۱۵ سال درگیری و ۳ کشته بهخاطر ۳ گوسفند
روز حادثه نزدیک غروب بود و من کمکم داشتم وسایلم را برای جمع کردن کار جمع میکردم. ناگهان صدای شلیک گلوله...
هفت صبح| اواسط سال نود بود دو خانواده که در دو روستای همجوار در حومه شهر تهران ساکن بودند، با یکدیگر اختلاف پیدا کردند. ماجرای این اختلاف به گم شدن سه گوسفند برمیگشت. پسر ۲۷ساله یکی از این خانوادهها به نام صدرا، چوپان گله گوسفند خانواده طرف مقابل دعوا بود. از گله گوسفند تعداد سه رأس گوسفند گم شده بود و خانواده صاحب گله گمان میکردند که صدرا عامل سرقت و فروش گوسفندهاست. برای همین به او شک کرده بودند و همین شک، جرقه اختلاف و درگیری میان آنها را رقم زده بود.
اولین قتل
روز حادثه، خانوادهای که صاحب گله بودند، سراغ صدرا رفتند تا در مورد گوسفندان با او صحبت کنند. اما این درگیری به خشونت کشیده شد و در جریان این خشونت، صدرا با اصابت گلوله اسلحه شکاری به قتل رسید. خیلی سریع، پیکر نیمهجان او به یکی از بیمارستانهای نزدیک محل وقوع درگیری منتقل شد. اما شدت جراحت واردشده به حدی بود که صدرا جان خودش را از دست داد و به این ترتیب، رسیدگی به موضوع وارد فاز جنایی شد.
تیم جنایی و کارآگاهان پلیس آگاهی بهسرعت وارد عمل شدند و پس از انجام تحقیقات، مشخص شد یکی از برادران خانوادهای که صاحب گله بودند، به نام شاهین، عامل وارد کردن ضربه کاری به صدرا بوده است. به این ترتیب، شاهین بهعنوان تنها متهم پرونده تحت تعقیب قرار گرفت اما مشخص شد که او از محل زندگی خود متواری شده است.
فرار قاتل
در حالی که عملیات تعقیب و گریز برای یافتن ردی از شاهین آغاز شده بود، تحقیقات از خانواده صدرا نیز ادامه پیدا کرد. پدر صدرا به نام محمود، در جریان تحقیقات به مأموران گفت: «من زمین کشاورزی دارم و در روستای مجاور خانواده شاهین کار و زندگی میکنم. من و پسرانم انسانهای زحمتکشی هستیم و هرگز مال حرام سر سفرهمان نیاوردهایم. پسرم صدرا نیز با زحمتکشی کسب درآمد میکرد، اما به او تهمت سرقت زده بودند. از مدتی قبل، سه گوسفند از گله خانواده شاهین گم شد.
برخی همسایههای آنها و اهالی روستا شایعه کرده بودند که صدرا آن سه گوسفند را به سرقت برده و فروخته است. با اینکه من مطمئنم صدرا در سرقت و فروش گوسفندها هیچ نقشی نداشت، اهالی روستا برای اینکه نام سارق اصلی مخفی بماند، بیجهت کاری کرده بودند که صاحب گله به پسرم مشکوک شود. من چندین بار این موضوع را برای شاهین و برادرانش توضیح دادم، اما آنها همچنان به پسرم بدبین بودند و گوششان بدهکار حرفهای من نبود و نمیخواستند باور کنند که صدرا بیگناه است.
تا اینکه شب حادثه در جریان درگیری، پسرم را با اصابت گلوله اسلحه شکاری به قتل رساندند.» در ادامه ماجرا، تحقیقات برای پیدا کردن عامل جنایت ادامه پیدا کرد، اما شاهین تا پنج سال پس از وقوع حادثه همچنان متواری بود و سرانجام در سال ۹۵ در اقدام ضربتی پلیس در حالی که فکر میکرد آبها از آسیاب افتاده و به نزدیکی محل سکونت خویش بازگشته بود، شناسایی و دستگیر شد.
قاتل قصاص شد
رسیدگی به پرونده قتل صدرا ادامه پیدا کرد و در همین زمان مشخص شد که عامل سرقت آن سه گوسفند، صدرا نبوده و بیگناهی او برای خانواده متهم نیز محرز گشت. در همین حال، پدر صدرا اعلام کرد به دلیل بیگناه بودن فرزندش، تقاضای قصاص قاتل او را دارد و از خون فرزند خود گذشت نمیکند.
خانواده شاهین تمام تلاش خود را برای جلب رضایت اولیای دم انجام دادند و جلسات متعدد صلح و سازش برگزار کردند. اما پدر صدرا همچنان اعلام میکرد که فرزندش بیگناه به قتل رسیده و نمیتواند از خون او گذشت کند. به این ترتیب، بهرغم تلاشهای زیاد برای جلب رضایت اولیای دم، در سال ۱۴۰۱ شاهین به دار مجازات آویخته و قصاص شد.
دومین قتل
بعد از قصاص شاهین، فاز دوم درگیریها میان دو خانواده شدت گرفت. خانواده شاهین به خونخواهی از برادرشان به خاطر اجرای حکم قصاص او تصمیم گرفته بودند که از خانواده صدرا و پدر او انتقام بگیرند. به این ترتیب در سال ۱۴۰۳ به زمین زراعی پدر صدرا حمله کردند و درگیری مسلحانه بار دیگر میان دو خانواده ایجاد شد. در جریان این درگیری مسلحانه، پدر صدرا مورد اصابت سه گلوله ساچمهای قرار گرفت و در این حال، یکی از برادران شاهین نیز با گلوله اسلحه شکاری پدر صدرا زخمی شد. هر دو طرف که بهشدت مجروح شده بودند، به بیمارستان منتقل شدند.
با انجام اقدامات درمانی لازم و معالجات بهموقع، پدر صدرا، از کام مرگ نجات یافت و تحت درمان قرار گرفت. اما برادر شاهین که بهشدت مجروح شده بود، به کام مرگ فرو رفت و بار دیگر پرونده قتل دیگری میان این دو خانواده گشوده شد و این بار، خانواده صدرا در قامت متهم قرار گرفتند.
با تکمیل تحقیقات، مشخص شد برادر شاهین با اصابت گلوله شلیکشده از اسلحه پدر صدرا به قتل رسیده است. به این ترتیب، محمود بهعنوان متهم پرونده بازداشت شد و پس از انجام تحقیقات و صدور کیفرخواست، او در دادگاه کیفری یک بخش جوادآباد تهران پای میز محاکمه رفت.
در دادگاه، خانواده مقتول تقاضای قصاص متهم را کردند و او در دفاع از خود، شب حادثه را اینطور توضیح داد: «بعد از اینکه قاتل فرزندم را قصاص کردند، بارها از سوی خانواده قاتل مورد تهدید قرار گرفته بودم و آنها پیغام فرستاده و گفته بودند که انتقام خون برادرمان را خواهند گرفت. به همین دلیل، هر بار سر زمین کشاورزی مشغول کار بودم، اسلحهای را کنار خود نگه میداشتم تا در موقع بروز حادثه یا هجوم خانواده شاهین، بتوانم از خودم دفاع کنم.»
متهم در ادامه گفت:«روز حادثه نزدیک غروب بود و من کمکم داشتم وسایلم را برای جمع کردن کار جمع میکردم. ناگهان صدای شلیک گلوله و صدای فریاد و هجوم برادران شاهین به گوشم رسید. آنها بیدرنگ به سمت من شلیک میکردند، تا حدی که سه گلوله ساچمهای نیز به بدنم اصابت کرد و مورد معالجه قرار گرفتم. در این شرایط، چارهای نداشتم جز اینکه برای دفاع از خود اقدام به تیراندازی کنم که در این میان، چند گلوله به برادر شاهین اصابت کرد. من اتهام قتل عمد را قبول ندارم، چون تنها برای دفاع از خودم اقدام به شلیک گلوله کرده بودم.»
در ادامه ماجرا، علیرضا دلیر، وکیل متهم، نیز با توجه به شرایط پیشآمده برای موکل خود، اقدام او را دفاع مشروع خواند و تقاضای تبدیل عنوان اتهامی مباشرت در قتل عمد به قتل شبهعمد را از دادگاه کرد.
دادگاه پس از بررسی محتویات پرونده، قتل را شبهعمد تشخیص داد و متهم را به پرداخت دیه محکوم کرد.