیر کرد؟ برای پاسخ به این پرسشها به گفتوگو با علی بیگدلی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی نشستیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
حمله آمریکا به جزیره خارک و پاسخ ایران به آمریکا با حمله به پایگاههای این کشور در اردن در حالی انجام شد که گمانهزنیها حکایت از احتمال پایان درگیریهای نظامی باشد اما تبدیل آتش میان دو کشور این ظن را بیشتر قوی کرد که آیا ممکن است تقابل نظامی تازه مقدمه جنگی دیگر باشد یا آنکه این درگیری را باید در سطحی محدود تفسیر کرد؟ برای پاسخ به این پرسشها به گفتوگو با علی بیگدلی، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی نشستیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
حمله آمریکا به خارک و پاسخ ایران را چهطور ارزیابی میکنید؟ آیا باید انتظار جنگی دوباره و تمامعیار را داشته باشیم؟
هنوز شرایط جنگی به حد کفایت نرسیده است و آمریکا با وارد کردن ضرباتی تلاش میکند ایران را تحت فشار قرار دهد. با این حال، تفاهمنامهای که در اسلامآباد امضا شد و به نفع ما بود، توانست تا حدودی به کاهش این فشارها کمک کند. حتی در محافل سیاستگذاری آمریکا نیز گفته شد که این تفاهمنامه به نفع ایران بوده است و به همین دلیل هم ترامپ تفاهمنامه را نقض کرد و در نتیجه، یک خصومت پنهان تازه شکل گرفت.
آمریکا با حمله به جزیره خارک سعی کرد به نوعی قدرتنمایی کند. ایران هم به این اقدام پاسخ داد که حق هم داشت اما به نظر نمیرسد این حمله مقدمه یک جنگ دامنهدار باشد؛ زیرا ترامپ نیز شرایط لازم برای ورود به یک جنگ تمامعیار را ندارد. آنچه انجام شد، بیشتر نوعی سیاست آزاررسانی از سوی آمریکاییها بود. ما نباید بیش از حد خود را درگیر جنگ کنیم.
البته باید پاسخ حمله آمریکا را میدادیم، اما ما نیز با ملاحظه پاسخ دادیم. اردن اعلام کرد که ۸۰ موشک ایران را رهگیری کرده است، اما مشخص نیست ایران در مجموع چند موشک شلیک کرده بود. ما سعی کردیم دامنه حملات گسترده نشود تا آمریکا بیش از این تحریک نشود. اکنون ترامپ گفته است که سیاست انتقامجویی را دنبال میکند، اما مشخص نیست چه واکنشی در پیش خواهد گرفت ولی به نظر میرسد او هم دنبال آغاز جنگی دوباره نباشد.
ایران در ادامه چه سیاستی را باید در پیش بگیرد؟
ما در داخل کشور و در حوزه سیاست خارجی، وحدت نظر نداریم و هماهنگی میان میدان و دیپلماسی نیز دیده نمیشود. در جنگ هشتساله، برخی کشورها تلاش میکردند جنگ به پایان برسد اما در آن زمان هم دیپلماسی در حاشیه قرار داشت. اکنون نیز صدای واحدی از داخل کشور درباره میزان نقش میدان و دیپلماسی شنیده نمیشود. برخی گروههای داخلی نیز عملا در مسیر جنگطلبی حرکت میکنند.
از سوی دیگر، در میان مردم ناامیدی وجود دارد. تصمیمسازانِ ما باید به فکر مردم نیز باشند. سوال بزرگی که مطرح میشود این است که جنگ و نه صلح، تا کجا باید ادامه پیدا کند؟ ما باید دیپلماسی را قدرتمندانه پیگیری کنیم. سیاست مسدود کردن تنگه هرمز تا چه زمانی باید ادامه داشته باشد؟ ما باید از تا دیر نشده از امتیاز تنگه هرمز استفاده کنیم زیرا ممکن است اساسا این امتیاز از بین برود.
یک تحلیلی وجود دارد مبنی بر اینکه دونالد ترامپ میخواهد پس از انتخابات میاندورهای کنگره وارد جنگ با ایران شود. این تحلیل چه قدر درست است؟
من به این تحلیل باور ندارم. در ابتدا گفته شد که بعد از جام جهانی اتفاقی رخ خواهد داد، اما چنین اتفاقی رخ نداد. بعد گفته شد که پس از انتخابات میاندورهای شرایط تغییر خواهد کرد، اما حتی پس از این انتخابات نیز دست ترامپ باز نخواهد شد. حتی اگر او اکثریت را هم به دست بیاورد، باز هم دستش برای آغاز هر نوع جنگی باز نخواهد بود.
او مجاز نیست جنگی گسترده، مانند جنگ ۴۰ روزه آغاز کند. جنگ نیز نتوانسته است ترامپ را به پیروزی برساند. تنها راه این است که سطح انتظارات دو طرف به یک حد اعتدالی برسد. هر دو طرف نباید انتظار حداکثری داشته باشند. ما باید با نقشه نرمتری حرکت کنیم و به فکر مردم نیز باشیم؛ بهخصوص با توجه به این میزان از تنش اقتصادی. باید به دیپلماسی فرصت داده شود. اکنون در یک تنگنا و نقطهای مبهم قرار داریم و باید به سمت دیپلماسی حرکت کنیم. ما در سیاست خارجی نباید فقط جنبه تهاجمی را در نظر بگیریم. اگر بخواهیم شانهبهشانه آمریکا حرکت کنیم، این نگرانی وجود دارد که اسرائیل دوباره وارد میدان شود و بار دیگر دست به وحشیگری بزند.
برخی باور دارند که انتظار ادامه همهجانبه مسیر دیپلماتیک در شرایط کنونی منطقی نیست زیرا حتی اگر ایران مایل به مذاکره باشد، آمریکا به ویژه با رویکردهای متناقض ترامپ در حال حاضر مایل به ادامه مسیر دیپلماتیک نیست؛ کما اینکه جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه در میان مذاکرات آغاز شد و حتی بعد از امضای تفاهمنامه اسلامآباد نیز آمریکا اقداماتی ناقض مفاد تفاهمنامه انجام داد که باعث بروز جنگ 13 روزه شد. شما از ضرورت ادامه مذاکره و مسیر دیپلماتیک سخن میگویید، اما آیا واقعا در شرایط کنونی میسر است؟
دیپلماسی یک هنر است و طبیعتا با فراز و نشیبهایی روبهرو میشود. مذاکره تنها راه رهایی ما از این تنگناست. جنگ نه ما را پیروز میکند و نه آمریکا را. با جنگ، دو کشور به هیچ تفاهمی نمیرسند. به هر حال تفاهمنامهای امضا شده است و ما میتوانیم مبنای شروع دوباره مذاکره را همان تفاهمنامه اسلامآباد قرار دهیم. دیپلماسی پستی و بلندیهایی دارد. با این اوصاف، اگر دیپلماسی را آغاز کنیم، باید سطح انتظارات را کاهش دهیم و مسائل را در چند مرحله پیش ببریم. دیپلماسی میتواند چندمرحلهای باشد.
میتوانیم بگوییم ابتدا محاصره را بردارید تا ما نیز اجازه عبور کشتیها را بدهیم. سپس بر سر رفع تحریمها و از آن سو سطح غنیسازی و دیگر مسائل گفتوگو کنیم. توجه داشته باشید که از ابتدا مشخص بود که تفاهمنامه اسلامآباد به این سادگیها به نتیجه نمیرسد زیرا هم ترامپ از سیاست معقولی پیروی نمیکند و هم سطح انتظارات ما بالا بود.
در آمریکا نیز مدام به ترامپ چنین القا کردند این تفاهمنامه یکسره به نفع ایران است. در این شرایط تا چه زمانی باید آمریکا جزیره خارک را بزند و ما نیز در پاسخ، اردن را هدف قرار دهیم؟ این روش هم برای آمریکا و هم برای ایران خسارتبار است. مسائل باید مرحلهبهمرحله و از طریق دیپلماسی حلوفصل شوند. نمیشود همه مسائل را یکباره حل کرد.
اما به هر حال ترامپ نشان داده است که به تفاهمنامهها و قراردادهایی که میبندد، متعهد نیست. چه تضمینی وجود دارد که در پی مذاکرات احتمالی آینده بار دیگر بازی را عوض نکند؟
من در مصاحبه دیگری نیز گفتم که ترامپ دو تقصیر دارد؛ یکی اینکه از برجام خارج شد و دیگری اینکه جنگ را با ما آغاز کرد. ما نباید وارد بازی دیوانگی او شویم. باید بپرسیم تا چه زمانی میخواهیم بجنگیم؟ ما باید به فکر جامعه نیز باشیم. ما با یک فرد دیوانه مواجه هستیم. در چنین شرایطی نباید در زمین دیوانگی یک دیوانه بازی کرد. ترامپ از عقل سلیم برخوردار نیست. نمیشود تا دو سال دیگر شاهد دیوانگیهای او باشیم؛ جامعه ما اصلا تحمل چنین وضعیتی را ندارد. جامعه دچار نوعی خمودگی شده است. اکنون وضعیت به نقطهای مبهم رسیده و باید از این ابهام خارج شویم. تنها عاملی که از این وضعیت میتواند ما را خارج کند، حرکت به سمت دیپلماسی است.
نگاهی وجود دارد که اگر ایران بر میانجیگری روسیه و چین اصرار میکرد و یکی از این دو کشور به جای پاکستان میانجی ایران و آمریکا میشدند، روند مذاکرات بهتر پیش میرفت و آمریکا نیز خود را ملزمتر به انجام مفاد تفاهمنامه میدانست. نظرتان درباره این نگاه چیست؟
به هیچ وجه این نظر را قبول ندارم. روسیه و چین خوشحالاند که آمریکا گرفتار ایران شده است و مشخصا چین خشنود است که آمریکا در پی جنگ با ایران با کمبود سلاح مواجه شده است. چین معتقد است که هرچه آمریکا بیشتر درگیر ایران باشد، ضعیفتر میشود؛ لذا این وضعیت برای چین خوشحالکننده است. روسیه نیز میخواهد آمریکا درگیر ایران باشد تا فشار از سوی آمریکا در ارتباط با جنگ اوکراین کمتر شود. هرچه آمریکا بیشتر درگیر ایران باشد، حمایت تسلیحاتی این کشور از اوکراین نیز کمتر میشود. با این وصف اینکه برخی میگویند بهتر بود روسیه یا چین به جای پاکستان میانجی میشد، اساسا تحلیل نادرستی است.
در پایان درباره نقش اسرائیل هم بگویید؛ رژیم اسرائیل آیا ممکن است فرای هر توافقی که میان ایران و آمریکا امضا شود، برای تغییر دادن قواعد بازی، دست به اقداماتی علیه ایران بزند؟
اکنون ترامپ و نتانیاهو نیز رابطه صمیمانهای ندارند. اگر وضعیت به همین صورت ادامه پیدا کند، کابینه نتانیاهو سقوط خواهد کرد. نتانیاهو به دنبال اقدامی است که کابینهاش را احیا کند اما فعلا آمریکا اجازه نمیدهد اسرائیل به ایران حمله کند و این برای ما جای خوشحالی دارد. ادامه این روند میتواند باعث سقوط کابینه نتانیاهو شود و با توجه به پروندههایی که دارد، بعید نیست خودش و همسرش زندانی شوند.