کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۶۰۴۲۸
تاریخ خبر:
سه دوست، یک راز و سقوط مرگباری که پایانش به دادگاه کیفری رسید

آخرین جمله سهیل: کاوه و پریسا من را پرت کردند

آخرین جمله سهیل: کاوه و پریسا من را پرت کردند

قاضی به پریسا گفت: «اگر مطمئن بودی کاوه زود برنمی‌گردد، با سهیل ارتباط برقرار می‌کردی؟» متهم سرش را پایین انداخت و گفت ...

هفت صبح| شهریور سال ۱۴۰۳، در یکی از محله‌های صفادشت، صدای جیغ و فریاد از سر وحشت اهالی بلند شد و در کسری از ثانیه، صدای برخورد جسم مرد جوانی به نام سهیل با زمین به گوش رسید.همسایه‌ها با ترس و اضطراب بالای سر سهیل دویدند و خیلی سریع موضوع را به اورژانس و پلیس اطلاع دادند. در همان حال، دو نفر از دوستان سهیل که دختر و پسر جوانی به نام‌های پریسا و کاوه بودند نیز همراه همسایه‌ها بالای سر سهیل حاضر شدند.

 

سهیل به‌سختی نفس می‌کشید، ولی در همان حال با نفس‌های بریده‌بریده خطاب به کاوه گفت: «بی‌شرف، من کاری نکرده بودم که تو من را از پنجره به پایین پرتاب کردی.» نگاه وحشت‌زده کاوه روی صورت تک‌تک همسایه‌ها می‌چرخید و پشت سر هم می‌گفت: «دروغ می‌گوید. به خدا دروغ می‌گوید. من کاری نکردم.»

 

بازداشت متهمان

بلافاصله پلیس از راه رسید و همسایه‌ها مشاهدات خود را به مأموران اعلام کردند. همه آنها گفتند که سهیل مقابل چشم همه آنها، کاوه را به‌عنوان عامل سقوط معرفی کرده است.در حالی که سهیل برای معالجه به بیمارستان منتقل شده بود، همین اظهارات همسایه‌ها باعث شد افسر پرونده شخصاً بالای سر او حاضر شده و از او تحقیق کند.

 

سهیل که به دلیل وخامت حالش توانایی صحبت کردن طولانی را نداشت، تنها یک جمله به افسر پرونده گفت: «این دو نفر من را به پایین پرتاب کردند.» تلاش کادر درمان برای نجات جان سهیل بی‌ثمر ماند و او به دلیل وخامت حالش، ساعتی بعد از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داد. به این ترتیب، رسیدگی به موضوع در دستور کار بازپرس ویژه قتل قرار گرفت و با توجه به تحقیقات به‌عمل‌آمده تا آن لحظه، پریسا و کاوه به‌عنوان مظنونین پرونده بازداشت شدند.

 

انکار جنایت

متهمان از همان برخورد اولیه با مأموران جنایی، منکر هرگونه مداخله در مرگ سهیل شدند. کاوه در اظهارات ابتدایی خود گفت: «من و سهیل از چند سال قبل با همدیگر دوست بودیم. دختر مورد علاقه من، یعنی پریسا، هم با سهیل دوست بود و زیاد پیش می‌آمد که ما سه نفری با هم قرار می‌گذاشتیم. شب قبل از حادثه هم سهیل من و پریسا را به خانه‌اش دعوت کرد. ما شب را همان‌جا ماندیم و صبح روز بعد من برای خرید وسایل صبحانه و سیگار از خانه بیرون رفتم، اما سریع خریدم را انجام دادم و برگشتم.»

 

متهم ادامه داد: «زمانی که بازگشتم، متوجه شدم که سهیل قصد دست‌درازی به پریسا را داشته است. برای همین خیلی عصبانی شدم و شروع به دعوا با پریسا کردم. گفتم تو قصد خیانت به من را داشتی. صدای من بالا رفت و داشتم سر پریسا فریاد می‌زدم که ناگهان صدای فریاد شنیدم. آنجا بود که متوجه شدم سهیل خودش را از پنجره اتاقش پایین انداخته است. فکر می‌کنم شاید از روی خجالت و شرم به خاطر دست‌درازی به پریسا، اقدام به این کار کرد.» پریسا هم در اظهارات مشابه گفت: «زمانی که من و کاوه در حال جر و بحث بودیم، ناگهان صدای سقوط سهیل را شنیدیم. ما در مرگ او نقشی نداشتیم.»

 

در حالی که متهم اتهام قتل را تکذیب می‌کرد، وویس‌هایی که برای پریسا ارسال کرده بود به دست مأموران رسید و ضمیمه پرونده شد. او در این وویس‌ها به پریسا گفته بود: «تو با سهیل در ارتباط هستی و به من خیانت کردی. برای همین منتظر فرصتی هستم تا خون سهیل را بریزم.»

 

اما متهم حتی وقتی در برابر این وویس‌ها قرار گرفت، باز هم اتهام خود را انکار کرد. به‌رغم انکار متهمان، به دلیل وجود ادله و مستندات موجود در پرونده علیه آنها، بعد از تکمیل تحقیقات، پرونده با صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه دوازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهمان به اتهام مشارکت در قتل عمدی پای میز محاکمه رفتند.

 

در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی، مادر سهیل تقاضای قصاص متهمان را کرد و با توجه به اینکه پدر مقتول از چند سال قبل مجهول‌المکان است و کسی از او خبری ندارد، معاون اول قوه قضائیه از سوی پدر تقاضای قصاص کرد.

 

سپس پریسا پای میز محاکمه ایستاد و در دفاع از خود گفت: «چند وقت قبل بود که با کاوه دوست شدم. سهیل هم دوست مشترک ما بود و من مدتی بعد از دوستی با کاوه، با سهیل هم ارتباط برقرار کردم، اما به او گفته بودم که کاوه به هیچ عنوان نباید پی به ارتباط ما ببرد.»

 

متهم ادامه داد: «شب قبل از حادثه، سهیل من و کاوه را به خانه‌اش دعوت کرد و صبح روز بعد، کاوه برای خرید وسایل صبحانه و سیگار از خانه بیرون رفت. من در هال خانه سهیل نشسته بودم و او در اتاق بود که یک‌دفعه من را صدا زد و گفت پریسا، بیا ببین پای سگ من غده درآورده است.من به اتاق خواب رفتم تا پای سگ را ببینم، اما سهیل از من درخواست برقراری رابطه کرد که من مخالفت کردم و گفتم الان کاوه سر می‌رسد. سهیل اصرار می‌کرد و حتی به زور متوسل شد که در همان حال، کاوه سر رسید و ما را در حالت نامتعارف دید.

 

کاوه به‌شدت عصبانی شد و سر من فریاد می‌کشید.به من گفت سریع از اتاق بیرون بیا و در هال خانه، باز هم بگومگوی ما ادامه داشت. در آن لحظه، کاوه از اتاق بیرون آمد و فریاد زد و گفت تو به داخل اتاق برگرد، با تو کاری ندارم. کاوه داخل اتاق رفت و در را هم پشت سرش بست. بعد ناگهان صدای سقوط او را شنیدیم. من می‌دانم که اشتباه کردم، چون با سهیل در ارتباط بودم و فقط نمی‌خواستم کاوه موضوع را بفهمد. آن روز هم می‌دانستم کاوه زود برمی‌گردد، اما من نمی‌خواستم سهیل را به قتل برسانیم و او خودش از پنجره پایین پرید.»

 

قاضی به پریسا گفت: «اگر مطمئن بودی کاوه زود برنمی‌گردد، با سهیل ارتباط برقرار می‌کردی؟» متهم سرش را پایین انداخت و گفت: «بله، اما می‌دانم اشتباه کردم.»سپس نوبت به کاوه رسید که از خود دفاع کند و گفت: «من اتهامم را قبول ندارم. روز حادثه، زمانی که وارد خانه سهیل شدم، متوجه شدم که او قصد دست‌درازی به پریسا را داشته، برای همین خیلی شوکه و خشمگین شدم. اما او در حین جر و بحث من و پریسا، خودش را از پنجره پایین انداخت. سهیل سابقه مصرف مخدر کراک و شیشه داشت و همچنین سابقه خودکشی هم داشت. او یک بار سه سال قبل هم خودش را از طبقه سوم پایین انداخته بود.»

 

سپس محمد شمس، وکیل پریسا، در دفاع از موکل خود گفت: «پنجره اتاقی که متوفی از آن سقوط کرده، دارای پرده بوده که اگر متهمان قصد پرتاب کردن سهیل را داشتند، طبیعتاً سهیل باید به پرده چنگ می‌زد و پرده کنده می‌شد. اما پرده سالم است. همچنین در نظریه پزشکی قانونی، هیچ آثاری از مقاومت روی دست‌وپا و بدن متوفی گزارش نشده است.»

قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم، برای صدور رأی وارد شور شدند.

 

کدخبر: ۶۰۱۶۰۴۲۸
تاریخ خبر:
ارسال نظر